eitaa logo
تأملات | محمد ولیانپور
574 دنبال‌کننده
58 عکس
4 ویدیو
1 فایل
یادداشت‌ها و تأملات محمد #ولیانپور طلبه | در باب سیاست، فرهنگ و رسانه | عدالتخواه ارتباط با من در ویراستی و فارس: virasty.com/valianpour farsnews.ir/Valianpour
مشاهده در ایتا
دانلود
آتش‌بس؛ برای صلح یا جنگ؟ هر جنگی دیر یا زود به آتش‌بس می‌رسد و تداوم وضعیت پایاپای جنگ، بدون ایده‌ای برای پیروزی چشم‌گیر و ضربه بازدارنده از سوی طرفین، چندان تداوم نمی‌یابد. این‌جاست که آتش جنگ فرومی‌نشیند تا تکلیف ادامه جنگ بر سر میز مذاکره تعیین شود یا فرصتی برای تجدیدقوا و ادامه جنگ فراهم شود. طبق بیانیه شورای عالی امنیت ملی، گرچه شروط ایران به‌عنوان محور مذاکراتی پذیرفته شده، اما هنوز هیچ شرطی قطعی نشده و صرفا قرار است درباره این شروط گفتگو شود. در ازای این گفتگو، آتش‌بسی که خواسته دشمن بود محقق شده و تردد امن از تنگه هرمز هم به‌طور موقت با هماهنگی ایران میسر خواهد بود. برخی معتقدند همین گفتگو درباره شروط ما هم دستاوردی بزرگ است. اما آخرین دستاوردی که در این زمینه داشتیم، قبل از جنگ بود که توانستیم غیرمستقیم بودن مذاکرات و تغییر مکان مذاکرات از ترکیه به عمان و تمرکز محتوای مذاکره بر موضوعات هسته‌ای را دیکته کنیم. اما نتیجه این دستاورد، چیزی جز حمله نظامی نبود. اما ظاهرا این تمام ماجرا نیست. به‌نظر می‌رسد پیام عراقچی که توسط ترامپ بازنشر شده و مبنای آتش‌بس قرار گرفته، ابعاد کامل‌تری از ماجرا را روایت می‌کند: آتش‌بس «با توجه به درخواست آمریکا برای مذاکره در پیشنهادات ۱۵ بندی آن کشور و اعلام رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر پذیرش کلیات پیشنهادات ۱۰ بندی ایران به عنوان مبنای مذاکره» اعلام شده است. بنابراین هم‌اکنون 25 شرط از سوی طرفین روی میز است که قرار است مبنای آتش‌بس و گفتگو قرار بگیرد. اما تضاد میان ایران و آمریکا عمیق‌تر از آن است که با گفتگوهایی این‌چنینی، آن هم با این دامنه وسیع و پراکنده از موضوعات حل شود. یک قلم از این 25 قلم، موضوع غنی‌سازی است که طی بیش از بیست سال مذاکره به جایی نرسید! پس از جنگ‌های اخیر خیلی ساده‌انگارانه است که کسی حتی با وجود بلوف‌های ترامپ مبنی بر جدی بودن گفتگوها و نزدیک بودن توافق، اندک امیدی به نتیجه مذاکرات داشته باشد. لازم نیست خودمان را فریب دهیم و به نتیجه گفتگوها چشم بدوزیم. امیدوارم در پایین‌ترین سطح در مذاکرات شرکت داشته باشیم تا توجهمان از آمادگی میدانی منصرف نشود. آتش‌بس، صرفا فرصتی برای تنفس طرفین جنگ است. در این فرصت نیروهای مسلح ما می‌توانند بازآرایی و بازنگری لازم را در سازمان رزم و تاکتیک های میدانی داشته باشند و البته چشمشان به دشمن هم باشد. دشمنی که با زیرنظر گرفتن تحرکات ما و به‌روزرسانی بانک اهداف، برای حملات دقیق‌تر و ترورهای هدف‌مندتر آماده خواهد شد. حالا شاید فرصتی هم فراهم شود برای بازاندیشی و تغییر رویکرد در سیاست انفعالی‌مان که ضربات ما را بر حملات دشمن متوقف کرده و امکان غافل‌گیر کردن را به‌صورت یک‌طرفه به دشمن می‌دهد! بیشتر بخوانید: روایت یا واقعیت؟ در انتظار غافل‌گیری! فراتر از جنگ منطقه‌ای «تله صلح» برای جنگ پایان انفعال استراتژیک؟ ترامپ و صلح‌تراپی با جنگ روایی نقد در سایه روایت فتح تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم! آتش‌بس؛ فرصتی برای بازنگری تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
