خدا می خواست با رویای تو همگام تر باشم
و از پایان هر تقویم،خوش فرجام تر باشم
خدا کندوی لبهای تو را در خانه ام آورد
که از زنبورهای باغ، شیرین کام تر باشم
تو را مثل جزیره دوخت بر پیراهن موجم
که از پهنای اقیانوس ها" آرام" تر باشم
زبان چشمه ی ییلاق هایم- واضح و روشن-
به سمتم کوچ کن تا باز بی ابهام تر باشم
میان قارچ های سمّی و مشهور جایم نیست
همان بهتر که از هر غنچه ای گمنام تر باشم!
تنور خود پرستی ها عجب سوزانده نان ها را!
چه خوشبختم که می خواهم از این هم خام تر باشم !
من آن میخانه ی شادم که تعطیلی نخواهد داشت
خدا می خواست از هر شاعری " خیام" تر باشم!
#محمد_علی_نیکومنش
#عضوکانال
°•♡•━━━❥❤❥━━━•♡•°
♤❥☕️•[ @nabzeshgh ]•
✯
╰─► ♥️ℒℴνℯ🦋
@nabzeshgh
╰─► ♥️ℒℴνℯ🦋
نبض عشق
گفتم تقاص التماسم را بگیرم
از هرکسی جز تو حواسم را بگیرم!
گفتم که تنها ماه این دریاچه باشم!
از برکه هاشان انعکاسم را بگیرم!
در کوچه ی دل ، دوربینی نصب کردم
تا عابران ناشناسم را بگیرم!
دور از تو شالیزار ما را کدخدا برد
همراهی ام کن تا که داسم را بگیرم!
دور از تو با " غم" پاس کردم زندگی را
باید که حال همکلاسم را بگیرم !
پیراهن نارنجی ام را دوخت پاییز
مهر آمده، باید لباسم را بگیرم
حتما به باران زنگ خواهم زد، کجایی؟
شاید همین امشب تماسم را بگیرم!
ای سردبیر آزمون سخت پاکی!
برگرد تا لوح سپاسم را بگیرم!
#محمد_علی_نیکومنش
#عضوکانال
شد شعر من اتاقِ قرنطینه ی خودم!
باران ِ سنگ خورده به آیینه ی خودم
بوی بهار آمده امسال زودتر
با سرفه ای به غارت سبزینه ی خودم!
حتی نشد ببوسمت از روی ماسک ها
نفرین به صبح ِ تیره ی آدینه ی خودم!
این قلب ساده را - که نمی خواست هیچ کس -
اخراج می کنم شبی از سینه ی خودم
پرونده های عاشقی ام جرم ثابتی است
شرمنده ام به خاطر پیشینه ی خودم
این سکّه های اشک ، پس انداز ِ زندگی است
افزوده ام دوباره به نقدینه ی خودم
من آبروی دولت ِ عشقم که یک سرش
وصل است ناگزیر به کابینه ی خودم!
با اینهمه ، دو متر عقب تر بمان عزيز!
تا دور باشی از تب ِ دیرینه ی خودم
#محمد_علی_نیکومنش
#عضوکانال
╭❤️➤🦋
╰┈➤༺﷽༺🦋
╔═✾🦋🦋✾═╗
نبض عشق
https://eitaa.com/nabzeshgh
╚══•ೋ🍃 ══ ☂ »
بفرست واسه دوستات
༻༻🦋༺༺
شد شعر من اتاقِ قرنطینه ی خودم!
باران ِ سنگ خورده به آیینه ی خودم
بوی بهار آمده امسال زودتر
با سرفه ای به غارت سبزینه ی خودم!
حتی نشد ببوسمت از روی ماسک ها
نفرین به صبح ِ تیره ی آدینه ی خودم!
این قلب ساده را - که نمی خواست هیچ کس -
اخراج می کنم شبی از سینه ی خودم
پرونده های عاشقی ام جرم ثابتی است
شرمنده ام به خاطر پیشینه ی خودم
این سکّه های اشک ، پس انداز ِ زندگی است
افزوده ام دوباره به نقدینه ی خودم
من آبروی دولت ِ عشقم که یک سرش
وصل است ناگزیر به کابینه ی خودم!
