هدایت شده از نهال زیتون|آبرنگ
#آبرنگ
نرگس مردم فریبی داشت شبنم می فروخت
با همان چشمی که می زد زخم، مرهم می فروخت
زندگی چون برده داری پیر در بازار عمر
داشت یوسف را به مشتی خاک عالم می فروخت
زندگی- این تاجر طماع ناخن خشک پیر-
مرگ را همچون شراب ناب، کم کم می فروخت
در تمام سال های رفته بر ما، روزگار
شادمانی می خرید از ما و ماتم می فروخت
من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه ها
گل فروش ای کاش با آنها مرا هم می فروخت
https://eitaa.com/mahla110
هدایت شده از نهال زیتون|آبرنگ
نگاهت،رفتنت با غیر بودن های بعد از من
حساب زخم هایی را که خوردم موبه مو دارم!
پ.ن:اینو اتفاقی از لابه لای برگه هام پیدا کردمش
ماه بانو
ببین میدونم میخوای ی جوری جمش کنی اما جان من فهمیدی چی گفتی ؟؟ شاهتون با چمدون ایرانی + پول مردم ای
یکم مغز گوسفند بخور شاید فهمیدی چی شده ...
گرچه از جور تو تا صبح نخوابیدم، لیک
مصلحت نیست نگویم به شما صبح بخیر
#مهدی_خداپرست
هدایت شده از اتاقِ آبی!
اون فقط یه امتحانه که مهم نیست؟
نه!
اون عمر و وقت و تفکر و هدف و احساس منه؛
اون شخصیت و رفتار و اراده و همت منه؛
زندگی و گذشته و حال و آینده منه؛
امید و سرنوشت و رضایت مادر و پدرمه؛
علاقه و موفقیت و حال خوب منه؛
خانه دوست کجاست؟
گفت پیدایش کن 🍂
برو آنجاکه پر از مهر و صفاست
گفتمش در پاسخ:
دوستانی دارم
بهتر از برگ درخت
که دعایم گویند و دعاشان گویم ،🕊
یادشان در دل من ،
قلبشان منزل من...!
صافى آب مرا ياد تو انداخت ، رفيق!🌱
تو دلت سبز ،
لبت سرخ ،
چراغت روشن!
چرخ روزيت هميشه چرخان!☁️
نفست داغ ،
تنت گرم ،
دعايت با من!
روزهايت پى هم خوش باشد🌸