گل من چون تو را در گل بپوشم
ز هجران تو خــــــون دل بنوشم
در ایـــــــام جوانی قسمتم شد
که تــــابوت تو را گیرم به دوشم
دعایی زیر لب دارم شبانه
تو آمین گوی ای ماه یگانه
الهی هیچ مظلومی نبیند
عزیزش را به زیر تـــــازیانه
بیا با هم نماز شب بخوانیم
دعای دل به تاب و تب بخوانیم
کتاب قصّه ی غم های خود را
نهان از دیده ی زینب بخوانیم
به خاک افتاده جسم اطهرش بود
به روی دامـــــــن فضّه سرش بود
میان آن همه رنج و غم و درد
به فکر غصّه های شوهرش بود
غمت برده ز دل تاب و توانم
تو رفتی من چرا بـاید بمانم
گلویم آنچنـان از گریه بسته
که نتوان بهر تو قرآن بخوانم
چرا بــال و پر مـا را شکستی
نهال بی بر مـا را شکستی
الهـی بشکند قنفذ دو دستت
که دست مادر ما را شکستی
نگاه نــــــور عینت آتشم زد
تمــــــاشای حسینت آتشم زد
تنت را در کفن پیچیدم آن شب
سکــــوت زینبینت آتشــــــم زد
فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد
به طفلی رخت ماتم در برم کرد
الهـــــــــــی بشکند دست مغیره
که در این آستــــان بی مادرم کرد
my notes!
روزِ "استاد 9.5 بده 10" مبارك .
شماها یا دلتون خوشه، یا واقعا وضعتون خوبه
واسه ما استاد تو رو خدا ۲ رو بده ۹.۵ عه😂💔