هدایت شده از صِــدای ایـران|🇮🇷
ألسَّلاَمُ عَلَيکِ يَا فَاطِمَةَ المَعصُومِة(س)
#وفات_حضرت_معصومه (س)تسلیت عرض میکنم💔
آیا اروپاییان عمر منظومه شمسی را که بین 4500 و 4600 میلیارد سال پیش تخمین زده اند را از روی کتابهای کهن ایرانی کپی کرده اند؟!
در بیشتر زمینه های علمی همین بوده و آنان منابع علمی خود را ذکر نکرده و بنام خود مصادره کرده اند به عنوان مثال در عجایب المخلوقات آمده:
"...و دهریان گویند که عمر عالم چهار هزار هزار هزار هزار و تیرست هزار هزار و بیست هزار هزار سالست..."
در متن بالا تیرست یعنی سه صد یا سیصد در زبانهای کهن ایرانی به عدد سه، تیر یا ثری میگفتند امروز هم در انگلیسی سه را تری گویند! در محاسبه عمر عالم در متن بالا دقیقا عدد چهار ملیارد و سیصد و بیست ملیون سال از زمان تشکیل عالم بیان شده که با تخمین امروز دانشمندان بسیار نزدیک است.(تصویر صفحه ی اول این کتاب می باشد و ربطی به متن فرستاده شده ندارد)
نفس خویش←@nafsma→
قمر در عقرب از خرافه تا واقعیت؛آیا دلیل عقلی ای برای نحسی این پدیده نجومی وجود دارد؟
قمر در عقرب پدیده ای نجومی،عبور کره ماه از زمینه صورت فلکی عقرب(کژدم) یا از امتداد برج فلکی عقرب است که هر ماه قمری یک بار رخ می دهد و معمولا دو تا سه روز طول می کشد.(اکثریت علما گفته اند منظور برج عقرب است و برخی گفته اند صورت عقرب که قول اول درست تر است)
در ستاره بینی از قدیم آمیخته به بعضی باور های دینی پدیده قمر در عقرب نشان از واقعه ای شوم و نحس دانسته می شده است. از نظر متون دینی اسلامی (روایاتی که اکثرا ضعیف هستند) هنگام قمر در عقرب باید از انجام کارهای اساسی مانند ازدواج،مسافرت،بنای خانه، معامله پرهیز کرد. به عنوان نمونه امام صادق(ع) در روایتی فرمودند:«مَنْ سَافَرَ أَوْ تَزَوَّجَ وَ الْقَمَرُ فِی الْعَقْرَبِ لَمْ یَرَ الْحُسْنَى کافی؛« کسی که سفر کند و یا ازدواج کند در حالی که قمر در عقرب باشد خوشی و خوبی نمیبیند». (بحارالانوار، ج ۱۰۰ ص۲۶۸).
نکته: البته نظر بنده این است که چون برخی علما تایید کردند و برخی رد کردند و روایاتی هم در نهی غرق شدن در نجوم داریم بهتر است احتیاط کنیم و در این روز ها به این اعمال نپردازیم اما افراط و سختگیری زیادی به خرج ندهیم و هنگام مسافرت و ... با خواندن آیت الکرسی و دادن صدقه سرنوشت نحسی که روی تقدیر فرد تاثیر خواهد گذاشت را دفع کنیم.
نفس خویش←@nafsma→
قمر در عقرب از خرافه تا واقعیت؛آیا دلیل عقلی ای برای نحسی این پدیده نجومی وجود دارد؟
صورت فلکی عقرب قدرتمند ترین صورت فلکی از دوازده صورت حاضر در دایرة البروج است. باستانیان عقرب را نامیرا، زهرآگین و خطرناک می دانستند و برخی گفته اند عقرب حتی در مقابل انفجارات اتمی هم توان زنده ماندن و باروری دارد.
عقرب طلایی نماد خورشید و عقرب سیاه نماد ماه است.عقرب قدرت بخش ترین صورت فلکیست قلب عقرب آنتارس است ستاره سرخ رنگی که گاها با مارس اشتباه گرفته میشود و این ستار قدرتمند ترین ستاره در صور فلکیست که نماد جنگ، قدرت و... هر سیاره ای در این صورت فلکی قرار بگیرد قدرتمند ترین حالت خود را کسب میکند و از میدان انرژی عقرب تغذیه میکند.
ماه، جایگاه روح یک طرف سفید و طرف دیگر مشکی این دو رنگ نماد روح در زودیاک و پاگان است.ماه الهه احساسات و تمایلات قلبی است وقتی ماه در عقرب وارد میشود به حد بالایی احساسات را تحریک میکند و قلب و احساسات پیروز بر اندیشه و تفکر میشوند و به این دلیل در گذشته از انجام کارها در این زمان منع میکردند چون تصمیمات را بر پایه احساس انجام خواهی داد نه تفکر اندیشه و مغز.
حجامت در روز قمر در عقرب نهی شده است؟
جوری که در روایات اسلامی آمده حجامت در روز های که ماه کامل است یا قمر در عقرب است باعث زیان است به عنوان مثال امام رضا (ع) در رساله ذهبیه می فرماید: هر گاه تصمیم به حجامت داشتی از روزهای 15- 12 ماه قمری انجام بده که برای سلامتی بدنت بهتر است و هنگامی که ماه کامل شد حجامت نکن مگر آن که اضطراری داشته باشی چرا که خون با کاسته شدن از هلال ماه کم و با زیاد شدن آن زیاد می شود.