جنگ منطقه‌ای در تله آتش‌بس! با برقراری آتش‌بس و شروع مذاکرات در اسلام‌آباد، گمانه‌های زیادی درباره اهداف این مرحله از نزاع در لباس دیپلماسی مطرح شده است. در کنار گمانه‌های بدبینانه‌ای مثل تنفس میدان جنگ و آمادگی برای جنگ گسترده‌تر زمینی، شواهد ظاهرا خوش‌بینانه‌ای هم به چشم می‌خورد که نشانه خروج یک‌جانبه آمریکا از جنگ است؛ چه با توافق و چه بدون توافق که به معنای ترک مخاصمه یک‌طرفه خواهد بود. به زعم بسیاری از تحلیل‌گران غربی، ورود مستقیم آمریکا به جنگ، اشتباه بزرگی بود که ترامپ مرتکب شد. حتی معاون اول رئیس‌جمهور آمریکا که در رأس هیئت مذاکره‌کننده به اسلام‌آباد رفته است نیز مخالف این ورود بوده است. این مخالفت البته از سر صلح‌طلبی نبود، بلکه معتقد به حضور غیرمستقیم در جنگ با ایران و پشتیبانی از حملات اسرائیل بودند. با این اوصاف به‌نظر می‌رسد هدف آمریکا از آتش‌بس و مذاکره، بازگشت به این موقعیت و خروج آبرومندانه از جنگ است و پافشاری اسرائیل بر تداوم نقض آتش‌بس و همراهی آمریکا با این تصمیم هم نشان از آن داشت که در تلاش برای جداسازی حساب آمریکا و اسرائیل هستند. این می‌تواند یکی از بدترین نتایج مذاکرات باشد؛ چراکه منافع آمریکا در منطقه را از دایره اهداف خارج می‌کند. در واقع دامنه اهداف منطقه‌ای ما به شدت محدود خواهد شد و به‌جای اهداف در دسترس و نزدیک در خلیج فارس، صرفا اهدافی در اسرائیل را خواهیم داشت که با توجه به فاصله زیاد و دفاع متمرکز، نتایج محدودتری را عاید ما خواهد کرد. این ممکن است به‌معنای از بین رفتن تهدید «جنگ منطقه‌ای» به‌عنوان برگ برنده کشورمان در این جنگ باشد. در حالی‌که با توجه به حضور غیرمستقیم آمریکا و کشورهای غربی و عربی در تجاوزات اسرائیل، توان دشمن کاهش چشم‌گیری نخواهد داشت و رژیم صهیونیستی از همه توان لجستیکی، اطلاعاتی و حتی پدافندی موجود استفاده خواهد کرد و آسمان منطقه و به ویژه عراق هم در اختیار اوست. از سوی دیگر برقراری آتش‌بس در منطقه (منهای اسرائیل)، کنش‌گری نظامی ما در اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز یا جلوگیری از دور زدن آن‌را با چالش جدی مواجه خواهد کرد. به‌ویژه این‌که طبق راهبرد همیشگی، ابتکار عمل در آغاز حملات و غافل‌گیر کردن دشمن در اختیار ما نیست. ساعاتی پیش وزارت دفاع عربستان از استقرار نیروهای نظامی پاکستان در پایگاه هوایی ملک عبدالعزیز خبر داد و جنگنده‌های پاکستانی در راستای اجرای توافقنامه دفاع استراتژیک مشترک وارد این کشور شده‌اند. شاید این تحرکات را بتوان در راستای خروج آمریکا از جنگ و جایگزینی پاکستان به عنوان عامل بازدارنده در برابر حملات منطقه‌ای ایران ارزیابی کرد. باید دید آیا در صورت تحقق این سناریو ایران حاضر است حاکمیت بر تنگه هرمز را هم‌چنان حفظ کند و از تردد بدون عوارض کشتی‌ها و ورود شناورهای نظامی بیگانه به خلیج فارس، حتی به بهای آغاز درگیری نظامی جلوگیری کند؟ بیشتر بخوانید: آتش‌بس؛ برای صلح یا جنگ؟ تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم! ترامپ و صلح‌تراپی با جنگ فراتر از جنگ منطقه‌ای در انتظار غافل‌گیری! «تله صلح» برای جنگ پایان انفعال استراتژیک؟ روایی نقد در سایه روایت فتح آتش‌بس؛ فرصتی برای بازنگری تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
عبور از دیپلماسی فانتزی با این‌که مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد به شکست انجامید، اما این‌بار دریافت عمومی از شکست مذاکرات، شیرین‌تر از هر توافقی به‌نظر می‌رسد! چون فارغ از ابهامات جدی در تحقق پیش‌شرط‌های مذاکره، هیئت ایرانی در برابر زیاده‌خواهی طرف آمریکایی مقاومت کرده و در برابر پیشنهادهای زیاده‌طلبانه آمریکا، پای منافع کشورمان ایستاده است. این نتیجه را شاید بتوان به عنوان نشانه‌ای مثبت از اصلاح رویکرد به مذاکره در کشورمان تلقی کرد و می‌توان امیدوار بود که نگاه رئالیستی و درک مناسبات قدرت، جایگزین رویکرد فانتزی در سیاست خارجی شده باشد. رویکردی که با خیال‌پردازی و نگاه رمانتیک به مناسبات جهانی و تقدیس حقوق بین‌الملل، تصور دفاع از حقوق ملی در چارچوب نظم استکباری حاکم بر جهان داشت و خسارت‌های زیادی را به‌بار آورد. با وجود انذارهای رهبر شهیدانقلاب، مذاکره سال‌هاست به‌عنوان تنها راه حل مسائل و کاهش تنش با غرب و به‌ویژه آمریکا معرفی می‌شود. دیدگاهی که اختلافات را ناشی از سوءتفاهم، بی‌اعتمادی و نهایتا بی‌انتفاعی از مناسبات دوجانبه تلقی می‌کرد و نهایتا نسخه گفتگو و امتیازدهی را می‌پیچید. تا جایی‌که اصل مذاکره و حصول هر توافقی، به دستاورد تبدیل شده بود و پافشاری بر اصول و منافع ملی به بهانه شکست مذاکرات، به شدت تقبیح می‌شد. گفتگوهای انتقادی با اروپا در دهه هفتاد، بخشی از مذاکرات هسته‌ای دهه هشتاد، ماراتن گفتگو با ترکیب اروپا و آمریکا در دهه نود و نهایتا مذاکرات با آمریکا در دهه جاری با این نگاه انجام شد. روندی که با وجود پیشرفت در گفتگو و توافق و عینی شدن موضوعات گفتگو و حتی رؤیای سرمایه‌گذاری تریلیون دلاری آمریکا در ایران، نتیجه‌ای جز محکومیت، افزایش فشار، اعطای امتیاز و نهایتا فرود بمب بر میز گفتگو نداشت. نتایج ادوار مختلف گفتگو و توافقات و عهدشکنی‌های طرف مقابل و تحمیل جنگ و حتی محکومیت‌های کشورمان در دفاع از خود نشان داد که رویکرد دیپلماسی فانتزی و اثبات مظلومیت و برنده شدن جام اخلاق، در دنیایی که دیپلماسی رئالیستی و مناسبات قدرت و منفعت بر آن حاکم است، نتیجه‌بخش نبوده است. چون اختلافات ناشی از تعارضات بنیادین تمدنی، ژئوپلتیکی و ساختار قدرت، اساسا حل‌ناشدنی است و تغافل در این زمینه نتیجه‌ای جز خطای محاسباتی دشمن نخواهد