eitaa logo
• هِناس •
131 دنبال‌کننده
95 عکس
1 ویدیو
1 فایل
- میسُراییم از عشق به نامِ یزدان پاک! - هِناس : مشترک [لری،لکی،کوردی] - به معنای : نفس💙✨ . شنوای شمام:) 🦋 https://harfeto.timefriend.net/17061798959755 @M_cloudiee
مشاهده در ایتا
دانلود
گاهگاهی که دلم می‌گیرد، پیش خود می‌گویم آنکه جانم را سوخت، یاد می‌آرد از این بنده هنوز؟ گفته بودند: که از دل برود یار چو از دیده برفت... سال‌ها هست که از دیده‌ی من رفتی، لیک دلم از مهر تو آکنده هنوز...
میشود دل بدهی بر دل دیوانه ی من تا همه شهر بفهمند که عشق یعنی چه
از خودم می‌پرسم چه بر سر قلبت آوردی که حالا با هیچ چیز نمی‌توانی او را به عشق و شادی برگردانی؟
من خیلی واسه آدمایِ عمیق، غمم می‌گیره. آدمایی که ارتباطایِ کم اما عمیق می‌سازن. آدمایی که تاریخِ اتفاقات رو خوب یادشون می‌مونه. آدمایی که دفترخاطره دارن و می‌نویسن و دلشون می‌خواد لحظه‌هاشون ثبت شه تا یه روز برگردن بهش و دست بکشن روش. همونا که جمله‌های خوبی که از آدما می‌شنون رو حتما یه گوشه قاب می‌گیرن که یادشون بمونه، جمله‌های بدی که می‌شنون هم، خیلی وقتا، حتی تو شلوغی یادشون میاد و چشماشونو خیس می‌کنه و دیدشونو تار. دلم می‌سوزه وقتی می‌بینم کسی جزئیاتِ یه نفر رو بلده، تموم تلاششو می‌کنه تا مراقبت کنه ازش، حساسیتاشو یاد می‌گیره، یه زندگیِ دیگه رو کنار زندگی خودش، علایقِ خودش، دردا و رنجای خودش، حفظ می‌کنه تا شریکِ خوبی باشه ولی در نهایت، تنها می‌مونه. من دلم می‌خواد این آدمایِ عمیقو بغل کنم. آدمایی که به حرفایی که می‌خوان بزنن، فکر می‌کنن که یه‌وقت دل یکی اون وسط، نرنجه. آدمایی که ساعت‌ها ممکنه به دیوار روبروشون زل بزنن و به سالها قبل یا کیلومترها دورتر فکر کنن؛ با جزئیات. اگه نزدیکتون از این آدما دیدین، بغلشون کنین. اینا خیلی شکستن. حتی اگه منو هم یه روز اطرافتون دیدین، بغلم کنین. منم از همونام. از همون آدمای عمیق.
«هوا خوش است، بوی بهار می‌دهد. بچّه‌‌ها دسته دسته توی حیاط دور هم نشسته‌اند و اختلاط می‌کنند. عصرها قدم می‌زنیم. شب‌ها فرش می‌اندازیم و چای دم می‌کنیم و دور هم می‌نشینیم.» - همسایه‌ها؛ احمد محمود.
برایم اهمیتی ندارند سال‌هایی که فرا می‌رسند و سال‌هایی که از بین می‌روند. تویی تنها زمان که عقربه‌های ساعت نابودش نمی‌کنند
تو زیبا نبودی، تو تأثیرگذار بودی مثل هنر، مثل جنگ و مثل یک انقلاب.
آدم‌ها یک‌ بار عمیقاً عاشق می‌شوند، چون فقط یک بار نمی‌ترسند که همه چیز خود را از دست بدهند؛ امّا بعد از همان یک بار، ترس‌ها آنقدر عمیق می‌شوند که عشق، دیگر دور می‌ایستد