عــشــق اجــبــارے❤️🩹
#عشقاجبارے❤️🩹 #فصلاول_پارتچهارم #پناه + ولی چی بابا؟ چیکار کردی؟ بابا سرش پایین بود. انگار نم
#عشقاجبارے❤️🩹
#فصلاول_پارتپنجم
#پناه
+ستاره با دیدنم هل شد و دستاشو روی صورتم گذاشت
حقم داشت
احتمالا چشمام کاملا قرمز بود و رد انگشتای بابام روی صورتم بود
#محمد(بابای پناه)
—من..من چطوری اینکارو با دختر خودم کردم گفتم بیا بهت پول میدم گفتم بزار شرطو جایگزین کنم نذاشتی
+به من هیچ ربطی نداره میخواستی تو مستی سر میز نشینی و شرط نبندی
شرط بستی و باید قبولش کنی
—خودتم میگی مستی؛
من تو حال خودم نبودم حمید نمیخوام دخترم جلوی چشمام نابود بشه بزار شرطو جایگزین کنم
+چی میخوای بدی به جاش اونوقت؟پول؟داری که بدی اصلا؟
تو اینهمه مدت یه خبر از دخترت نمیگرفتی حالا هی دخترم،دخترم میکنی؟
الان احساس مسئولیت میکنی؟
تو حتی برات مهم نبود که زندست یا مرده!
یه بار گفتی یه پولی بفرستم براش
یه بار گفتی ببینم کجاست؟چیکار میکنه؟اصلا زندست یا مرده؟
من مجبورت نکردم که سر اون میز بشینی!
من حتی مجبورت نکردم که دخترتو پایهِ شرط بزاری!
پس اینقدر رو مخ من نرو
#پناه
—حرف بزن پناه چی شده؟چیگفتن بهت؟
+بـ..برو، برو حرکت کن میگم
—پناه!
+برو!برو حالم خوب نیست میگم بهت
تو مسیر خونه تمام ماجرا رو برای ستاره تعریف کردم
از حرفای بابام تا سیلی که بهم زد...
اونم مثل من تو شک بود
اونم مثل من مونده بود که یه آدم چجوری میتونه با دختر خودش نه یه آدم غریبه با دختر خودش همچین کاری بکنه
رفتیم خونه و لباسامونو عوض کردیم امروز واقعا روز پر استرسی بود
واسه رفع خستگی یه دوش گرفتم و رفتم پیش ستاره
+ستاره
—...
+ستاره
—...
+الووو
—ها؟چیه؟بله؟
+به نظرت،چیکار کنم
—منم داشتم به همین فکر میکردم عین جن بالا سرم ظاهر شدی
+من سه ساعته دارم صدات میکنم
—عههه؟
+آرههه
خب بگو..چیشد؟
—من کلی فکر کردم بهترین راه اینه که صبر کنیم فردا بیان اصلا شاید از پسره خوشت اومد ها؟یا شاید اونم یه راهی جلومون گذاشت
+چی میگی ستاره خوبی؟من تا الان یکی،دو بار بیشتر ندیدمش اونم وقتی پنج،شیش سالم بود یه بارم یازده سالم بود دیدمش
از همون موقع یادمه که چقدر سرد و تو مخ بود
—ببین الان کاری نمیشه بکنیم تنها راه اینه که بزاریم فردا بیاد
+نمیدونم ولی شایـ..
با زنگ خوردن گوشیم حرفم نصفه موند
شماره ناشناس بود
جواب دادم و گوشی رو در گوشم گذاشتم
+الو.؟
—دخترم؟محمدم!
+بله بگو
—آماده باش فردا عموت اینا میان برای خواستگاری
منم یکم زود تر میام پیشت
+خدافظ
اوفففف خدیاا اه
—آروم باش دختر حلش میکنیم🙂
+خداکنه🤍
—🙂🤍
#حامی
+...
ادامه دارد....
نویسنده:Roksana🎀
هدایت شده از 𝒉𝒂𝒎𝒊 𝒎𝒐𝒐𝒏 ✨فورنده
همسایه های گولم ممبرای. قشنگم، امروز روز دخمله🥲.
روزتونن کلیی مبارکک باشه فرشته های زمینی😭💓
از طرف مالک چنل: 𝒉𝒂𝒎𝒊 𝒎𝒐𝒐𝒏
(فور نیست)