داشت. با این اوصاف ما راهی جز اثبات موجودیت خود و دیکته کردن قدرت‌مندانه آن نداریم و این امر جز با مقاومت و آمادگی برای منازعه و اثبات تاب‌آوری و هزینه‌زایی برای دشمن محقق نخواهد شد. مذاکره نیز نه با توهم حل مسائل، بلکه با هدف تثبیت مسائل و دیکته کردن واقعیت موجود انجام می‌شود تا به‌جای رفع منازعه با دشمن، ابزاری برای مدیریت منازعه و فشار متقابل در عرصه سیاسی و احیانا معامله بر سر امتیازات جزئی متقابل باشد. برخلاف تصور اشتباهی که وادادگی و اظهار ضعف را عامل رفع سایه جنگ از کشور می‌دانست، این درک صحیح مناسبات قدرت و استفاده درست از ابزار قدرت نظامی و دیپلماسی است که واقعیت میدان و هزینه‌های تجاوز را روشن‌تر خواهد کرد که به اصلاح خطای محاسباتی و بازدارندگی در برابر تجاوزات خواهد انجامید. بیشتر بخوانید: دیپلماسی مظلومیت یا اقتدار؟ مذاکره در بنگاه معاملاتی ترامپ جنگ منطقه‌ای در تله آتش‌بس! تنش‌زدایی از یک جنگ «باحال» ترامپ و صلح‌تراپی با جنگ دیپلماسی برای حل لاینحل پایان انفعال استراتژیک؟ زندگی به شرط مذاکره! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
مردم حاضر در همان مردم شده‌ای هستند که ایران را کردند، نه یک مشت سیاهی‌لشکر منفعل و منتظر ! شان، هم نتیجه مذاکره را راست می‌کند و هم میدان را. نگاهمان به را اصلاح کنیم! صفحات من در ویراستی و فارس: 💠virasty.com/valianpour 🌐farsnews.ir/Valianpour تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
ماجرای خروج یازده تن غنی‌شده از کشور در برجام: قبل از خروج: خط قرمز ماست... پس از خروج: تبریک وزارت خارجه به مردم! رهبر شهید انقلاب (به نقل از شهید فریدون عباسی): اگر مواد هسته‌ای را نداده بودند و ضعف نشان نمی‌دادند، دشمن جرأت نمی‌کرد به ما حمله کند... مردم حق دارند نگران باشند! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
دست پر به میدان بروید! 🔸 اگر برای اجتماعات انقلابی به‌دنبال شعر، شعار یا تک‌بیت‌های روز هستید، ویژه‌نامهٔ «خط» پاسخگوی نیاز شماست! این‌روزها مهم‌ترین بستر جهاد ما مردم و مهم‌ترین تکلیف، حضور در میدان‌ها و خیابان‌هاست. این حضور شگفت با زمزمه‌های آهنگین و حماسی شعر، نوحه، سرود، ترانه و شعار جان و طراوت گرفته است. عزیزانی که در اداره میادین مؤثرند باید به بهترین و مؤثرترین تولیدات ادبی دسترسی داشته باشند تا تراز کیفی و حال خوب اجتماعات بیش از پیش جلوه کند. گروهی از شاعران باسابقه انقلابی مشغول سرایش و فعالیت برای تولید نمونه‌های خوب شعر و شعارند و این تولیدات را هر روز در ویژه‌نامه روزانه «خط»، به دست محفل‌گردان‌ها، روحانیون و مادحین اهل‌بیت(ع) می‌رسانند. 🔸 به میدان‌داران پیشنهاد می‌کنم ویژه‌نامه را هر روز پیگیری کنند: 🌐 @khat_sher تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
