eitaa logo
امتداد
990 دنبال‌کننده
677 عکس
269 ویدیو
21 فایل
مرکز تجربه نگاری امتداد امتداد، حکایت راه های طی شده ✅ارتباط با ادمین @mtedad_admin 🌐سایت امتداد: http://www.mtedad.org 🌐بله: https://ble.ir/mtedad_org 🌐تلگرام: https://t.me/mtedad_org
مشاهده در ایتا
دانلود
بر شانه‌های مهربان پدر، جهان برایش وسیع‌تر از همیشه بود. گردن استوار پدر بلندترین قله‌ای بود که بر آن تکیه می‌زد؛ تخت کوچکی برای شاهزاده‌ای کوچک که سرش را بالا گرفته بود و در میان آن جمعیت عظیم، که همه برای دفاع از وطن قد علم کرده بودند، هیچ‌کس به اندازه‌ی او دیدِ روشنی به جایگاهی نداشت که مجری و سخنران بر آن ایستاده بودند؛ گویی بر فراز همه‌ی سرها، او بود که آینده را تماشا می‌کرد. مادر، او را مجهز برای میدان آماده کرده بود؛ پوشکش تازه، لباس‌هایش گرم، شیشه شیرش پر. کودک، آسوده از همه نیازهای کوچک خود، پرچم سرزمینش را با شوق در پسِ سرِ پدر می‌چرخاند و پدر، در حالی‌که پاهای فرزندش را محکم گرفته بود، در دل خدا را شکر می‌کرد که نسلش را در مسیر حق روانه کرده است. دستان پدر بندِ نگه‌داشتن فرزند بود، اما چشمان و گلویش آزاد برای فریاد غرور. سرش زیر پرچمی بود که پسرش افراشته بود؛ پرچمی که زیر سقف آسمان، در دستان کوچکی می‌چرخید. چه نعمتی بالاتر از نسلی استوار و ثابت‌قدم؟ پدر با صدایی رسا شعار می‌داد و فرزند، همان‌طور که شیر می‌خورد، لحظه‌ای از تکان دادن پرچم بازنمی‌ایستاد؛ آمیزه‌ای از معصومیت و حماسه، عشق و وفاداری به وطن، در همین نقطه جان گرفته بود؛ تصویری زنده از آینده‌ای که در آغوش امروز شکل می‌گرفت. این‌بار فقط مادر نبود که از تماشای این صحنه لذت می‌برد؛ همه‌ی شاهدان، موجی از امید و غرور را در جان خود احساس می‌کردند؛ گویی خداوند با خلق این تصویر زیبا، روح حماسه را در دل جمع می‌دمید و نوید آینده‌ای روشن را می‌داد؛ آینده‌ای که در آن، این نسل نیز همچون پدرانشان در مسیر ولایت، آزادگی و شرافت می‌مانند و اجازه نمی‌دهند حتی لحظه‌ای این پرچم بر خاک بیفتد ✍ ام سلمه فرد 📍 گیلان 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
ای کاتب تقدیر جهان،وطنم ایران! ای صاحب گنج نهان،وطنم ایران ای مهد کورش کبیر،وطن ای وطن بگسل قلب فتنه را،وطن ای وطن ای خسته ز تیر بلا،وطن ای ایران وی جسته ز خصم اشقیا،وطن ای ایران تنت زخمی و مجروح جفا،ایران ای ایران روح تو سر فراز عرصه ها،ایران ای ایران تیر آرش را روانه رو،ایران ای ایران چشم فتنه را نشانه رو ،ایران ای ایران نیک زدی تیشه به ریشه ،ایران ای ایران بسوزان ریشه ی قتاله را،ایران ای ایران 📍کردستان-قروه ✍ محسن سامی 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