با اینهمه ، دو متر عقب تر بمان عزيز!
تا دور باشی از تب ِ دیرینه ی خودم
#محمد_علی_نیکومنش
#عضوکانال
╭❤️➤🦋
╰┈➤༺﷽༺🦋
╔═✾🦋🦋✾═╗
نبض عشق
https://eitaa.com/nabzeshgh
╚══•ೋ🍃 ══ ☂ »
بفرست واسه دوستات
༻༻🦋༺༺
بگیر دست مرا و بگو سلام به عشق
بیا که مانده فقط با تو چند گام به عشق!
دوباره صبح و نفس در هوای دیدارت
دوباره می دهم امروز هم پیام به عشق :
سلام دختر پاییز! مهربان آذر!
بسوز برگ تنم را در احترام به عشق!
من و تو پنجره هایی به زیر بارانیم
نگاه ماست جداگانه هر کدام به عشق
قرار بود شناسنامه مان عوض بشود
به شوق لحظهی تغییر نام به : عشق
چگونه می شود از قلب خود جدات کنم؟
منی که باز رسیدم از انتقام به عشق!
چقدر خاطره در شهر دارم از چشمت
که می خورم سر هر کوچه ای مدام به عشق
بپوش کفش دلم را، ضمانتش با من!
که دارد این دل صد پاره ام دوام به عشق!
#محمد_علی_نیکومنش
#عضوکانال
╭❤️➤🦋
╰┈➤༺﷽༺🦋
╔═✾🦋🦋✾═╗
نبض عشق
https://eitaa.com/nabzeshgh
╚══•ೋ🍃 ══ ☂ »
بفرست واسه دوستات
༻༻🦋༺༺
از منظره ات عکس به تعداد گرفتم
از هرچه به جز چشم تو ایراد گرفتم!
من سارق یک مثنوی از چشم تو بودم
دزدیدم و هی " دست مریزاد" گرفتم
در برکه ی آغوش تو لغزیدم و ناگاه
از پیرهنت ماهی آزاد گرفتم!
خطّاط نبودم؛ به تماشات نشستم...
از خطّ ِ دواَبروی خودت یاد گرفتم
رفتی و من از پستچی ِ تازه ی تقدیر
هر نامه ی گنگی که نشان داد، گرفتم
از آذر دستان من امروز رها شد
آن دست که در گرمی مرداد گرفتم
باد آمد و برداشت تورا، حقّ من این بود!
باید بدهم هرچه که از باد گرفتم...
#محمد_علی_نیکومنش
#عضوکانال
جز عشق هر حرفی که داری، مختصر لطفا !
نگذار چتر خیس خود را پشت در ، لطفا!
با خود بیاور سرزده مهمان باران را
امشب تمام ابرها را کن خبر لطفا!
من ماهی دلتنگ تنگم ، چیست سوغاتت؟
امواج دریا را بیاور از سفر لطفا!
در صندلی مشترک ، جای خجالت نیست !
اهل خطر باش و کمی نزدیکتر ....، لطفا!
هرچند می میرد برایت هرکسی، بگذار
تا زنده باشد در کنارت یک نفر ، لطفا!
در پای مرز بکر آغوشت زمینگیرم
با بوسه ویزای مرا کن معتبر لطفا!
بعد از نماز صبح، می چسبد شراب تو!
این خانه را میخانه کن وقت سحر، لطفا!
با تو سرم ای عشق ، دائم درد می خواهد !
تزریق کن در من دوباره دردسر ، لطفا.
#محمد_علی_نیکومنش
#عضوکانال
جز عشق هر حرفی که داری، مختصر لطفا !
نگذار چتر خیس خود را پشت در ، لطفا!
با خود بیاور سرزده مهمان باران را
امشب تمام ابرها را کن خبر لطفا!
من ماهی دلتنگ تنگم ، چیست سوغاتت؟
امواج دریا را بیاور از سفر لطفا!
در صندلی مشترک ، جای خجالت نیست !
اهل خطر باش و کمی نزدیکتر ....، لطفا!
هرچند می میرد برایت هرکسی، بگذار
تا زنده باشد در کنارت یک نفر ، لطفا!
