عقل پشت حرف دل اما نمی گذاشت
تردید پا به خلوت دنیا نمی گذاشت
از خیر هست و نیست دنیا به شوق دوست
میشد گذشت، وسوسه اما نمی گذاشت
اینقدر اگر معطل پرسش نمیشدم
شاید قطار عشق مرا جا نمیگذاشت
دنیا مرا فروخت، ولی کاش دست کم
چون بردگان مرا به تماشا نمیگذاشت
شاید اگر تو نیز به دریا نمیزدی
هرگز به این جزیره کسی پا نمیگذاشت
گر عقل در جدال جنون مرد جنگ بود
ما را در این مبارزه تنها نمیگذاشت
ای دل بگو به عقل که دشمن هم این چنین
در خون مرا به حال خودم وا نمیگذاشت
ما داغدار بوسه ی وصلیم چون دو شمع
ای کاش عشق سر به سر ما نمی گذاشت
هدایت شده از ‹ 𝐓𝐁 ›
🏷╎- هوالمعشوق ؛
¬ پستای ِدر وصف حضرت ِحیدر این چنل
ُیه جور دیگه خاصه . . ❤️🔥🤞🏽 ]
𝗝̣࣭᷑𝗢๋𝗜͚𝗡ۤ𝗨̫̾𝗦 ⦂ ⎝ 𝗵𝘁𝘁𝗽𝘀://𝗲𝗶𝘁𝗮𝗮.𝗰𝗼𝗺/𝗷𝗼𝗶𝗻𝗰𝗵𝗮𝘁/𝟮𝟭𝟰𝟬𝟳𝟯𝟰𝟳𝟮𝟰𝗖𝟰𝟭𝗯𝗱𝟭𝟲𝗮𝟯𝟳𝗱 ⎞𝇁𝇃𝇂
فریادمیکشم که علی هو و هو علیست ؛📍
➜ [ 𝗛 𝗘 𝗬 𝗗 𝗔 𝗥 - 𝗞 𝗔 𝗥 𝗔 𝗥 ] ᯓ