ᴍʏ ᴍᴏᴏɴ
بودنت بوی کولر آبی همراه یه کاسه آلوچهی نمک زده وسط گرمای تابستونو میده
وقتی هستی انگار آدم سرِ ثانیه آخر چراغ قرمزو رد میکنه؛
ᴍʏ ᴍᴏᴏɴ
وقتی هستی انگار آدم سرِ ثانیه آخر چراغ قرمزو رد میکنه؛
وقتی هستی انگار بابات میخواسته مچتو بگیره و در رفتی؛
اونجا که محمود درویش میگه : ده تا دوستت دارم هشت تا برای تو ، یکی برای خنده ی تو و دیگری برای صدای تو اما واژه ها عاجزند از چشمانِ تو!