اونی که بلندت میکنه ، وقتی افتادی،
دنبالت میگرده، وقتی گم شدی،
نزدیکت باشه، وقتی بهش احتیاج داری،
باهات بخنده، گریه کنه ، بجنگه و در عوض هیچی نخواد،
حواست فقط به همون باشه
خبر بد:
نمیتوانید مردم را مجبور کنید که دوستتان داشته باشند
عاشقتان باشند
تاییدتان کنند
قبولتان کنند یا با شما خوب باشند
از عهده کنترل کردن آنها هم برنمیآیید .
خبر خوب:
هیچ مهم نیست.
تو بوی رنگی،
تو بوی چوبی،
تو بوی کتابی،
تو ترکیب قشنگ خاک و بارونی،
تو مثل ته دیگ ماکارونی،
ترکیب خفن نون و پنیر خامهای و سبزی،
تو مثل یه آسمون آبی با ابرای تیکه تیکه شدهای،
تو به اندازه نوازش انگشت رو کلیدای پیانو قشنگی،
تو مثل یه مسافرت با رفیقامی،
به اندازه آهنگ مورد علاقم بهم ارامش میدی،
تو مثل هرچی حس خوبه تو زندگی منی،
تو همه قشنگیهای زندگی واسه منی
چارلی چاپلین:
کم باش! اصلا هم نگرانِ
کم شدنت نباش آنکس که اگر
کم باشی گمت میکند، همانيست که
اگر زياد باشی، حيفت میکند!
سعی نکن متفاوت باشی،
فقط خوب باش
خودواقعیم!
شفای زندگی - لوئیز ال هی تنها خودمان مسئول اتفاقاتی هستیم که از سر میگذرانیم و این کاملاً به قدرت
ده بچه زنگی(@ocbooks).pdf
حجم:
2.6M
ده بچه زنگی - آگاتا کریستی
ده بچه زنگی" از پرفروش ترین رمان های "آگاتا کریستی" و محبوب ترین اثر این بانوی جنایی نویس محسوب می شود که تلفیق شعری که عنوان "ده بچه زنگی" از آن گرفته شده با جزیره ای متروک، چرخش های داستانی، شمارش معکوس و قصه ای سراسر تعلیق، یک اثر معمایی تمام و کمال را در اختیار خوانندگان قرار می دهد.
در ابتدا ده نفر بودند که یک نامه ی رازآلود را از فردی ناشناس دریافت کردند؛ مجموعه ای عجیب و غریب از افراد کنجکاو که برای یک مهمانی آخر هفته به یک جزیره ی خصوصی کوچک در ساحل دون احضار شدند.
منبع؟ همون همیشگی
تو نَه دوری تا انتظارت کشم
و نَه نزدیکی تا دیدارت کنم
و نَه از آن مَنی تا قلبم آرام گیرد
و نَه مَن محروم از توام تا فراموشت کنم
تـو در میانهی همه چیزی
کاش میشد آدمی، گاهی
فقط گاهی
به اندازه نیاز بمیرد
بعد بلند شود
آهسته آهسته خاکهایش را بتکاند
اگر دلش خواست برگردد به زندگی
دلش نخواست، بخوابد تا ابد
نقدر که از دست دادن چیزی
ما را افسرده میکند، از داشتنِ همانچیز
احساس خوشبختی نمیکنیم،
این ذات آدمیزاد است