eitaa logo
تالبی خیالی من!!
47 دنبال‌کننده
552 عکس
106 ویدیو
6 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
یادتونه رهبر شهید هر بار برای سال تحویل می‌رفتن مشهد و زیارت و اونجا شعار سال نو رو می‌گفتن؟؟ چند بار اخیر به خاطر احکام ماه رمضون نمی‌شد.. و عید ۴۰۵، بعد چند سال قرار بود بشه.. قرار بود بشه..
حیات، در آغوش روح دریا چگونه است؟ من می‌دانم که در امن‌ترین جای جهان آرامیده‌ای...
i miss you
هدایت شده از  ‌‌ֹ· 𝖡𝗅𝗎𝖾 𝖫𝗂𝖿𝖾 ☫ ⋆ ׄ
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
𝃛 어둠 𝂭 — @life_blue
۵ ماه پیش باورمون می‌شد..؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از شور زندگے بر باد رفته
هدایت شده از شور زندگے بر باد رفته
محتوای خوابت : یک ایستگاه قطار معلق میان ابرها بود. هر قطار فقط یک واگن داشت و هیچ مقصدی روی تابلوها نوشته نشده بود. از داخل هر واگن صدای متفاوتی می‌آمد؛ یکی صدای گیتار، یکی صدای مداد روی کاغذ، یکی صدای توپ بسکتبال روی زمین و یکی فقط سکوت. هیچ‌کس نمی‌دانست هر قطار به کجا می‌رود. راه خروج از خواب : در انتهای سکو، یک تابلوی کاملاً خالی قرار داشت. تا وقتی منتظر می‌ماندی مقصد روی تابلو ظاهر شود، هیچ قطاری حرکت نمی‌کرد. اما همین که خودت یکی از قطارها را بدون دانستن مقصد سوار می‌شدی، خواب تمام می‌شد. موجود همراهت : قوی شیشه‌ای یک قوی شفاف که داخل بدنش نور آبی جریان داشت. روی آب راه نمی‌رفت؛ روی هوا شناور بود و هرجا سکوت ارزشمندتری وجود داشت، همان‌جا فرود می‌آمد. شی که آخر خواب پیدا می‌کردی: یک پیک گیتار از فلزی آبی‌رنگ. نه اسم داشت، نه نشانی، اما وقتی آن را در دست می‌گرفتی، احساس می‌کردی قبلاً متعلق به کسی بوده که دقیقاً دنیا را مثل تو می‌دیده است. شی جادوییت: یک مترونوم برنجی. قدرتش:هر وقت آن را کوک می‌کردی، برای چند دقیقه همه‌چیز ریتم خودش را پیدا می‌کرد؛ آدم‌ها بهتر همدیگر را می‌فهمیدند، کارهای به‌هم‌ریخته نظم می‌گرفتند و حتی تصمیم‌های سخت واضح‌تر می‌شدند. بهایی که برای استفاده از اون باید می دادی : بعد از هر بار استفاده، تا طلوع روز بعد دیگر نمی‌توانستی سرعت هیچ‌چیز را تغییر بدهی. نه عجله کردن فایده داشت، نه کند کردن زمان؛ باید با همان ریتمی که دنیا برایت انتخاب کرده بود، پیش می‌رفتی. 𐙚 [ https://eitaa.com/mytalebi ]
چون عاشقشم پین :) ممنونم سایه