در پای مرز بکر آغوشت زمینگیرم
با بوسه ویزای مرا کن معتبر لطفا!
بعد از نماز صبح، می چسبد شراب تو!
این خانه را میخانه کن وقت سحر، لطفا!
با تو سرم ای عشق ، دائم درد می خواهد !
تزریق کن در من دوباره دردسر ، لطفا.
#محمد_علی_نیکومنش
#عضوکانال
جز عشق هر حرفی که داری، مختصر لطفا !
نگذار چتر خیس خود را پشت در ، لطفا!
با خود بیاور سرزده مهمان باران را
امشب تمام ابرها را کن خبر لطفا!
من ماهی دلتنگ تنگم ، چیست سوغاتت؟
امواج دریا را بیاور از سفر لطفا!
در صندلی مشترک ، جای خجالت نیست !
اهل خطر باش و کمی نزدیکتر ....، لطفا!
هرچند می میرد برایت هرکسی، بگذار
تا زنده باشد در کنارت یک نفر ، لطفا!
در پای مرز بکر آغوشت زمینگیرم
با بوسه ویزای مرا کن معتبر لطفا!
بعد از نماز صبح، می چسبد شراب تو!
این خانه را میخانه کن وقت سحر، لطفا!
با تو سرم ای عشق ، دائم درد می خواهد !
تزریق کن در من دوباره دردسر ، لطفا.
#محمد_علی_نیکومنش
#عضوکانال
از منظره ات عکس به تعداد گرفتم
از هرچه به جز چشم تو ایراد گرفتم!
من سارق یک مثنوی از چشم تو بودم
دزدیدم و هی " دست مریزاد" گرفتم
در برکه ی آغوش تو لغزیدم و ناگاه
از پیرهنت ماهی آزاد گرفتم!
خطّاط نبودم؛ به تماشات نشستم...
از خطّ ِ دواَبروی خودت یاد گرفتم
رفتی و من از پستچی ِ تازه ی تقدیر
هر نامه ی گنگی که نشان داد، گرفتم
از آذر دستان من امروز رها شد
آن دست که در گرمی مرداد گرفتم
باد آمد و برداشت تورا، حقّ من این بود!
باید بدهم هرچه که از باد گرفتم...
#محمد_علی_نیکومنش
#عضوکانال
جز من چه کسی غرق دعا بود برایت؟
باران شدم از لحظه ی بدرود برایت
بی مرزترین کشور دنیا منم امّا
از چارطرف بسته و محدود برایت !
گردشگر زیبا! بنشین، نقشه درست است
پا می شود از جنگل من دود، برایت
قلّآب به قلّاب شدم ماهی ِ رودت
هرگز نشد این آب ، گلآلود برایت
تا دست کسی سیبی ازین باغ نچیند
پرچین شدم و یکسره مسدود ، برایت
بگذار پس انداز حساب تو شود عشق
با درصدی از بیشترین سود برایت
تنها تو بت ِ آزر من باش دراین شهر
تا بگذرم از آتش نمرود برایت
سنجاق به دفتر شده سنجاقک شعرم
برگرد که تا پر بکشد زود برایت
#محمد_علی_نیکومنش
#عضوکانال
زیر سقفت تا منم، معمار می خواهی چه کار؟
با ستون شانه ام ديوار می خواهی چه کار؟
سرشماری میکنی در سرزمین قلب من
یک نفر... تنها تویی! آمار میخواهی چه کار ؟
میکُشی با چشمهای قهوه ای رنگت مرا
روی میزت قهوه ی قاجار می خواهی چه کار؟!
مثل گلدانی عتیقه اعتبار موزه ای
خاک خوردن گوشه ی انبار میخواهی چه کار؟
خنده ی شیرین تو متن خبرهای جهان!
در کنارم تلخی ِ اخبار می خواهی چه کار؟
فصل خرمنکوبی ِ تبدار آغوشت رسید...!
اینهمه خوشه به گندمزار می خواهی چه کار؟
عشق یعنی راهی ِ پیچ و خم " حیران " شدن!
همسفر! یک جاده ی هموار می خواهی چه کار؟
#محمد_علی_نیکومنش
#عضوکانال