eitaa logo
داستان های افسانه ها
36 دنبال‌کننده
8 عکس
0 ویدیو
0 فایل
بنده جک پیگ من تو این چنل رمان مینویسم لذت ببر و لفت نده رمان سفارشی هم مینویسم
مشاهده در ایتا
دانلود
تو هم عاشق رمان های خفن و اکشن هستی ؟ از سونیک گرفته تا شدو فایت ، ا. شادو فایت گرفته تا ماینکرافت 🥶 تو این چنل گذاشته میشه 🤗 دوست داری رمان هاتو به اشتراک بزاری ؟ 🤫 پس به من پیام بده تو چنل بزارم @mhdi_man دوست داری از یه چیزی رمان بخونی ولی جایی پیدا نمیکنی ؟😥 پس بهم بگو ازش بنویسم @mhdi_man دوست داری رمان بنویسی و معروف شی؟🤑 پس تو چنل من اد شو @mhdi_man. آیدیم https://eitaa.com/mucuyg. لینک چنل
داستان های افسانه ها
برای مسافرت ترسناک یه چن نفرو میخوام که بیارم تو رمانم
تا الان شخصیت های رمان عمو ونتا جک غریبه نال انتیتی (یسری زامبی و شخصیت ها از ماد های ترسناک) ملکه صورتی آیس ریحانه سامان ای جی کینگ
دوباره برو دی ان ای جم کن پارت ۶ پیدایش شیطان سیلور متوجه میشه و میاد و سرباز ها رو یکی یکی میکشه ولی ناکلز شکست خورد و بیهوشه اگ من ؛ تهدیدشان کن ناکلزو میکشی *اون بی دفاع هستش ، مشکلی نیست اونم شکست میدم اگ من میره پیش اینفینیت و کیاس :مسخرست اون بدرد نمیخوره ____ مبارزه ای بین سیلور و اون پیش میاد ، سیلور i 666 رو قفل میکنه هI 666 ؛ د.د. همم.. ولم کن رنگ i 666 سیاه میشه و خودشو آزاد میکنه و یک گوله ی یخی آتیشی کریستالی پرتاب میکنه و سیلور رو میزنه اگ من ؛ دی ان ایشو بردار ناکلز به هوش میاد و با شدو سیلور رو بر میدارن و میرن هI 666 ضعیف شده بود و میره تو پایگاه سونیک و دوستاش درگیر ربات ها میشن.ناکلز و شدو هم بر میگردن بلیز هم میاد برا بلیز فرصت پیش میاد بره تو . ناگهان i 666 جلوش سبز میشه و درگیر میشن . بلیز یک گوله بزرگ آتش شلیک میکنه و i 666 هم توده سرما . حملات خونسا میشن و هر دو بیهوش میشن اگ من و تیمش i 666 رو میبدن به یه پایگاه دیگه . بعد به هوش اومدنش بهش میگن بره برای درست کردن یه چی دی ان ای سیلور و شدو و سونیک رو بیاره . اگ من ؛ چیشد *برا چی میخوایشون *برای ... ربات آشپز *😐😐😐آها😑😑 دی ان ای سونیک رو تو خواب میگیره برا شدو با کمک اگ من تله میسازه دی ان ای سیلور هم با یک تله ساده ( تو جنگل ) اگ من؛ عالیه هi 666؛ومن برم بخوابم اگ من :باشه برو رفت سیج ؛ همه چی آمادست اگ من ؛ فقط باید بخش شیطانیه i 666 رو آپلود کنم یک صدا DNA 1 UPLOAD DNA 2 ERROR IT'S NOT FIND DNA 4 ERROR IT'S NOT FIND ..... اگ من؛ عااا متا ؛خِر خِر (ادامه دارد)
هدایت شده از 🟩ICE THE HEDGEHOG/MINECRAFT 💙