مینویسم امانمیدانم نوشته هایم چقدرخواندنی باشدمینویسم ازمردی که فرزندفاطمه بودسیدی که همانندجدش زخم زبان بسیارخورد،تهمت بسیارشنیداماهیچ گاه ازهدف والایی که داشت دست نکشید درطی۳۷سال رهبری کشوری عظیم زندگی ساده ودرویشیش به جای اشرافیت بعدازشهادتش نمایان شدوباعث حیرت همگان شد مینویسم ازسیدعلی خامنه‌ای،مردی که درحافظه تاریخ بشریت ثبت خواهدشد: رهبرمسلمانان،رهبرایرانیان مردی که حسین زمانه بودوبخاطربیعت نکردن بایزیدیان توسط پلیدترین وفاسدترین رژیم آمریکاواسرائیل پس ازسالهاخدمت خالصانه درراه اسلام درپشت میزخدمت به آرزوی خودرسیدوبه درجه رفیع شهادت نائل شد درپشت میزشهیدشدتاهمه روایتهای دروغ فروپاشدتامردم بدانندرهبرمانه زیرزمینی برای پناه گرفتن میخواست نه کشوری برای فرارومهاجرت اوماندخودوعزیزانش رافدای اسلام کردوامان ازصورتی پوشهای وطنم دخترک کاپشن صورتی،بلوزصورتیو دختران دبستان شجره طیبه باکوله پشتیهای صورتیشان مینویسم ازمردمی که داغدارپدرامت شان بودنداماهیچ گاه میدان راخالی نکرده اندبامشت های گره کرده فریاد انتقام جویی سرمی‌دادند وآنگاه که صدای یاابتای دختران سرزمین بلندشدتاریخ دست به قلم شدپسران ایران بدون رهبر،بدون رئیس ستادنیروهای مسلح ،بدون فرمانده کل سپاه وبدون وزیردفاع با خشم وعصیان به قصدخونخواهی پدرشان سیدعلی،اسرائیل رابه آتش کشاندندپایگاه های نظامی آمریکا یکی پس از دیگری درآتش خشم میسوزدولرزبراندام دشمنان میندازد تاریخ مینویسددرایران زمین گرپدری نیست تفنگ پدری هست وجهانیان این رابدانند پرچم علمدارهیچ گاه برزمین نمی افتدتا آنگاه که درسپیده دم ظهوربه دست صاحب اصلیش برسد ✍ ریحانه سعیدی 📍 چهار محال و بختیاری _ فلارد 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
دید هرکس خاتمِ دستِ تو را، برگرفت و زیورِ دستش نمود، بعد ها فهمید آن خاتم طلب، زینتِ انگشتران، دستِ تو بود... 📍چهارمحال و بختیاری- شهرکرد ✍ صالحه ارشادی فارسانی 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
شب گذشت، اما پژواکِ آن در جان‌ها نشست. شب گذشته میدان ابرکوه شاهد حضور بی‌نظیر مردم بود.همه آمده بودند ، مرشد ضرب می‌زد و نوای انقلابی در فضا می‌پیچید؛ گویی روزهای پرفراز و نشیبِ انقلاب پنجاه و هفت، بار دیگر برایمان جان گرفت. صدای مردم ابرکوه، همواره در صحنه، چون آوای رعد در دل کوهستان، هراس‌افزا و پرطمطراق بود. با صلابتی وصف‌ناشدنی شعار می‌دادیم و شهر را به حیرت وا می‌داشتیم. شور و شوقِ حضور مردم،وصف ناشدنی بود. ساعت‌ها در میدان ایستادیم و سپس، با قدم‌هایی استوار و شعارهایی کوبنده، راهی خیابان شهید رجایی شدیم. در مسیر، جلو شیرینی‌فروشی و مسجد امام حسن (ع)، صف‌هایی از عاشقانِ انقلاب شکل گرفته بود. با شکلات، خرما و چای، از رهگذران پذیرایی می‌کردند؛ چه هم‌دلی زیبا و ماندگاری! ای کاش، تاریخ‌نگاران و نویسندگان شهر، عظمت حضور را به رشته تحریر درآورند. همت و اراده‌ی مردم را ثبت کنند و این لحظات شگفت‌انگیز را برای آیندگان به یادگار بگذارند. حرکات منظمِ پرچم در دستِ کوچک و بزرگ، جلوه حضور را به غایت پررنگ‌تر می‌ساخت. دنیا بداند رهبر ما، سید مجتبی خامنه‌ای است و پرچم ما، پرچمِ سه رنگ جمهوری اسلامی. ما، مردمِ ابرکوه، تا آخرین نفس، حافظ میهن و پرچم کشورمان خواهیم بود. ای آمریکای جهانخوار! ای صهیونیسم نابکار! نفرین بر شما باد ✍ پروین امیدواری 📍 یزد 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
