eitaa logo
𝔐𝔶 𝑹𝒆𝒅𝒆𝒎𝒑𝒕𝒊𝒐𝒏❁
74 دنبال‌کننده
86 عکس
11 ویدیو
3 فایل
•გამარჯობა• °به دنیای بنده خوش آمدید! به اینجا بپیوندید که شاید رستگاری را باهم یافتیم•
مشاهده در ایتا
دانلود
اسپویل دوباره با شروع این پروژه سند مرگ خودمو امضا کردم 🤝 ------
هدایت شده از    - Дом Райли   
دل نوشته های یک دلقک پسر بچه ای با چاقو در سینه اش آستین فئودور را کشید. "آن مرد جدیده؟.." فئودور هیچوقت نفهمید که چرا این پیرم همیشه گریه میکند، آیا اشک هایش خشک نمیشود؟ پسرک همیشه مرموز بود اما از آن هوایی بود که همیشه صورتش را با سیلی سرخ نگه می‌داشت. اما چه باور کنید و چه باور نکنید، فئودور از بین قربانی هایش فقط حرف های پیر بچه را درک میکرد. چه بسا کودکان بیشتر از بزرگسالان میفهمند و درک میکنند. صدای فریاد فئودور بلند شد. "لعنت به هرچی سمه!"* با دستانی لرزان یک مشت قرص را در دهان خود میچپاند و یک لیوان آب را با کلافگی سر میکشد، با پشت دست دهانش را پاک میکند اما سرگیجه اش شدید تر شد و چشمانش سیاهی رفت. رمانی که چشمانش را باز کرد خود را بیهوش کف آشپزخانه پیدا کرد، به سختی نشست و سرش را در میان دستانش گرفت و سعی کرد به سردردش تخفیف دهد. اما کارساز نبود، البته قسمت خوب ماجرا این بود که او دیگر توهم نمی‌زد. یه آرامی بلند شد و درحالی که دفتر و خودکارش در دستش بود تن خسته اش را روی مبل پرتاب کرد. دفترش خاک گرفته بود و بوی بیمارستان میداد، انگار که همین الان از یک مریض ربوده شده بود. دفتر را باز کرد و قلمش را در میان انگشتانش فشرد. « 8 سال و 2 هفته و 4 روز گذشت شاید لازم است هنوز هم بهای زندگی ام را بدهم، نیمه شبی تنها و مرموزی بود، نیمه شبی که تنها در روزگار ما همیشگی است. آن دوران من 25 سال عمر داشتم و هوش و منطق کافی برای کاری که مأمور شده بودم نداشتم، به گونه ای دیگر هنوز خام و نپخته بودم؛ اما ما هیچوقت نمی‌فهمیم که چه زمانی دنیا دیده و پخته شده ایم زیرا همیشه چیزی برای درد کشیدن، درسی برای یاد گرفتن و مجازاتی برای تکرار نکردن وجود دارد. یک سال کامل راجب سازمان ک.ب* تحقیق کردم و خیال میکردم حالا همه چیز را میدانم و هیچ رازی از من پنهان نیست؛ گمان میکنم همه جنبه هارا مطالعه کرده ام و همه فن حریف شده ام، اما زهی خیال باطل...» اشاره به قسمت اول و دوم کشتار بین‌المللی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امروز از ساعت پنج تا الان داشتم بازی میکردم-
واکنش کار های موندم: