تجربه به من ثابت کرده؛ آدمها معمولا نه چیزی رو فراموش میکنند و نه می بخشند. فقط یک وقتهایی زورشون نمیرسه. وقتی که زورشون برسه میدرند.
این آخر هفته های لعنتی
گاهی به وسعت یک اقیانوس
خاطره ها را،
نبودن ها را،
دلتنگی ها را،
به رخ تنهایی آدم میکشند
آدم است دیگر...
حافظه دارد...
قلب دارد...
احساس دارد...
هرچقدرم بگی من قوی ام و میتونم مواظب خودم باشم و تنهایی بهتره و فلان، در نهایت یه جاهایی از زندگی دلت میخواد یکی باشه که هواتو داشته باشه و بیشتر از خودت نگران حالت باشه!
تو حتی لیاقت اینو نداری که بهت بفهمونم چقدر سرت اذیت شدم،شکسته شدم و گریه کردم،ادم بی لیاقت همه جوره بی لیاقته!
واقعا عباس معروفی به چه درجهی والایی از شعور رسیده بود که گفت:
ازخواب خستهام
به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم
چیزی شبیه بیهوشی،
برای زمان طولانی
شاید هم از بیداری خستهام
از این که بخوابم
و تهش بیداری باشد
کاش میشد سه سال یا شش سال
یا نُه سال خوابید
و بعد بیدار شد
نشد هم، نشد...
آدمی که ازت ناراحته و میاد باهات درمیون میذاره از نظر عقلی ده سال از اونی که رفتارشو باهات عوض میکنه و هیچی نمیگه جلوتره
برای نگه داشتن کسی تو زندگیم نجنگیدم، فقط برای خوشحالیش جنگیدم. کسی که لایقش باشه خودش موندنو یاد میگیره...
کاش میشد همه رو نگه داشت ولی آدم با خودش میگه هیچکی موندنی نیستن چه ابدیش چه موقتش
چونکه قانون طبیعت اینه باید برن
موندن برای یک نفر!-