پارت یک گربه؟! جک ؛ باورتون نشه تو جنگل یه خونه گرفتم مفت سامان ؛ چند تومن ؟ جک ؛ ۱ میلیون تومن ای جی ؛ یه جای کار میلنگه ملکه صورتی ؛ آره خیلی عرضونه ای جی ؛ نه این یارو داره چیت میزنه ملکه صورتی؛ صحیح😑😑 فردا جک ؛ خوب بریم عمو ونتا ؛ تو خودت میگی چیز اضافه بر ندارید بعد شمشیر برداشتی جک ؛ این شمشیر برام مهمه سامان؛ عه . پس منم گانمو بر میدارم ملکه صورتی؛ منم کامپیوتر و عصامو عمو ونتا ؛ لپ تاپم رو بر میدارم ، البته به کارم شاید نیاد آیس ؛ منم ۷ زمردمو ریحانه ؛ آمممم...منم شمشیر میارم (سوار ماشین میشن و میرن سمت جنگل) ۴ ساعت بعد جک؛ هاااااااه .... خوابم میاد 🙎 سامان؛ بیا جا عوض جک ؛ وایسا؛ بیام پشت ماشین تو برو جلو ملکه صورتی ؛ماشین جک یهو بر میگرده سر فرمون و از بیخ گوش ماشین میگذره ؛ خوابم پرید😳 ۲ ساعت بعد ؛ رسیدیم (جلوی یک کلبه بزرگ چوبی توقف میکنن ، کلبه هنوز پر وسایل بود و پنجره هاش شکسته بود و انگار ینفر با عجله رفته بود ) جک ؛ خوبه بجز پنجره هاش . ای جی ؛صحیح پنجره هارو درست می‌کنند و باقی کارا رو انجام میدن تا میان بشینن تلوزیون روشن میشه ملکه صورتی ؛ ترسیدم کار کی بود همه ؛ من نبودم جک ؛ حالا چی نشون میده ؟ _کارتون قدیمیه یه گربه سیاه به نام کارتون کت _ ملکه صورتی ؛ چه ناز 😍 آیس ؛ صحیح یه صدای گربه و صدای جیغو خنده میاد جک ؛ وادا عمو ونتا؛ من برم ببینم چی بود چن لحظه بعد عمو ونتا جیغ میکشه ؛ عااااا....کمک آیس با سرعت بالا ای میره بیرون و میبینه که یه گربه سیاه عمو ونتا رو گرفته و میخواد بخوره آیس ؛ بچه هاااا بیاید همه میان و شمشیراشون رو بر میدارن جک ؛ یا خدا آیس ۷ زمردو جذب کن آیس ؛ وایسا برم بیارمشون ریحانه ؛ من شمشیر اضافه آوردم (شمشیر هارو میده به بقیه) ملکه صورتی ؛ من عصا و شمشیرمو آوردم سامان با تفنگ تیر میزنه و گربه عمو ونتا رو ول میکنه و ریحانه بهش شمشیر میده ای جی ؛ من شمشیرمو نیاوردم ریحانه بهم شمشیر بده ریحانه ؛باشه میریزن سر گربه ی سیاه و اونو میزنن اما اون خیلی قوی بود فقط زخمی شد جک ؛ وقتشه از تمام قدرتم استفاده کنم قبل این که جک از قدرتش استفاده کنه آیس میاد ، آیس ۳ تا از زمرد هارو جذب کرده بود آیس به گربه کلی تیر یخی میزنه و گربه فرار میکنه آیس ؛ گربه یه ترسو جک ؛ خدارو شکر تموم شد یک دفعه یک بز گنده رو میبینن جک ؛ وایسااا.....اون گوت منه !!!! ای جی ؛ کی ؟ جک ؛ فرار کنید جک فرار میکنه و باعث میشه بقیه هم فرار کنن و از هم جدا شن