پژواک اندوه۱۲.m4a
حجم: 1.2M
🎙 مریم دلیلی 📍مازندران - آمل ✍ مریم دلیلی 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
ایران خانومم طاقت بیار... ماهمه دست به دست هم‌کنارتیم توهنوز زنده ای نفس میکشی ماهنوز قلب کوچک مان برای ذره ذره خاکت‌می تپد بادستانمان پرچم زیبایت را با افتخار تکان می دهیم بالبخندمان مرهمی می شویم روی زخم هایت‌که اهریمن روی بدن زیبایت انداخته ماهنوز سرودت راباصدای بلند میخوانیم و به گوش جهانیان می رسانیم ایران خانوم قشنگم طاقت بیار.. ذره ای بیش نمانده تا روسری زیبایت را سر کنی زیبایی بهارت را نمایان کنی و باران رحمت الهی را روی خاکت حس کنی ایران خانومم.. خورشیدت دوباره طلوع خواهد کرد اما این بار به گونه ای دیگر این بار با افتخار تر،زیباتر و درخشان تر.. ودر آخر اینگونه با تو سخن می گویم ایران خانومم و من زنده میمانم تا ان روز را ببینم که با افتخار بگویم: ما مانده ایم،ما ایستاده ایم و درکنار هم همه چیز را دوباره ساخته ایم ✍ زهرا جلیلی پیران 📍 چهار محال و بختیاری 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
الا یا ایها الصهیون کنون اما تماشا کن نبرد موشک ایرانیان را خوب حاشا کن بگوش مردم بی‌همت خود خوانده‌ای اینک علی را کشته‌ایم و گورشان کنده شده تک تک نمی‌خواهی از این نیرنگ‌ها عبرت بگیری نه؟ به دست مردم ایران کمی شهرت بگیری نه؟ بدانید ای حرامی‌ها، که ایرانی نمی‌میرد ز هر خونی بریزد باز خون تازه جان گیرد علی با مشت دستش، موقع مرگش بشارت داد برای هرکدام‌مان کنون رزمی اشارت داد و وقتی که به دست مجتبی داد این علم را رفت برای آن نبرد آخر همراه مولا رفت به یاد رهبر ایران، شده طوفان چه طوفانی ز خونِ بی گناه او، شده ایران چه ایرانی قمار مرگ خود را کرده‌ای اما نمی‌دانی نگاه مردم ما خشمگین، یعنی نمی‌مانی به دستِ خود نبرد آخرین آغاز کردی بعد به سمت مرگ خود آری شما در باز کردی بعد حریفِ مشت این مردم نشد آن موشک دستت و آزادی ایران! باز هم مردود شد رمزت کجای این جهانی تو که این را هم نمی‌دانی که خیبرها شکست اینک به دست مرد میدانی از آن روزی که در آتش گرفته بود، پا سوزست صدای انتقام شیعه می‌آید و آن روزست برای هر چه کردی ای یهودی انتقامش ما و می‌گیریم با مرگ عمودی انتقامش ما درون‌ کاخ خود زلزال را فهمیده‌ای حتما تقاصِ کشتن سردار را فهمیده‌ای قطعا که این دشت پر از لاله از این درد نبود اوست سرای میهنم هم دادگاهی در صعود اوست