eitaa logo
مبهم؛
1.5هزار دنبال‌کننده
274 عکس
111 ویدیو
0 فایل
آدمی‌شاعرنمیشود‌مگر‌به‌جبر‌اندوه ! - پرسیدند او کیست ؟ گفتم هر آنچه که دارم. - " کپی؟ نداشتیم از این حرفا "
مشاهده در ایتا
دانلود
ناگزیر از سفرم بی سرو سامان چون باد به «گرفتار رهایی» نتوان گفت آزاد کوچ تا چند؟ مگر می شود از خویش گریخت بال تنها غم غربت به پرستوها داد اینکه مردم نشناسند تو را غربت نیست غربت آن است که یاران ببرندت از یاد عاشقی چیست؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر؟ نه من از قهر تو غمگین، نه تو از مهرم شاد چشم بیهوده به آیینه شدن دوخته ای اشک آن روز که آیینه شد از چشم افتاد
برایش‌شعر‌خواندم‌تا‌رقیبم‌پیش‌شاعر‌ها ، بگوید‌عاشقش‌او‌را‌هنر‌مندانه‌میخواهد ‌‌
که حال غرقه در دریا ، نداند خفته بر ساحل.
اگر خیال تماشاست در سرت بشتاب که آبشارم و افتادنم تماشایی‌ست.
بعضیا می‌گن من مهربون‌ترین آدم دنیام، بعضیای دیگه هم می‌گن من خیلی بدم. هر دو رو باور کن. هر کسی همون نسخه‌ای از من و دیده که لیاقتش رو داشته.
-
دیگران از من گریزانند و من از خویشتن.
هرکه‌بپرسدای‌فلان‌حال‌دلت‌چگونه‌شد خون‌شددم‌به‌دم‌همی‌ازمژه‌میچکانمش.