پارت ۸ خیانت بلیز میرسه و میبینه I 666 یکم گیجه و ناکلز زندانیه بلیز ؛ پس تو ساخته اگ منی ؟ نابودت میکنم هI 666؛ چی ....؟ بلیز سمتش گوله آتیش پرت میکنه پروژه A 107 به هوش امد اگ من ؛ A 107 خوب به حرفم گوش دادی هA_107؛ مرتیکه تخ.ی من مگه مستخدمتم !! دیگه به من این اسم مسخره رو نگو اگ من ؛ سیج این چرا اینطوری حرف میزنه!؟ سیج؛ احتمالا بخواتر روحشه که خود مختاره . و حرف زدنش برا اینه که بعضی از فایل های I 666 رو روش ننداختم😑😑 اگ من ؛ چی ؟ (رو به107 A میکنه ) A 107 من تورو ساختم بهم گوش کن !!! چی میخوای ؟ A 107 گفتم بهم نگو این اسم مسخررو بهم بگو میلاد اگ من ؛ ببین A 107 بهم با.. هA 107؛ مردک تخم.ی بهم بگو میلاد !!!! اگ من ؛ عوووووووووو ____ بلیز و i 666 ه j 666؛ تو همون نیستی که اون سری دیدم ؟ قوی هستی بعد به سمت بلیز توده ای از یخ و سرما شلیک میکنه و بلیز هم توده ای از آتیش چن دقیقه بعد ) i 666 ؛ دیگه نمیتونم سرما تولید کنم بلیز ؛ انگار خسته از ولی من نه 😏 و چن گوله آتشین شلیک میکنه i 666 قایم میشه بلیز ؛ اه آتیشم تموم شد😒 ولی دست خالی هم میت.. ناگهان i 666 از پشت حمله میکنه ولی بلیز با یه فن میکوبتش زمین ، یه اتفاقی تو I 666 رخ میده 🌹❤️🌹❤️ (فهمیدید دیگه بعد I 666 خودش رو آزاد میکنه ؛ چیز..آم .. رباتا 🙃🌹 یک دفعه رباتا میریزن سر بلیز ؛ من اسمم... بلیزه ..وه .. بالاخره دستم بهت میرسه😡 هI 666 ؛ بلیز همم . بهتره برم پیش اگ من 🙃🌹 ____ سونیک و شدو خودشونو آزاد کردن و دارن با کیاس و اینفینیت میجنگن امی و تیلز هم اومدن که متا و رباتا ریختن سر امی ولی تیلز رف برای آزاد کردن ناکلز و دوباره میلاد بیهوش شده اگ من به I 666؛ بیا تو برج ... آش پز ... داره میمیره ه i 666 ؛ الان میام ( میره پیش اگ من ) میلاد تو یه محفظه بود و لباس آشپزا تنش بود . اگ من ؛ برو تو اون محفظه . I 666 رفت تو محفظه و محفظه بسته شد . اگ من ؛ الان بهش کمک میکنی سیج ؛ بخش شیطان داره از I 666 وارد A 107 میشه . اگ من ؛ عالیه (سیستم ارور داد ) اگ من ؛ چییی سیج ؛ انگار جدا نمیشه *خوب کپی ؟ *ممم بزار تست کنم .... نه نمیشه * چییی * یه ایده دارم چن لحظه بعد DNA IS UPLOAD *ایول سیج عالی بود یک دفعه I 666 عصبانی میشه ؛ این که یه خارپشت دیگس!! من خر نیستم دروغ گو عه خیانت کار!!!! اگ من ؛ آره جای گزین توعه الان هم با کمی ویرایش مال من میشه و قدرت تو هم وارد اون میشه خودتم میمیری.بای دور محفظه بسته شد . یک دفعه I 666 رنگش تیره میشه و محفظه یخ میزنه و میترکه که باعث میشه میلاد به هوش بیاد و بیاد بیرون میلاد ؛ مردک عوضی تو چه قلطی کردی ؟🤬🤬 و I 666 فرار کرد . اگ من ؛ متا جاتو با اینفینیت عوض کن اینفینیت برو دنبال I 666 اینفینیت رفت دنبالش ؛ I 666 بیا بیرون. ( یک دفعه I 666 بیرون اومد و یک مشت سنگین یخی به ماسک اینفینیت زد و ماسکش ترک برداشتو بیهوش شد ) I 666 ؛ قدرتات قوی ان ولی حواستو جم کن بعد I 666 میره تو تله و تله منفجرش میکنه و ازش دستکشش میمونه اینفینیت به هوش میاد ؛ اگ من اون مرد ... اگ من اگ من در حال بحث با میلاد میلاد ؛ مردک تخ..