شیشه نزدیکتر از سنگ ندارد خویشی
هر شکستی که به هرکس برسد از خویش است.
- صائب تبریزی
چقد دلم میخواد الان پیشم بودیو همو بغل میکردیم
من دنبال فیلم میگشتم و تو آشپزی میکردی
چه قد نیاز دارم همیشه باشی کنارم ...
دیدنش حالِ مرا یک جورِ دیگر میکند
حالِ یک دیوانه را دیوانه بهتر میکند
در نگاهش یک سگِ وحشی رها کرده و این
جنگِ بین ما دو تا را نابرابر میکند
حالتِ پیچیدهی مویَش شبیه سرنوشت
عشق را بر روی پیشانی مُقَدَر میکند
آنقدر دلبستهام بر دکمه ی پیراهنش
فکر آغوشش لباسم را معطر می کند
رنگِ مویش را تمام شهر می دانند، حیف
پیش چشم عاشق من روسری سر میکند
با حیا بودم ولی با دیدنش فهمیده ام
آب گاهی مومنین را هم شناگر میکند
دوستش دارم ولی این راز باشد بین ما
هر کسی را دوست دارم زود شوهر میکند
_علی صفری
گاه گاهى با خودم نامهربانى ميكنم
با خودم لج مى كنم با غم تبانى ميكنم
چشم مى دوزم به دستانى
كه در دست تو بود . .
خاطرات رفته ام را بازخوانى مى كنم
بى نشانى رفتى و دلتنگ
ماندم چاره چيست ؟!
نامه ها را مى نويسم بايگانى مى كنم
آه حالا كه خودت اينجا كنارم نيستى
در كنار عكس تو شيرين زبانى ميكنم:)
_سیدتقیسیدی
تمام شب پر از پیچ و خم است موهای تو،
ز دست من شانهای بهتر نمیجویی..
برای غمت ز پریشانیِ روزهایت،
ز آغوشم مکانی امن تر نمیجویی..
ز سوز سرمایِ شبانگاه زمستانت
ز دستم گرمکنِ بهتر نمیجویی..