شدم عین این توریست های خارجی که میان ایران کلی ذوق و شوق و حیرت از زیبایی هاش.. هردوقدم که راه میرم میگم سبحان الله معماری رو نیگا.. 😮😮😮
قبل از اذان، با صدای نقارهزن ها رعد و برق همراه شده بود و آسمون غرش میکرد..
از ابتدا تا انتهای نماز جماعت حرم هم داشت بارون میاومد..
[دعا کردم همتون قسمتتون بشه:))]
اصلا نگم.. یک حال و هوایی بود امروز؛
بارون و باد همزمان باهم نازل شدن، بدو بدو فرشهای صحن رو جمع میکردن، مردم مینشستن زیر بارون توی صحن، چند نفر حلقه میزدن مثل بین الحرمین کربلا دور هم روضه میخوندن جلوی ایوون طلا...
به نام خداوند جان و خرد
برام تداعی گر خیلی از امتحانام میشه که بالای همشون اول اونرو مینوشتم..
ولی جدا از همه وقتی به معنیش هم نگاه میکنم میمونم واقعا.. به نام خدایی که نه تنها جان را آفرید بلکه خرد رو هم خلق کرد که دراختیار جان باشه؛
فردوسی عزیز واقعا روحت شاد✨
امیدوارم آنطور که شایسته است به فارسی سخن بگم بخونم و بنویسم:)))