می یه عوضی فکر کردی علکیه ؟ اگ من ؛ آره من ربات زیاد دارم و سونیک و شدو و دوستاش دنبالتن با من کار کن که نمیری 😉 میلاد ؛ ک.ونی فک کردی کی هستی سونیک و دوستاش وارد شدن و ناکلز آزاد شده بود و امی هم رسیده بو اما بلیز رفته بود اگ من ؛ میلاد چی ش... میلاد از پنجره فرار کرد شدو ؛ سونیک و ناکلز برید دنبالش ، اگ من باید ادب شههههه (اگ من و اینفینیت و متا و کیاس فرار کردن و رباتا ریختن سر سونیک و دوستان ) شونیک ؛ ناکلز بیا بریم ____ بلیز در راه برگشت بلیز ؛ فرار کرد اون 🤬🤬 که یک دفعه سونیک رو خونی با یک لباس فلزی عجیب میبینه بلیز ؛ اون سونیکه ؟ بلیز میره نزدیک تر که میبینه رنگ آبیش فرق داره و راه راه های سیاه روی خار های پشتشه و یه آرم قرمز رو پیشونیش که از چشم هاش شروع شده بلیز ؛اون که سونیک نیست ! اون که همون خارپشتس؟ اون همون نقابشه و اونم لباساشه !! بلیز آتیش آماده میکنه برا شلیک که I 666 سرفه میکنه و یک لحظه به هوش میاد و به بلیز نگاه میکنه و دوباره بیهوش میشه بلیز ؛ دیگه تمومه ...... ___ ناکلز ؛ اون رفته سمت انجیل آیلند احتمالا دلش طعتیلات میخواد !! سونیک؛ شاید اگ من بهش گفته 😑😑😑 ناکلز که داشت از یه خونه رد میشد چشش به تلوزیون میخوره که اخبار گفته؛ انجیل آیلند بخشیش در حال سوختن هستش ناکلز ؛ این امکان نداره به انجیل آیلند میرسن که میبینن بخشیش در حال سوختنه و یک جسد شبیه میلاد اونجاس سونیک ؛ چه بد مرد ناکلز؛ خداروشکر چیز مهمی نیست شدو و سونیک و دوستان برمیگردن خونه ([ادامه دارد ])
هدایت شده از 🟩ICE THE HEDGEHOG/MINECRAFT 💙
چه بلایی سر I_666 اومد ؟ پارت ۹ فردا 🌇 اگ من؛ ببین من یه نقشه جدید دارم اینفینیت ؛ واو دوباره چجوری شکست بوخوریم؟ *این دفعه فرق داره *چه فرقی ؟ *ما قراره پرتال جهنمو باز کنیم و یک شیطانو بگیریم و رام کنیم *دیونه شدی ؟ *قبلا انجامش دادم و ایندفعه یه عوضو جدید داریم * کدوم آقلی میاد با ما کار کنه ؟ یک دفعه اسپیو زاحر میشه ؛ من قبول کردم با این احمق کار کنم ولی پشیمونم ولی ادامه میدم _ یک دفعه I 666 تو بیمارستان بیدار میشه ؛ هه ...هه . اینجا کجاس ؟ بلیز ؛ یه بیمارستان توی زندان هI 666؛ چی ؟ زندان چیه ؟ و چرا منو نجات دادی ؟ بلیز ؛ چون به اطلاعاتت نیاز داریم *چی؟ *اسمت چیه؟ *اسمم I 666شه *صحیح 😑😑ببریدش ازش اعتراف بگیرید (چن ساعت بعد ) بلیز:چیشد ؟ باز جو ؛ خیلی اسکله!! ولی فهمیدیم اگ من اونو ساخته و از قطب شمال اومده . اگ من به اون خیانت کرد و میخواست اگ من اونو بکشه و این که قدرت تولید سرما و یخ داره همه چی رو تو دفتر برات نوشت... (صدای برخورد ) باز جو ؛ باز این یه چی رو شکوند 😡😡😑 بلیز بعد یکم دقت: هه . فکر میکنه باهوشه 😏 (I 666 تکه های شکسته رو مخفیانه جم میکنه تا باهاشون یه کلید بسازه )بلیز ؛ تکه هارو جوری که نفهمه از خارش بیرون بیارید ، این اتفاقا رو فقط ما ۵ نفر میدونیم کسی دیگه نباید بدونه *چشم. ولی کادر بیمارستان ؟ بلیز؛ اونا که اصلا نمیدونن این یارو کیه ، و فقط یه نفرشون میدونه حالا این i نمیدونم چن رو ببرید سلولش (بردنش سلولش)I 666 ؛ خوب 😏 ....اِ .... تیکه ها کجان😳😳 زندان بان ؛ گرفتنشون 😝😉😏 باید ببینیم رای دادگاه چیه . (چن هفته بعد ) i 666 در حال کشیدن نقشه فرار 😐 ؛ خوب اینجا شله و روزانه بهمون قاشق چنگال میدن ، سر نقشه قبلی صابون بهم نمیدن کلید رو قالب گیری کنم ولی یه نقشه از زندان کشیدم😂😂(صدای پا میاد )* د .. سریع باید نقشه رو جم کنم .... قورتش میدم ... هاپ (صحیح😑😑) بلیز ؛ تو آزا.... چی تو دهنته ؟ (I 666میره سمت سطل شطل زباله و ادا د میاره و نقشه رو مخفیانه توف میکنه) زیر لب میگه؛فک کنم دیگه به درد نمیخوره 😑😑 البته بیشترشو بلدم هI666؛ بلیز داشتی چی میگفتی ؟ بلیز ؛ امم..چیز تو آزادی 😑😒 هI 666 ؛ چی !!😳😳 بلیز I 666 رو بیرون میاره ، i 666 دور نگهبانا میچرخه و وسایلشو میده به بلیز بلیز؛ این همه چیز رو از کجا آوردی ؟ برام مهم نیست😳😑 بلیز I 666 رو برد تو جنگل .نگهبانا متوجه شدن I 666دستشون رو اون موقه بسته. بلیز ؛ ببینم اسمت I 666؟ هI 666؛ آره البته اسم پروژه منه. بلیز ؛ هممم پس اسم واقعی نیست...چطور صدات کنیم آیس ؟ هI 666؛ ممم...خوبه دیگه بهم بگو آیس بلیز ؛ خوبه ....... رسیدم اینم از خونت دور از موبیوس (خونه ای که بلیز میگه یه غاره که یه در و پنجره و تلوزیون مبل و ماکرفیر دما سنج داره ) آیس؛ این چیه؟ بلیز:خونته پس خدافظ هفته یه دیگه میام سر میزنم (یک هفته بعد) بلیز میره خونه آیس و در میزنه ؛ منم بلیز *الان میام (آیس درو باز میکنه بلیز میبینه کل غار یخ زده و دماسنج تا -۶۰۰ پایینه (حتی بیشتر ) بلیز دورش یه حاله آتیش درست میکنه میره تو زمین سیاهه(یخ سیاه خیلی لیزه ) و تلوزیون درست شده و چن تا مجسمه و لباس های زرهی آیس هستن بلیز ؛ این مجسمه ها چیان آیس؛ چن تاشون دزدن که اومدن و یخ زدن و چن تاشونو خودم ساختم بلیز:صحیح😐 بلیز رفت. جا پاهاش یخا آب شده بود که آیس یکم ناراحت شد آیس ؛ یکم برم بیرون بگردم آیس میره بیرون ، هوا بارونی میشه و آیس میره تو یه خونه فکر میکر متروکس اما چن دقیقه بعد یه نفر میاد تو ؛ تو کی هستی ؟ آیس:من آیسم خودت کی هستی ؟ الکس ؛ من الکس، صاحب این خونه . تو کی هستی چرا اینجایی و داستانت چیه؟ (باهم حرف میزنن که خودش یه رمان باهم دوست میشن و آیس میره خونش و الکس بعد رمان بعدی که در باره میلاد میمیره ، آیس پیش الکس آموزش میبینه ، الکس یه نینجا بود )