آتش‌بس یا جنگ سرد؟ آتش‌بس تمدید نشده، صرفا جبهه نبرد تغییر کرده است! دزدان دریایی آمریکایی جنگ سرد و ساکت را در محاصره دریایی ادامه می‌دهند که پاسخی فراتر از بستن تنگه هرمز را می‌طلبد؛ توقیف کشتی‌ها، ناامن کردن راه‌های دورزدن تنگه و... خیابان منتظر است و همچنان دست میدان را پر می‌کند! صفحات من در ویراستی و فارس: 💠virasty.com/valianpour 🌐farsnews.ir/Valianpour تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
اوایل جنگ رمضان نوشتم که هزینه‌های مادی، مانع مؤثری در برابر سیاست تجاوزکارانه دشمن نیست و باید به فکر وارد کردن تلفات انبوه قطعی و دفعی بود که هزینه انسانی جنگ را پررنگ کند. چون آمریکا تا وقتی مستقیما تلفات قابل توجهی دریافت نکرده است، عملا هزینه‌ای نداده و انتظار تنبیه متجاوز را نمی‌توان داشت. بخوانید: خسارت کافی نیست! حالا اخباری به گوش می رسد که این جنگ نه تنها برای آمریکا هزینه مادی نداشته، بلکه احتمالا گردش مالی قابل توجهی هم برای اقتصادش به همراه خواهد آورد. علاوه بر جبران هزینه پایگاه‌های آمریکا در کشورهای عربی، زیرساخت‌های این کشورها هم توسط آمریکا بازسازی خواهند شد. به نوشته میدل‌‌ایست‌آی، «دولت ترامپ به کشورهای عرب خلیج فارس گفته است که باید از شرکت‌های آمریکایی برای بازسازی زیرساخت‌های خود که در جریان حملات تلافی‌جویانه ایران آسیب‌دیده، استفاده کنند.» در این‌باره بیشتر خواهم نوشت. بیشتر بخوانید: خسارت کافی نیست! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
در برابر جنگ‌افروزی انتفاعی با وجود تحرکات میدانی در سطح منطقه که نشان از شروع مجدد درگیری یا دست‌کم تشدید محاصره دریایی دارد، تحرکات سیاسی تمایل آمریکا به خروج از جنگ را نشان می‌دهد. با این‌حال تهدیدات دشمن همچنان پابرجاست و گمانه‌زنی‌های امنیتی، سناریوهایی مثل حمله به زیرساخت‌ها و تجاوز زمینی به برخی نقاط کشور را برای درگیری‌های آتی پیش‌بینی می‌کند. سناریوهایی که طبیعتا مستلزم پاسخ متقابل و هم‌تراز است و قطعا پیش‌بینی‌های لازم برایش انجام شده است. واکنش نیروهای مسلح ما به تجاوزات دشمن در جنگ رمضان طیف وسیعی از اهداف را دربر می‌گرفت؛ از موشک‌باران اسرائیل و پایگاه‌های آمریکا در منطقه تا ضربات پهپادی به زیرساخت‌های اقتصادی مرتبط با آمریکا در منطقه و مهم‌تر از همه، اعمال حاکمیت بر تنگه راهبردی هرمز که به‌نظر می‌رسد مورد اخیر، صرف‌نظر از نوساناتی که شوک قیمتی نفت را مهار کرد، کاری‌ترین ضربه را به دشمن وارد کرده است. اما حالا اخباری به گوش می رسد که حملات به پایگاه‌ها و زیرساخت‌های اقتصادی با وجود تأثیر فوری بر سازمان رزم و عقبه اقتصادی دشمن و نیز اثر سیاسی بر شکست هژمونیک دشمن، هزینه مادی بلندمدتی برای دشمن ندارد و بلکه گردش مالی قابل توجهی هم برای اقتصادش به همراه خواهد آورد. علاوه بر جبران خسارات پایگاه‌های آمریکا در کشورهای عربی که هزینه‌هایشان عموما برعهده کشور میزبان است، زیرساخت‌های این کشورها هم توسط آمریکا بازسازی خواهند شد تا حتی از جنگ‌افروزی‌هایش هم انتفاع اقتصادی ببرد. به نوشته میدل‌‌ایست‌آی، «دولت ترامپ به کشورهای عرب خلیج فارس گفته است که باید از شرکت‌های آمریکایی برای بازسازی