آدمها اینجورین که دهنتو میزنن سرویس میکنن،به مرز جنون میرسوننت و بعدش هم یه جوری رفتار میکنن که انگار تو مشکل داری.
دلم برای اون سبک بخصوصِ گریه تنگ شده بود.همون گریه هایی که میدونی بعد اتمامش،دیگه آدم سابق نمیشی.
به خاطر تمام صمیمیت های بیجایی که با انسان های بیجا داشتم،از خودم معذرت میخوام.
تموم شدن رفاقتها خیلی عجیبه خصوصا
وقتی نه دعوایی میشه نه بحث، فقط دیگه اون
صمیمیت حس نمیشه، انگار یهو هرچی که بوده
تبدیل میشه به خاطره و فقط یه روز وقتی
گالریمونو ورق میزنیم به اون آدمها میرسیم.../!
روح من| 𝑚𝑦 𝑠𝑜𝑢𝑙
دلم میخواد شب که میشه، جزئیات روزم رو برای کسی تعریف کنم :)
طرف اصن به خودش نگیره