نامه آخرت به دستم رسید
بالاخره تونستی پستش کنی
خیلی پُلا میونمون خراب شد
دیگه نمیتونی درستش کنی
جون به لبم رسید تا رامم بشی
چه جوری این شعله رو خاموش کنم
شاید ببخشمت ولی محاله
نامه آخرو فراموش کنم
نوشتی آسمونمون تموم شد
هرچی که بوده بینمون تموم شد
تو ساده رد شدی ولی جدایی
خیلی برای من گرون تموم شد
تو آسمون قلب من پریدن
یه ذره بال و پر میخواس نداشتی
به من نگو تقصیر سرنوشته
عاشق شدن جگر میخواس نداشتی
با این حساب حرفی دیگه نمونده
منم دیگه حرفامو جم میکنم
چندتا غزل میمونه چندتا نامه
اونم یه خاکی تو سرم میکنم
ازما گذشته اینو بشنو برو
که چوب حراج نزنی دلت رو
دل به کسی بده که وقتی میره
رژت رو پاک کنه نه ریملت رو..
گاهی آدمی آنقدر کسی را دوست دارد
که حتی اگر به او نرسد، باز هم حاضر است تمام عمرش را در آتشِ دلتنگی بسوزد؛
چون برایش همین دوستداشتن کافیست.