eitaa logo
موزیک تایم mz_time
1.3هزار دنبال‌کننده
371 عکس
1.1هزار ویدیو
20 فایل
☫ ﷽ ☫ موزیک تایم 🎸 موسیقی زبان مشترک مردم جهان🎸 ممنون بابت همراهی ارزشمندتون🌹 لطفا مارا به دوستان خود معرفی کنید💌 آهنگ درخواستی🤙 پیشنهادی 👍 انتقادی👎 حرفی🙃 دردودلی😕 داشتی من اینجام🙂👇 @mardanm
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از حدیث ناب🌼
مولایم امیرالمومنین علی علیه السلام: هرکس خوش اخلاق باشد ، زندگی اش پاکیزه و گوارا می گردد. 🕋به ما بپیوندید 👇 💟 http://eitaa.com/joinchat/243138561C1ffca3526e
Salar Aghili @RozMusic.comSalar Aghili - Atashe Eshgh (128).mp3
زمان: حجم: 3.5M
💞 آتش عشق 💞 💫 💫 01:43 ━━━●─── 03:26 ⇆ㅤ ㅤ◁ㅤ ❚❚ ㅤ▷ ㅤㅤ↻ ılıılıılıılıılıılı همین الان براش بفرست 💌 🎻موسیقی زبان مشترک مردم جهان🎻 @mz_time 🎧
Mehrzad Asgari @RozMusic.comMehrzad Asgari - Almase Noor (128).mp3
زمان: حجم: 4.5M
💞 الماس نور 💞 💫 💫 01:43 ━━━●─── 03:56 ⇆ㅤ ㅤ◁ㅤ ❚❚ ㅤ▷ ㅤㅤ↻ ılıılıılıılıılıılı همین الان براش بفرست 💌 🎻موسیقی زبان مشترک مردم جهان🎻 @mz_time 🎧
Haamim کانال ایتای موزیک تایمHaamim - Eshghe Ghadimi (128).mp3
زمان: حجم: 4.3M
💞 عشق قدیمی 💞 💫 💫 01:43 ━━━●─── 04:22 ⇆ㅤ ㅤ◁ㅤ ❚❚ ㅤ▷ ㅤㅤ↻ ılıılıılıılıılıılı همین الان براش بفرست 💌💔 🎻موسیقی زبان مشترک مردم جهان🎻 @mz_time 🎧
Saeid RahimianSaeid Rahimian - Arghavan [128].mp3
زمان: حجم: 4.5M
💞 ارغوان 💞 💫 💫 01:43 ━━━●─── 04:31 ⇆ㅤ ㅤ◁ㅤ ❚❚ ㅤ▷ ㅤㅤ↻ ılıılıılıılıılıılı 🎻موسیقی زبان مشترک مردم جهان🎻 @mz_time 🎧
Ali Lohrasbi - Download1Music.IRAli Lohrasbi - Everything Is Here 128.mp3
زمان: حجم: 3.2M
💞 همه چیز آنجاست 💞 💫 💫 01:43 ━━━●─── 03:06 ⇆ㅤ ㅤ◁ㅤ ❚❚ ㅤ▷ ㅤㅤ↻ ılıılıılıılıılıılı همین الان براش بفرست 💔 🎻موسیقی زبان مشترک مردم جهان🎻 @mz_time 🎧
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
رمان انلاین زن زندگی آزادی قسمت پنجم🎬: سحر وارد پیاده رو شد، احساس عجیبی داشت، هم یک جور سرخوشی و هم احساس گناه، سرخوشی از این بابت بود که خود را زیباتر از همیشه و آزاد و رها حس می کرد و احساس گناه داشت، برای اینکه از اعتماد والدینش سو استفاده کرده بود و به راحتی آب خوردن پای روی اعتقاداتی گذاشته بود که سالها با آن بزرگ شده بود. هرچه که جلوتر میرفت بر تعداد نیروهای امنیتی و ضد شورش افزوده میشد و نگاه خیره مأمورین او را اذیت می کرد. برای گریز از این نگاه ها، شالی را که دور گردنش انداخته بود، آرام روی سرش کشید و به راهش ادامه داد. صداهایی که از کمی جلوتر می آمد، نشان میداد که به محل اجتماع نزدیک شده اند. سحر نگاهی به اطراف کرد و بچه های اکیپ خودشان را میدید که پیش میروند، در عالم خود غرق بود که یکی از نیروهای زن مستقر در انجا جلو آمد و رو به سحر گفت: عزیزم، جلوتر نرین، عده ای اغتشاش کردند ممکنه آسیب ببینین... سحر اوفی کرد و بدون اینکه جوابی به او بدهد به راهش ادامه داد و برسرعت قدم هایش افزود. بعد از دقایقی به محل مورد نظر رسیدند.... خدای من چه خبر بود آنجا... پیش رویش دختران و پسرانی بودند که عریان و رها در آغوش هم رقص و پایکوبی می کردند. سحر خیره به صحنه پیش رویش بود که با صدای آشنای رها به خود آمد: اوووه دختر! میبینم لچک به سر گذاشتی... نکنه پشیمون شدی هااا؟؟ یا شایدم ترسیدی؟ و با صدای بلندتر ادامه داد: آی بچه ننه ترسو... تو که دل این کارا نداری بیجا میکنی میای سحر دندانهایش را به هم سایید و گفت: حرف مفت نزن... منو ترس؟! و مثل انسان های جوگیر در یک حرکت شال را از سرش برداشت و دوطرف شال را گرفت و دستهایش را بالای سرش برد و با صدای بلند فریاد زد: زن... زندگی... آزادی... ما دختران ایران زمین... زندان در حصار یک تیکه پارچه بی خاصیت را نمی خواهیم... با این حرف سحر، جمعیت اطرافش متوجه او شدند و همانطور که با سوت و کف، حرف سحر را تایید میکردند به طرفش آمدند... سحر که انگار از خود بی خود شده بود و می خواست جمعیت را بیشتر به هیجان بیاندازد، شال دستش را روی زمین انداخت و همانطور که با پا روی آن می کوبید، آغوشش را باز کرد و فریاد زد: کجایی آزادی بیا و من را در بغل گیر! صدای سوت و کف دوباره بلند شد و اینبار بلند و بلندتر و سحر زمانی به خود آمد که... ادامه دارد... 📝به قلم: ط_حسینی 🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺
بـی‌دلیل‌شـاد‌باش درسـت‌مـثل‌یه‌بـچه.. اگه‌دلـیل‌حـال‌خوبت‌‌بستـگی‌به‌ چـیز‌یا‌ڪسی ڪه‌مـمڪنه‌از‌دستش‌بـدی‌داره‌قـطعا به‌مـشڪل‌بر‌میـخوری، چـون‌امـڪان‌‌یه‌روز‌نـبودن‌‌اون‌‌‌‌تو‌ زندگیــت‌‌‌زیــاده . . .📒🌱›' @bartaren