مبهم؛
از سخنچینان شنیدم آشنایت نیستم خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم.. - فاضل نظری
سخنچینان شنیدم آشنایت نیستم!
خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم!
سیلیِ همصحبتی از موج خوردن سخت نیست
صخرهام هر قدر بیمهری کنی میایستم
تا نگویی اشکهای شمع از کمطاقتیست
در خودم آتش به پا کردم ولی نگریستم
چون شکست آینه، حیرت صد برابر میشود
بیسبب خود را شکستم تا ببینم کیستم
زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست
کاش قدری پیش از این یا بعد از آن میزیستم
ببخشید که هنوز نفس میکشم.
ببخشید که هنوز هم میخندم، زورکی.
ببخشید که هیچوقت کافی نبودم.
ببخشید که جای رفتن، گیر کردم.
ببخشید که حتی تو سکوت هم آزارم حس میشه.
ببخشید که هنوز اینجام، بیدلیل.
ببخشید که بودنم هیچوقت معنایی نداشت.
ببخشید که هر روز دارم کمتر میشم.
ببخشید که سایه شدم، بیصدا.