eitaa logo
مبهم؛
1.3هزار دنبال‌کننده
244 عکس
94 ویدیو
0 فایل
آدمی‌شاعرنمیشود‌مگر‌به‌جبر‌اندوه ! - پرسیدند او کیست ؟ گفتم هر آنچه که دارم. - " کپی؟ نداشتیم از این حرفا " جایی برای تخلیه ذهن شما؛ https://abzarek.ir/service-p/msg/4107750
مشاهده در ایتا
دانلود
((((":
خندوندن یه نفر بعد از اینکه تازه گریه کرده از قشنگ ترین صحنه هاست🥲
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟ راستش زور من ِ خسته به طوفان نرسید
دکمه پیراهنت هم شد رقیب قلب من ، من حسودم باز می‌گویی حسادت تا چه حد؟(: من حسادت می کنم حتی به دست گرم آن ؛ شال خوشرنگی که می پیچد به دور گردنت ! من حسودی میکنم بر همجواران تنت ؛ روسری و چادر وانگشتر و پیراهنت ! گفته بودی عاشقِ شعری و من این روزها، می‌نویسم شعر و بعدش هم حسادت می‌کنم!
از دستِ چشم‌های کسی درد می‌کشم مادر بخوان برای من « اَمَّنْ یُجیب » را . . .
ﺳﺮ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﮔﺮﻭ ﺑﻮﺩ ﺳﺮﻡ ﺗﻮ ﺷﺪﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﭘﯿﺮﯼ ﭘﺴﺮﻡ ﺗﻮ ﺟﮕﺮ ﮔﻮﺷﻪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺷﯿﺮ ﺑﺮﯾﺪﯼ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻦ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻫﻤﺎﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺟﮕﺮﻡ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻧﺮﺍﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻫﻮﺳﯽ ﻫﻮﺱ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﭘﯿﺮﺍﻧﻪ ﺳﺮﻡ ﭘﺪﺭﺕ ﮔﻮﻫﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺭ ﻭ ﺳﯿﻢ ﻓﺮﻭﺧﺖ ﭘﺪﺭ ﻋﺸﻖ ﺑﺴﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ ﭘﺪﺭﻡ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﮔﯽ ﻭ ﺣﺴﻦ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻭ ﻫﻨﺮ ﻋﺠﺒﺎ ﻫﯿﭻ ﻧﯿﺮﺯﯾﺪ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺳﯿﻢ ﻭ ﺯﺭﻡ ﺳﯿﺰﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ ﻣﻦ ﺧﻮﺩ ﺁﻥ ﺳﯿﺰﺩﻫﻢ ﮐﺰ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﻡ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻭ ﺩﺭﺵ ﺗﺎﺯﻩ ﮐﻨﻢ ﻋﻬﺪ ﻗﺪﯾﻢ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪﯼ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﮔﺬﺭﻡ
- تنها به غمم تسکین بخشد غزل حافظ آنجا که چه زیبا گفت آه از غم آن‌هایی
روز ها با فکر او دیوانه‌ام، شب بیشتر هر دو دلتنگ همیم، امّا من اغلب بیشتر...
مبهم؛
روز ها با فکر او دیوانه‌ام، شب بیشتر هر دو دلتنگ همیم، امّا من اغلب بیشتر...
روزها با فکر او دیوانه‌ام شب بیشتر هردو دلتنگ همیم اما من اغلب بیشتر باد می‌گوید که او آشفته‌گیسو دیدنیست شانه می‌گوید که با موی مرتب بیشتر حرف‌هایش از نوازش‌های او شیرین‌تر است از هر انگشتش هنر می‌ریزد از لب بیشتر پشت لحن سرد خود خورشید پنهان کرده است عمق هذیان می‌شود با سوزش تب بیشتر یک اتاق و لقمه‌ای نان و حضور سبز او من چه می‌خواهم مگر از یک مکعب بیشتر؟ :))
در هیاهوی مغزم فردی را کشتم، که روزی بهترینم بود..
در آرزوی تو موهای من سپید شدند اجازه هست تو را زندگی خطاب کنم؟