eitaa logo
امتداد
989 دنبال‌کننده
677 عکس
269 ویدیو
21 فایل
مرکز تجربه نگاری امتداد امتداد، حکایت راه های طی شده ✅ارتباط با ادمین @mtedad_admin 🌐سایت امتداد: http://www.mtedad.org 🌐بله: https://ble.ir/mtedad_org 🌐تلگرام: https://t.me/mtedad_org
مشاهده در ایتا
دانلود
ایران من ایران من ای سرزمین عشق و عرفان پاینده باشی کشورم مهد دلیران تاریخ تو یکسر وفاداری وایثار مردانی از جنس غرور وفخر دوران دشمن بداند با شهادت سرفرازیم از وحدت ما می شود افسرده شیطان تا پرچم ایران بدست مرشد ماست ترسی نداریم از ستمکاران نادان اینجا سرای شیر مردان خدایی است رزم آورانی عاشق و شیدا ی قرآن سردار هایی که شهادت را گزیدند آزادگی را خونشان کرده است بنیان اینجا حرم باشد وخاکش لاله گون است دنیا بداند دشمن ما گشته حیران پیمان وحدت بسته ایم وجان نثاریم سستی نگیرد هیچگاه در نقش ایمان با اتحاد ویکدلی پیروزی از ماست ایران توسل می کند بر حی سبحان ما حافظان آن خلیج فارس هستیم مهمان ناخوانده شود آنجا پریشان یاران دانشمند را یارب نگهدار از همت آنان شود میهن گلستان فرمان دهد رهبر اگر آماده هستیم در جنگ با دشمن هراسی نیست از جان 📍یزد ✍پروین امیدواری 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
قرمزترین غروب، جاودانه‌ترین طلوع آسمان، نه از ابر، که از بغض سنگین شد. خبری آمد، چونان صاعقه‌ای بر دشت خاموش، که ریشه در جان‌ها دواند. رهبر، آن فانوس هدایت، خاموش شد. خبر، چونان آتشی در دل شهرها پیچید و شعله‌هایش تا دورترین نقاط این دیار کشید. میدان‌ها، که پیش از این، فریاد وحدت و همبستگی را شنیده بودند، این بار در سکوتی غریب فرو رفتند. سکوتی که فریاد می‌زد؛ فریاد از دست دادنِ پدری مهربان، رهبری دلسوز، و کوهی استوار. از کوچه‌های تنگ تا خیابان‌های عریض، از شهرهای پرهیاهو تا روستاهای دورافتاده، چشم‌ها اشکبار شد و دست‌ها به دعا. تجمعات خودجوش، نه از جنس شادی، که از جنس اندوهی عمیق، آغاز شد. مردمی از هر قشر، از کودکانی که با چشم‌های معصوم خود، غمی را حس می‌کردند که شاید درک نمی‌کردند، تا پیرانِ سالخورده‌ای که سال‌ها در رکاب رهبر، ندای حق را شنیده بودند و اکنون قامتشان از داغِ او خمیده شد. در پیاده‌روها، در مساجد، در هر گوشه و کناری، نجواها آغاز شد؛ زمزمه‌ی خاطرات، مرورِ سال‌ها استقامت، و حسرتی برای استوارترین ستونِ این سرزمین. دیوارهای شهر، که شاید شاهدِ بسیاری از هیاهوهای رژیم‌های گذشته بود، این بار شاهدِ استقامتی دیگر بود. تخریب‌هایی که شاید روزگاری نمادِ صلابتِ دیکتاتورها بود، اکنون در برابرِ عظمتِ اتحادِ مردمی که بر پایِ آرمان‌های رهبرشان ایستاده بودند، رنگ می‌باخت. هرچند زخمِ این ویرانی‌ها بر پیکرِ شهر باقی بود، اما روحِ مردم، استوارتر از هر بنایی، در پیِ آن بود که راهِ نور را ادامه دهد. یادِ شهدا، آن سروهایِ آزاد، دوباره زنده شد. در میانِ این اندوهِ فراگیر، حماسه‌ی مقاومتِ آنان، الهام‌بخشِ ادامه‌ی راه بود. شهدا، چراغِ راهِ رهبر بودند و اکنون، یادِ رهبر، چراغِ راهِ ما. موکب‌ها، که معمولاً بویِ عطرِ خدمت و ارادت داشتند، این بار بویِ اشک و اشکبار داشتند. رژه‌های موتوری، که نمادِ اقتدار و صلابت بود، این بار در سکوتِ عزاداری، نوایِ دیگری سر داد. راه‌پیمایی‌ها، نه در پیِ شادی، که در پیِ تجدیدِ عهد بود؛ عهدی با آرمان‌هایی که رهبر، تمامِ زندگی‌اش را وقفِ آن کرده بود. از کودکانی که در آغوشِ مادرانشان، اشک می‌ریختند، تا جوانانی که با نگاهی مصمم، پیمانِ استواری می‌بستند، تا میانسالانی که خاطراتِ دور را زنده می‌کردند، و پیرانی که با تسلیمِ رضایِ الهی، بر صبر تأکید داشتند؛ همه و همه، در این اقیانوسِ اندوه، موجی واحد بودند. رهبر رفت، اما حکایتش آغاز شد. داغِ شهادتش، نه نقطه پایان، که سرآغازِ تبلورِ اراده‌ای پولادین شد. نسلی که با نفسِ او جان گرفته بود، اکنون با یادِ او، قوی‌تر از پیش، پرچمِ هدایت را به دوش خواهد کشید. و این، آغازِ جاودانگی بود، در دلِ قرمزترین غروبِ تاریخ. ✍ خانم عباسی 📍 چهار محال و بختیاری 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org
عکس هایت را تماشا می کنم... تک به تک، با آهِ سردی از دلم، عکس هایت را تماشا می کنم... عکسِ آن روزی که با دستانِ خود، می نشاندی دانه ای در صدرِ خاک، آب می دادی به آن خرّم نهال، کاش بودم آن نهالِ سبز و پاک... عکس هایت را تماشا می کنم... عکسِ دلچسبِ رباعی خواندنت... شعر می خواندیّ و آن تک بیت ها، با چه شوقی می پریدند از لبت... کاش بودم واژه ی آن بیت ها... عکس هایت را تماشا می کنم... عکسِ دستت، با همان انگشترت... آن که میدادی به هر یار و رفیق، کاش بودم آن عقیق... من شنیدم موقعِ آن معرکه، مشت بوده دستِ پر زورِ شما من همانم... ما همانیم، یک به یک، مشتِ دستِ قرص و پرزورِ شما... 📍چهارمحال و بختیاری- شهرکرد ✍ صالحه ارشادی فارسانی 🔰 امتداد، حکایت راه‌های طی شده... 🆔 @mtedad_org