درمون واسه دلتنگی چیه؟ راهکارتون چیه؟
واقعا چیزی نمیدونین؟ چیزی به ذهنتون نمیرسه؟
بدبختم کرد منو این بیقراری🥀🚶🏻♂
چن روز پیش تو تاکسی سه تا آقا بودیم که عقب نشسته بودیم و منم کنار پنجره نشسته بودم و داشتم جزوهم رو میخوندم از گوشی. اونیکی آقایی که کنار پنجره اونطرف بود هم یه پسر جوون موجه و خوب و متین بود حدود بیست و پنج ساله اینا. من از گوشه چشم متوجه بودم که اون هی اینورو نگاه میکنه ولی نمیدونستم چیو و حواسمو پرت کرده بود. آقای وسطی پیاده شد و خودمون دوتا موندیم. یه کم جلوتر گفت ببخشید شما عطری ادکلنی چیزی زدین؟ گفتم بله. معلوم بود خوشش اومده. اسم و اینا پرسید و حتی تو گوگل هم زد تا مطمئن بشه خودشه. خیلی خوشحال شدم و ذوق کردم و حس خوبی بهم داد:))
ما ترکا، به شوهر میگم اَر یا عَر یا ar(حالا هرچی)
به زاینده(کسی که میزاید) هم میگیم دُوغان
my notes!
با اینهمه ذوق و خوشحالی و اینا، شما بگین فایدهش چیه؟ هیچی😂🤦🏻♂
همچنان ذوقشو دارم و دوس دارم هرکی از جلوم میگذره یقهش رو بگیرم تکونش بدم بگم مییییییییییدووووووونییییییییییی چیییییییییشدههههههههههههه؟
my notes!
همچنان ذوقشو دارم و دوس دارم هرکی از جلوم میگذره یقهش رو بگیرم تکونش بدم بگم مییییییییییدووووووون
همین چن دیقه پیش با رفیقم تلفنی حرف میزدم به اون هم گفتم😂🚶🏻♂
کم خونده بودم و یاد گرفته بودم ولی فرمولای کوفتیش یادم نمیموند. تو یه برگه فرمولاش رو تقلب نوشتم گذاشتم جیبم که سر جلسه دربیارم. سر جلسه امتحان وقتی نشستم رو صندلی، قبل شروع و پخش برگهها، دست کردم تو جیب شلوارم خیلی سوسکی تقلب رو در آوردم گذاشتم زیر پام. پام رو بلند کردم یه نگاهی بکنم دیدم دوهزار تومنیه😂🤦🏻♂
نگو تقلب رو گذاشتم جیب کاپشن، کاغذی که تو جیب شلوار بود دوتومنی بود. فوری تا امتحان شروع نشده و کسی حواسش نبود اونو گذاشتم جیبم و دوباره از جیب کاپشن اونو درآوردم. البته که به دردم هم نخورد