eitaa logo
• هِناس •
131 دنبال‌کننده
95 عکس
1 ویدیو
1 فایل
- میسُراییم از عشق به نامِ یزدان پاک! - هِناس : مشترک [لری،لکی،کوردی] - به معنای : نفس💙✨ . شنوای شمام:) 🦋 https://harfeto.timefriend.net/17061798959755 @M_cloudiee
مشاهده در ایتا
دانلود
ما در دلتنگي دستي نداشتيم و در فاصلھ اي کھ داشتيم هزار دست داشتيم! سلام بر تو كھ حقيقتا دلتنگِ توام؛ و سلام بر من ؛ براي آنكھ دلتنگم
دلتنگي من تمام نمي‌شود همين کھ فکر کنم من و تو دو نفريم دلتنگ‌‌تر مي‌شوم براي تو کاش ‌مي‌توانستم دست‌‌هايت را بگيرم و تو را بنويسم کاش نقاشي بلد بودم. دوست داشتنِ تو زيباترين گلي ا‌ست کھ خدا آفريدھ گفتھ بودم؟!
در فاصله میان هجرانت تا وصال در من چیزی می‌شکند که هیچ‌گاه ترمیم نخواهد شد
اونجا که کاظم بهمنی میگه: تا به كِى باشى وُ من پى به حضورت نَبَرم ؟ آرزوى مَنی ، اى كاش "به گورَت" نَبَرم و بردم اونجا داشته باشمت:)
ماهی در آب خاموش است و چارپا روی خاک هیاهو میکند و پرنده در آسمان آواز میخواند. آدمی، اما خاموشی دریا و هیاهوی خاک و موسیقی آسمان را در خود دارد.
ممکن از ناممکن می پرسد: «خانه ات کجاست؟ » پاسخ می آید: «در رؤیای یک ناتوان.»
نهالشب بود و من تازه چشمانم را برهم گذاشته بودم، ناگهان با صدای مهیب آسمان بلند شدم. حملهٔ موج‌ها من را از خانه‌ی خویشتن راند، برخورد رعد و برق به دریا خشمش‌ را برانگیخت و سر موج‌هایش را بلند و بلندتر می‌ساخت تا بتواند ظلمی که در حقش شده بود را به گوش ایزد برساند. ضربهٔ سختی از رعد خورده بودم هوش از سرم برده بود اما عشقی که به دریا داشتم را فراموش نکرده بودم، عشق مایه ترسم شده ترس از از دست دادن معشوقم. کمی که از ضربهٔ اولیه گذشت به خودم آمدم تنم دو نیم شده بود ولی اکنون زمان این نبود که نگران خودم باشم باید برای نجات دریا تلاش کنم. ساعت‌ها در این میدان جنگ در رفت‌ و آمد بودم گیج و سرگردان در این صحرای آشوب زمان را می‌گذرانم، فقط مرواریدم را در آغوش گرفته‌ بودم که مبادا آن را از دست دهم، حاصل عشق من و دریا بود برایم بسیار ارزشمند تا پای جانم باید از آن محافظت میکردم. چند ساعتی گذشت خود را در آغوش شن‌های ساحل یافتم، دریای من کجا بود؟ مرواريد من کجا بود؟ بدون آنها من هیچ بودم فقط یک جسم سخت زیر نور آفتاب سوزان من جانم را از دست دادم دریا؟ آرامشم کجاست بردی،کی پس میدی