eitaa logo
💓نبض عشق💓
2.4هزار دنبال‌کننده
13.6هزار عکس
3.2هزار ویدیو
42 فایل
مینویسم ازعشق بین زوج ها❤ مینویسم ازمحبت هایی که‌اساسش عشق به خداست غفلت ازمن بچه مذهبی ست که نگذاشتم دیده شوم کسی 💖عشق‌های‌آسمانی‌ماراندیده‌مینویسم‌تابدانندعشق‌اصلی‌مال‌مابچه‌مذهبی هاست نه آن‌عشق‌های‌پوچ‌خیابانی @yadeshbekheyrkarbala
مشاهده در ایتا
دانلود
دست هایت کو؟ که دلتنگم برای دست هایت دست هایم را بگیر ای دوست؛دلتنگم برایت...
بغضم شکست و فرصت آهی نیافتم از دست اشک بخت نگاهی نیافتم هرقدر کوله‌بار تو را گشتم ای فلک چون بخت خویش شام سیاهی نیافتم من کوه را شکافتم ای بی‌وفا ولی آخر به قلب سنگ تو راهی نیافتم وقتی دلیل خواستی از من برای عشق غیر از خود تو هیچ گواهی نیافتم گفتی کسی پناه به دشمن نمی‌برد آری ولی به جز تو پناهی نیافتم
شد دل عالم پریشان و حزین در عزایت ای امام پنجمین ای شهید زهر کینه السلام چشمه نور مدینه السلام شهادت پنجمین ستاره عالم تاب، امام محمد باقر (ع) تسلیت باد 🏴🏴 🥀 @nabzeshgh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
حاج‌مهدی_اکبری_من_آخرین_یادگار_کرب‌وبلام_.mp3
6.53M
📝 من آخرین یادگار کرب‌وبلام... 🎤حاج مهدی اکبری ◼️ ایام شهادت 🥀 @Nabzeshgh
چه رؤیاییست صبح بخیرهایت طمعی دارد مانند زندگی فقط برای من تکرار کن
قلم در دست می‌گیرم که‌ امشب شاعرت باشم نم ناچیزی از دریای "قال الباقرت" باشم قلم در دست می‌گیرم که پای مکتبِ فقهت شبیه دانش آموزِ همیشه‌حاضرت باشم مسیرم را به سمت جاده‌ات یکراست کج کردم که در هر رفت و هر آمد، همیشه عابرت باشم به زیر خیمه‌گاه چادرم گه‌گاه بنشینم به یاد کربلا اشکی بریزم، ذاکرت باشم میان سینه‌ی تنگم کبوترخانه‌ای دارم که گاهی تا بقیعت پرکشم؛ تا زائرت باشم!
شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد...
تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمی‌ماند چه باید گفت با آن کس که می‌دانی نمی‌ماند؟! بمان و فرصت قدری تماشا را مگیر از ما تو تا آبی بنوشانی به من، جانی نمی‌ماند برایم قابل درک است اگر چشمت به راهم نیست برای اهل دریا شوق بارانی نمی‌ماند همین امروز داغی بر دلم بنشان که در پیری برای غصه خوردن نیز دندانی نمی‌ماند اگر دستم به ناحق رفته در زلف تو معذورم! برای دست‌های تنگ، ایمانی نمی‌ماند اگر این‌گونه خلقی چنگ خواهد زد به دامانت به ما وقتی بیفتد دور، دامانی نمی‌ماند بخوان از چشم‌های لال من، امروز شعرم را که فردا از منِ دیوانه، دیوانی نمی‌ماند
باز با گریه به آغوش تو برمی‌گردم چون غریبی که خودش را برساند به وطن..
با من هزار نوبت اگر دشمنی کنی ای دوست همچنان دلِ من مهربان توست...
انوار عشق در دل من‌ جا گرفته است شعر از شکوه نام تو معنا گرفته است ای از تبار جان رسول ای خود رسول هر واژه با تو سیرت زیبا گرفته است آری شباهت تو چنان است که خدا آیینه ای مقابل دریا گرفته است دانش به گرد پای تو هرگز‌ نمی رسد علم زمانه از تو چنین پا‌ گرفته است هادی، امین و شاکر و باقر تویی که عشق در قلب بیکران تو ماوا گرفته است چشم تو شاهد است که در روز واقعه نوری تمام کرببلا را گرفته است نوری که عرش روشن از او بوده از ازل از او بهشت شوق تماشا گرفته است از او که جد پاک‌ تو بوده‌ست کربلا در بطن خویش نام‌ معلی گرفته است بر تو عزیز فاطمه بنت‌الحسن سلام عاشق شده‌ست قلب من‌ اما‌ گرفته است