امشب میخوام بیدار بمونم هم ناشناس هارو جواب بدم
هم از شکستی که خوردم بگم
هم از روزای سخت ام بگم
و باز بگم که چطور تیکه تیکه خودم رو کنار هم گذاشتم و جون کندم که برسم به هدفم
https://eitaa.com/nabathastam
میخوام از اون اول اول شروع کنم
تیر ماه 402که شروع کردم به درس خوندن
من متولد 85هستم و کنکور اولم 403بود
یه دختر 17ساله که پر بود از اطلاعات به درد نخور که تمام کانال های کنکور رو زیر رو کرده بود که روش های درس خوندن رو پیدا کنه
به جای اینکه فکر درس خوندن باشه همش داشت مشاور عوض میکرد
https://eitaa.com/nabathastam
نبات اون روزا خیلی سر در گم بود نمیدونست باید چیکار کنه
کنکور رو خیلی دست کم گرفته بود و خودش رو خیلی دست بالا
شاید دیگران هم مقصر بودن چون دائم از هوشش تعریف میکردن
این نبات نمیدونست دقیق باید چیکار کنه
به پیشنهاد چند تا از معلم هاش کلاس آنلاین گرفت اما استاد های مناسب خودش رو انتخاب نکرد
و گیر کرد بین کلی کلاس آفلاین که دیده نشده
این دختر خوب چیکار کرد !؟
آفرین به جای اینکه درستش کنه زد چشمش رو هم کور کرد
به جای اینکه منظم بشه مدرسه رفتن رو تعطیل کرد
و این دو باعث شد کشیده بشه ته چاه
رسید به روزای آخر که همه میگفتن دیگه قراره خانوم دکتر بشی
ولی خودش ته دلش میدونست چه کرده چه گندی زده💔😅
https://eitaa.com/nabathastam
این پیام های من یه روز قبل کنکور بود
خودم قشنگ میدونستم گند زدم 💔
ولی بقیه میگفتن نه بابا تو امسال حتما قبولی 😁
https://eitaa.com/nabathastam
حالم خیلی بد میشه به اون روزا فکر میکنم
سر فرصت با جزییات همش رو مینویسیم بعد قرار میدم تو کانال که شماهم منتظر نمونید 🤍
https://eitaa.com/nabathastam
دختر قشنگم
همین که به این زودی به فکر دانشگاهی عالیهه
ولی به نظر من اگه میخوای موفق بشی به جای اینکه خودت رو با کتاب تست خفه کنی
سعی کن منظم شدن رو یاد بگیر
نظم خیلی مهمه
اگه در سال کنکور نظم نداشته باشی هرچقدر هم باهوش باشی باختی
https://eitaa.com/nabathastam
دقیقا دو روز بعد از کنکور بود
یادمه ایام عاشورا هم بود
شب نمرات رو اعلام کردن اون لحظه اینقدر حالم بد بود دلم میخواست بمیرم
حالم داغون داغون بود دختری که همیشه معدلش بیست بود حالا معدلش افتضاح بود نمراتش همه 14و15بودن
من اون لحظه پودر شدم حالم به شدت بد بود همه اون لحظه هایی که تباه کرده بودم جلوی چشمام بود
مامانم بعدا بهم گفت اون شب اینقدر حالش بد بوده گریه کرده من بعد از شنیدن این حرف ام باز شرمنده شدم
حالا اینا به کنار من باید با حرف های مردم رو هم میشنیدم
دم به دقیقه گوشی مامانم زنگ میخورد و میپرسیدن
نبات چی کار کرده !؟
میدیم مامانم با چه سختی جوابشون رو می داد
حال خودم از همه داغون تر بود
من با این حال داغون چیکار کردم !؟
پ. ن :عکس مربوط میشه به پیام های اون روزم به خودم 😅
https://eitaa.com/nabathastam
هیچی رفتم تک به تک برگه هایی که چسبونده بودم به دیوار رو درآوردم اتاق ام رو تمیز کردم (من اتاق درس خوندنم جدا بود )
دوباره شروع کردم
اما این بار تمام اشتباهات ام رو روی کاغذ نوشتم و زدم روی دیوار روبه روی میزم که هر روز چشمم بهشون بخوره
این بار من دیگه اون دختر قبلی نبودم
من روش هام رو پیدا کرده بودم
من میدونستم باید چیکار کنم
پس شروع کردم
خسته بودم سخت بود برام ولی من ادامه دادم
تا برسم به اینجا
برای همین همیشه میگم نظم و استمرار مهم ترین کاره
https://eitaa.com/nabathastam
حالا کاش قسمت بد ماجرا فقط حرفای مردم بود
قسمت بدتر اش اونجایی بود که همه دوستام و رفیق هام رفتن دانشگاه
اینجا من دیگه واقعا از شدت خجالت از بقیه رو به موت بودم
من یه دوست خیلی صمیمی داشتم
خیلی حسود بود متاسفانه من اینو دیر فهمیدم
تایم های استراحت اش دائم به من زنگ میزد که اجازه نده من درس بخونم
بارها بود برای سه ساعت با من حرف میزد که من درس نخونم
منم ساده بودم نمی فهمیدم
سال بعد که رفت دانشگاه هر وقت که زنگ میزدم یا جواب نمیداد
یا بیشتر از پنج دقیقه باهم حرف نمیزد
یه بار بهش گفتم چرا قبلا دو ساعت حرف میزدی ولی الان پنج دقیقه
گفت چون اون موقع وقت استراحت ام بود و نمیخواستم تو ام درس بخونی بهت زنگ میزدم
ولی الان دانشگاه دارم و باید به درسم برسم
من اینجا هم شکست ام که چرا من این همه خوش قلب بودم ولی بقیه اینجوری با من رفتار میکردن 💔
[اگه همچین آدمایی تو زندگی تون دارید سریع حذفشون کنید]
https://eitaa.com/nabathastam
حرف برای گفتن خیلی دارم
از اینکه اون روزا چیکار میکردم چقدر درس میخوندم
با حرف بقیه چیکار میکردم
با خستگی ام با نا امیدی چیکار میکردم
همه رو کم کم میگم 😅
https://eitaa.com/nabathastam