کنار فضّه صمیمانه کار میکردی
به کار کردن خود افتخار میکردی
درختهای بهشتی به پایت افتادند
همان شبی که هوای انار میکردی
فقیر هرچه میآمد، اسیر برمیگشت
تمام عالمیان را دچار میکردی
دلیل خندۀ حیدر! چه شد که بعد پدر
مدام گریۀ بیاختیار میکردی؟
چه شد محبت همسایهها؟ دعایت را
چه مادرانه به آنها نثار میکردی!
تمام مردم اگر کور و کر، علی دیدهست
فدک فدک همه جا را بهار میکردی
و شقشقیه به نهجالبلاغه رو آورد
شبی که پشت به این روزگار میکردی
چقدر خانه مرتب شد آن شبِ آخر
اگر مریض نبودی چکار میکردی؟
#عاطفه_جوشقانیان
╭❤️➤🦋
╰┈➤༺﷽༺🦋
╔═✾🦋🦋✾═╗
نبض عشق
https://eitaa.com/nabzeshgh
╚══•ೋ🍃 ══ ☂ »
بفرست واسه دوستات
༻༻🦋༺༺
به آسمان شبی پر ستاره رو کردم
به جستجوی تو با ماه، گفتگو کردم
پرید تیرگی از شاخه شاخه روحم
نسیم تازه دم صبح را که بو کردم
و سرگذشت سفرهای رود را خواندم..
به آن طراوت جاری چقدر خو کردم
میان حافظه دانه ای تو را دیدم
ضمیر باغچه ای را که زیر و رو کردم
به گندمی که به سوی تو قد کشیده، قسم
که من تو را فقط ای نور! آرزو کردم
تو در کنار منی، روی خاک، اما من
تو را همیشه در افلاک جستجو کردم
#عاطفه_جوشقانیان