ᴍʏ ᴍᴏᴏɴ
تورو خیلی کم دوست دارم! به اندازه ته دیگ چرب ماکارانی
تورو خیلی کم دوست دارم!
به اندازه بوی قرمه سبزی دمِافطار
ᴍʏ ᴍᴏᴏɴ
وقتی هستی انگار بابات میخواسته مچتو بگیره و در رفتی؛
وقتی هسی همون حسی رو داره که بچه یه ساله بد قلق، دستاشو وا میکنه که بپره بغلت.
ᴍʏ ᴍᴏᴏɴ
وقتی هسی همون حسی رو داره که بچه یه ساله بد قلق، دستاشو وا میکنه که بپره بغلت.
بودنت صدای معلم دبیرستانمو میده که میگه «تو نه پشت سریت»؛