عجب راهی شما طی کرده و راهی شدی نرمک حماسه در حماسه ساخته در جنگ‌ها بی‌شک ز دستِ خسته‌ی قاسم، به چشم بسته‌ی مهدی مشامی مانده دردشت و صدای خادمی، مردی بدان ابله غرامت از تو می‌گیریم ما با خون ولاینصر، به اسرائیل باشد یا که با فرعون کنام جنگ و باروتیم، رزم آرای میدانیم به دل نامی ز منجی، بر زبان جاری که می‌مانیم خیابانی که میبینی خیابان هم نمی‌ماند کمین دشمنی‌هایت به فریادی نمی‌ماند کنون خطی مقدم ساختی سنگر خیابان است حضور ناتمامی از نگهبانان ایران است به فکر خستگی غالب شدن برما، زهی باطل! حضور شیرمی ماند ظهورش می کند کامل الا یا ایها الصهیون کنون اما تماشا کن نبرد موشک ایرانیان را خوب حاشا کن 📍سمنان ✍زهرا خراسانی 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
ای ستاره‌های درخشانِ میناب ، که در آسمانِ خاک ، جاودانه شدید ، شما با قلب‌های کوچک ، بزرگ‌ترین درسِ زندگی را دادید : درسِ عشق ، ایثار و ایمان . امروز ، نامتان در تاریخِ این سرزمین ، همچون نگینی می‌درخشد . خاطره‌های شما ، نه در سنگ‌ها ، بلکه در دل‌های ما زنده است . هر بار که نامِ میناب را می‌شنویم ، یادِتان روحمان را جلا می‌دهد ❤️‍🩹. رهبرِ شهید و عزیزم ، این شهیدانِ کوچک ، گواهِ آن هستند که نسل‌های جدید ، میراث‌دارِ ارزش‌های شما هستند . آن‌ها با شجاعت ، مفهومِ « دفاع » را در عمل نشان دادند . سخن‌های شما ، همچون چراغی ، راه را برای جوانان روشن کرده است . این دانش‌آموزان ، ثمرهٔ همان بذرهایی هستند که شما در قلب‌های این ملت کاشته‌اید . امید که داستانِ آن‌ها ، همچون پیامی از صلابت و امید ، همیشه در یادها باقی بماند ✍ مطهره مفتخرخواه 📍 تهران 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
در حرم ِ امن ِ خیابانی ام نزد ِ خداوند ِ مهربانی ام گوش به فرمان توام خامنه! راه شهیدقاسم،سلیمانی ام 📍مشهد مقدس ✍ مهدی عرفانیان 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
منم دختر ایران؛ آمده بودم تا باشم… تا در برهه‌ای از تاریخ، در کنار بهترین آدم‌های روزگارم بمانم. آمده بودم که یکی از روایتگران قصه انقلاب، جنگ و جهاد شوم؛ چه آن زمان که در آغوش مادر در صف مبارزه با طاغوت بودم، چه روزهایی که در سال‌های دفاع مقدس، قدم به قدم تشییع پیکر شهدا را دنبال می‌کردم، و چه امروز، در میدان جنگ نرم، در فضای رسانه‌های ملی و جهانی. آمده بودم تا باشم؛ دیگر تنها روایتگر نبودم، من نیز می‌توانستم در متن تاریخ بمانم و تاریخ‌ساز میهنم باشم. مهر امیرالمؤمنین، حیدر کرار، دلم را شیفته ولایت کرد و با عشق به حقانیت علی، قدم در جاده توحید و معرفت الهی گذاشتم. ولایت تنها یک واژه نیست؛ سبک زندگی است، باوری برای درست زیستن و جاودانه ماندن. در مسیر ولایت ماندن، صبوری و استقامت می‌طلبد و این راه جز با تبعیت از نائب برحق مولا ممکن نمی‌شود. گاهی کم می‌آوردم؛ از سرزنش‌ها و تحقیرهای روزگار، به گوشه عزلت پناه می‌بردم. اما من فرزند انقلاب بودم؛ چشم امیدم به نگاه پدرانه‌ای بود که از قاب تلویزیون می‌تابید و جان تازه‌ای در دل شکسته و نگرانم می‌نشاند. وقتی از شجاعت سخن می‌گفتید، دیگر ترسی از هیاهوی دنیای بی‌رحم در وجودم نمی‌ماند. چه بسیار چهارشنبه‌هایی که به شوق شنیدن کلام دلنشینتان چشم به راه می‌نشستم؛ با جان و دل گوش می‌سپردم، دل آرام می‌گرفت و توان دوباره‌ای برای جهاد در میدان‌های گوناگون می‌یافتم؛ جهادی در تحصیل، هنر، و سبک زندگی زیبایی که با ظرافت برایمان ترسیم می‌کردید. افتخار من، داشتن نشان سربازی وفادار بود؛ نشانی که با هر نبرد با اهریمن نفس، آن را در خود تمدید می‌کردم. در مسیر خودسازی، راز پیکار با پلیدی‌ها را آموختم. در ایران، در وطن پاک و مقدسی که به برکت خون شهدا و به رهبری پیر جماران به انقلاب اسلامی بزرگی در جهان بدل شد، و در کوتاه مدتی سکانداری آن به دستان توانمند شما سپرده شد. راه پر فراز و نشیبی که پیش رویمان بود، با اشاره‌های هدایتگر شما، برایمان هموارتر می‌شد. از صبر می‌گفتید، از استقامت، از تلاش توحیدی، و از نگاه ژرف به طرح کلی اندیشه اسلامی در جهان. در کوره‌راه‌های غبارآلود فتنه و آشوب، چراغ هدایت ولایت، ترس را از چشمان مضطرب ما می‌ربود و جای آن را شور و شهامت می‌نشاند. آموختم که در هر گام، انتخابی درست داشته باشم؛ آن‌گونه که شما آموخته بودید. اما همیشه چشم‌به‌راه تأیید آن نگاه نورانی می‌ماندم تا به ولایت‌پذیری خویش ببالَم. در داشته‌هایم کمبودی نمی‌دیدم؛ هر چه می‌جستم، شما بلد بودید. دانشتان، هر متخصصی را به حیرت می‌انداخت. به من آموختید که قناعت را در مصرف درست بجویم، نه در محدود کردن علم‌آموزی. یاد دادید که در طلب دانش، مرزی به نام زمان و مکان نپذیرم. و روزی که ویروس کوچکی انسان‌ها را از هم جدا کرد، شما راه غلبه بر آن را در گذشت و همدلی دانستید. ما آموختیم که با وحدت، می‌توان دشمنی سرسخت را به زانو درآورد. آن‌قدر آموختیم که خیالتان از فرزندانتان آسوده شد؛ و با آرامشی پدرانه و مشتی گره‌کرده، ادامه مسیر فتح را با مبعوث شدن ملتی استوار پی گرفتید. و شما هنوز هم با ما هستید؛ با همان نام و یاد، چه سید علی شهید، چه سید مجتبی علمدار. پروردگارا، شکر بر هر آنچه عطا کردی و ندادی. ما را از بندگان مخلص و شکرگزار خود قرار ده و در پناه قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام حفظ فرما. برای فرزندان این سرزمین که تو را آن‌گونه که باید نشناختند، از درگاهت هدایت و روشنی راه می‌طلبم. ان‌شاءالله در کنار یکدیگر، در برابر همه دشمنان آشکار و پنهان، تا ظهور منجی عالم بشریت استوار بمانیم و جهان به شمیم دلنواز گل نرگس، مولایمان مهدی، معطر و جهانی گردد. ✍ صدیقه ترکمن 📍 تهران 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org