زیرساخت‌های خود که در جریان حملات تلافی‌جویانه ایران آسیب‌دیده، استفاده کنند. تنها هزینه‌های تعمیر و بازسازی زیرساخت‌های مرتبط با انرژی این کشورها تا ۳۹ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود.» واقعیت این است که زیرساخت‌های اعراب نه برای آمریکا مهم است و نه حتی برای خود سران عرب! کشورهایی که پول کافی و ذخیره ارزی وافی در اختیار دارند، برای هزینه‌کرد بخشی از دلارهای نفتی در این محل مشکل چندانی نخواهند داشت و سود این بازسازی‌ و نوسازی هم مستقیما به جیب شرکت‌های آمریکایی و دلالان عرب خواهد رفت. در جهانی که از جنگ و تولید اسلحه در جهت رونق اقتصادی استفاده می‌کنند، خیلی دور از ذهن نیست که تخریب زیرساخت‌های کشورهای جهان سوم هم به رونق کارتل‌های غربی کمک کند! بنابراین حمله متقابل به پایگاه‌های آمریکایی و زیرساخت‌های مرتبط در کشورهای عربی هرچند لازم است، اما کافی نیست و نقش تعیین‌کننده و بازدارنده‌ای در جنگ نخواهد داشت و احتمالا بازی در همان زمین است. اصولا وقتی دشمن بدون توجه به تهدید ضربات متقابل و متقارن اقدام به حمله کرده، بدین معناست که اهداف ارزشمندتری را مدنظر دارد و چنین ریسکی را پذیرفته است. به‌نظر می‌رسد در کنار این ضربات، پاسخ‌های نامتقارن و اثرگذارتری را نیز باید مدنظر داشت که بتواند تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر دشمن متجاوز بگذارد که مهم‌ترین آن‌ها، حملات پیش‌دستانه، ورود نیروی زمینی به درگیری منطقه‌ای، وارد کردن تلفات بالا به نیروهای آمریکایی و تمرکز بر ایجاد شوک قیمتی در بازارهای جهانی است که می‌تواند هزینه واقعی جنگ را بالا ببرد. بیشتر بخوانید: خسارت کافی نیست! فراتر از جنگ منطقه‌ای عبور از دیپلماسی فانتزی تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم! جنگ منطقه‌ای در تله آتش‌بس آتش‌بس؛ فرصتی برای بازنگری پایان انفعال استراتژیک؟ در انتظار غافل‌گیری تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
تنگه قیمت نفت از ابتدای جنگ را بستیم که مزیت اصلیش باید انفجار می‌بود. اما سازهای ناکوک سیاسی بارها قیمت را شکست و جلوی شتابش را گرفت. تنگه بدون قیمت، موضوعیت زیادی ندارد و تمرکز باید بر قیمت نفت باشد تا تورمش آستانه تحمل جهان را درنوردد. 140 دلار هم کافی نیست، هدف را بالاتر بگذارید! پ.ن: زبان پاسخ به دشمن را می‌داند، نه ... زنده‌باد قالیباف انقلابی! پ.ن: رهبر شهید انقلاب: من دیپلمات نیستم، انقلابی‌ام! بیشتر بخوانید: فراتر از جنگ منطقه‌ای تعرفه هرمز را تصاعدی کنیم! تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour
زندگی باید کرد مجلس در رأس امور دو ماه است که تعطیل است. کنکور سراسری ۴۵ روز پس از پایان جنگ برگزار خواهد شد. امتحانات نهایی دانش‌آموزان پانزده روز پس از پایان جنگ برگزار می‌شود و آزمون دانشگاه فرهنگیان نیز چنین سرنوشتی خواهد داشت و... همه این‌ها وابسته است به مساعد شدن شرایط کشور و اعلام پایان رسمی جنگ از سوی شورای عالی امنیت ملی. هفته گذشته برگزاری انتخابات هفتمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا نیز به دو ماه پس از پایان جنگ تحمیلی موکول شد. انتخاباتی که با دغدغه امام راحل و امام شهید هیچ‌گاه و در هیچ شرایطی، حتی درحالی‌که چند استان درگیر اشغال‌گری رژیم بعث بودند، حتی یک روز به تعویق نیفتاد و رهبر شهید انقلاب، بارها برگزاری بدون تأخیر انتخابات‌ها را یکی از افتخارات جمهوری اسلامی می‌دانستند و امیدوار بودند که این رویه در آینده نیز تداوم یابد... همه این‌ها در کنار محدودیت‌های ناگزیر جنگ، مثل خسارات و تبعات اقتصادی، لغو پروازها و کاهش سفرها، محدودیت‌های ارتباطی و... بخشی از زندگی مردم را تحت‌الشعاع قرار داده و باعث توقف جریان طبیعی زندگی در برخی زمینه‌ها شده است. جنگ و احتمال ادامه آن حتی در دوران آتش‌بس، قریب دو ماه است که به‌درستی همه توجهات را به نبرد با دشمن معطوف کرده و مردم نیز در سنگر خیابان، دفاع از ایران اسلامی را در جبهه داخلی برعهده دارند. اما تداوم این حضور، مستلزم تداوم جریان زندگی و امید به آینده است. در میانه جنگ وجودی نمی‌توان تداوم زندگی را به پایان جنگ و وقتی نامعلوم موکول کرد؛ کمااین‌که بسیاری از دستگاه‌ها تدابیری برای استمرار خدمات با بخشی از ظرفیت حضوری و استفاده از ظرفیت دورکاری اندیشیده‌اند تا خللی در خدمات عمومی و زندگی مردم به وجود نیاید. گرچه برخی از این محدودیت‌ها در وضعیت ویژه کشور ناگزیر است، اما توقف فرایندها و موکول کردن آن‌ها به زمان نامتعین، تبعات دامنه‌داری را ایجاد خواهد کرد که خود مسائل دیگری را پدید خواهد آورد. مضاف بر این‌که این بلاتکلیفی و وابسته شدن زندگی به پایان جنگ، مفهومی جز انفعال و فشار اجتماعی به تصمیم‌گیران برای پایان جنگ به هر قیمت نخواهد داشت. اما اینک ضرورت بزرگ‌تری اقتضا می کند که این تعویق‌ها تا حد امکان کاهش یابد و زندگی طبیعی جریان خود را از دست ندهد. چون پیروزی در جنگ وجودی در گرو اثبات تاب‌آوری ملت است که جز با جریان زندگی، چه در بیم و امید آتش‌بس و چه در بحبوحه جنگ محقق نمی‌شود. نزدیک نیم‌قرن محاصره اقتصادی و تحریم‌ها هم همین را می‌گوید که مهم‌ترین هدف دشمن، تعطیلی چرخه زندگی مردم و امورات کشور است که می‌تواند با بلاتکلیفی و تلقی ناکارآمدی، به نارضایتی و کاهش تاب‌آوری جامعه بینجامد. زنده نگه داشتن جریان زندگی حتی در سخت‌ترین شرایط است که نشان از استحکام ساختار سیاسی و اجتماعی دارد و مقاومت ملی را در برابر دشمن تقویت خواهد کرد. همین سازگاری با شرایط ویژه است که حکومت‌ها، نسل‌ها و تمدن‌ها را از خطر انقراض می‌رهاند. مأموریتی که البته نیازمند ابتکار عمل و اعتماد به مردمی است که امتحان خود را پس داده‌اند. جنگ با همه محدودیت‌ها و مصائبی که دارد، قابل تحمل است؛ به‌شرط آن‌که زندگی جریان داشته باشد. بیشتر بخوانید: زندگی به شرط مذاکره! امتداد «خیابان» کجاست؟ غروب برجام و پایان بلاتکلیفی عبور از تعلیق جنگ و صلح مکانیسم «بازگشت» پیام‌آور بعثت مردم تأملات | محمد ولیانپور @mvalianpour