نکته:طبق باور های طب کهن وقت حجامت باید مزاج خون در اعتدال باشد و بهترین فصل بهار و بهترین روز ها وسط ماه می باشد. همان طور که آب دریا بر اثر جذر و مدی که ماه ایجاد می کند بالا و پایین می شود، خون انسان هم در ایامی که ماه کامل است جوشش بیشتری دارد و از تعادل خارج است، در روز های قمر در عقرب هم همان طور که گفته شد چون احساسات به حد زیادی بالا می رود سودا یا صفرا در خون از حد اعتدال خارج شده و روی تاثیر حجامت اثر منفی خواهند گذاشت پس از نظر طب کهن این امر دلایل عقلی زیادی دارد.
به عنوان مثال ابن سینا می فرماید: درآغاز ماه نباید حجامت انجام داد زیرا در آن موقع خلط ها کاهش میابند و وقت مناسب برای حجامت وسط های ماه است که در آن خلط ها به تبعیت از روشنایی ماه برانگیخته میشوند و مغز در آن مواقع خود را بیشتر تصفیه میکند و آب رودخانه ها از جزر و مد بیشتر بهره میبرند . با تمام این اوصاف ، بهترین ایام اواسط ماه قمری و طبق روایت 17 هر ماه مناسب است/پایان
نفس خویش←@nafsma→
کارزار مخالفت با تغییر نام جشن باستانی شب چله و چهارشنبهسوری
https://amordadnews.com/185447/
ولادت با سعادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها و روز پرستار را خدمت تمام همراهان عزیز تبریک و تهنیت عرض می کنیم.
نفس خویش←@nafsma→
چهارشنبه سوری،جشنی که فلسفه ی آن به فراموشی سپرده شده. آیا چهارشنبه سوری ریشه ی کهن و ایرانی دارد؟
إِذَا انْشَقَّتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ ﴿۳۷﴾ آنگاه كه آسمان شكافته شود، رنگى سرخ (گل سرخ)چون رنگ چرم خواهد داشت }(سوره مبارکه الرحمن آیه 37)
نفس خویش←@nafsma→
چهارشنبه سوری،جشنی که فلسفه ی آن به فراموشی سپرده شده. آیا چهارشنبه سوری ریشه ی کهن و ایرانی دارد؟/ 1
با توجه به حواشی اخیر و تغییر نام جشن های مثل یلدا و چهارشنبه سوری،عده ای منکر کهن بودن و ریشه دار بودن این به اصطلاح جشن هستند. ابتدا باید گفت که این سنت به شکل کنونی هیچ سنخیتی با جشنی باستانی ندارد و بیشتر به جشنی چینی یا خودنمایی اوباش خیابانی ست و بسیار آزار دهنده برای اکثر خانواده ها و از این رو نام روز تکریم خانواده را برای این جشن انتخاب نموده اند. این نام با توجه به این که این سنت تقریبا جهانی در تقویم رسمی کشور وجود ندارد خود اقدامی رو به جلوست ؛ اما کافی نیست و باید به اصلاح این سنت کهن بیشتر کمک کرد. ابتدا باید این نام غلط را حذف کرد و سپس به نام های پیشنهادی مانند : چهارشب سوری یا سرخ فام استفاده نمود. دلایل خود را برای انتخاب این نام ها ذکر خواهم کرد.
چهارشنبه سوری سنتی کهن که از جشن سده آغاز و به فروردینگان و اندرگاهان پیوند میخورد از همین رو چون این جشن با سده پیوندی ناگسستنی دارد درمورد سده نیز مطالبی ناقص عرض خواهد شد که در آینده به تکمیل آن خواهیم پرداخت.چهارشنبه سوری آغاز جشنی برای پیشواز نوروز و در آغاز شب پنچه سال و چهار شب به نوروز بوده است. در واقع بعد از گذر سپیده و روشن شدن هوا در این چهار شب، سرخی زیبایی آسمان قطب را فرا میگیرد که خود آغاز چهارشب سوری برای آریاییان کهن بوده است. که بعدها احتمالا" به چهارشنبه سوری تبدیل شده است. با ظهور سپیده دمان قطبی آریاییان کهن در مکانهای سردسیر با روشن کردن آتش به یاری خورشید میرفتند.در واقع این جشن چهارشنبه نبوده است و صورت درست آن چهار شب و پنج روز مانده به سوری بوده که این پنج روز تا طلوع نوروز آتش افروخته میشده است در واقع 12 ماه سی روزه + 5 روز اندرگاه 365 روز سال بوده که آغاز آن 5 روز همچنان در ایران به نام چهارشنبه سوری زنده مانده است. سور یا هور به معنای خورشید و آن در نخستین ماه گاهشماری خوارزمی به نام نو سر (سور) ذل خود را نشان میدهد تغییر س به ه در زبان سانسکریت نیز معمول است چنانکه مثلا" ما ده میگوییم و هندیها دس یا ما راه گوییم و آنان راس در واقع سور در اینجا با مهمانی و سور ! تفاوت دارد و کسانی که این واژه را سور چرانی و مهمانی تعریف کرده اند هیچگاه مستندی ارائه نداده اند! در هر صورت چهارشنبه سوری آغاز جشنی برای پیشواز نوروز بوده است.
نفس خویش←@nafsma→
چهارشنبه سوری،جشنی که فلسفه ی آن به فراموشی سپرده شده. آیا چهارشنبه سوری ریشه ی کهن و ایرانی دارد؟/2
با توجه به نزدیکی متون مذهبی و نجومی ایرانیان باستان به متون هندی بد نیست ریشه ی چهار شب سوری نزد ایرانیان را در متون هندی نیز مطالعه ای داشته باشیم.در مراسم آتی راترا در میان هندوان و در برخی متون ودایی در آغاز سال جشنی به نام "چاتورویمشا" دیده میشود که باید به چهارشب سوری ایرانی نزدیک باشد در ریگ ودا این سپیده دم سرخ فام به تصویر کشیده شده است. به مثالهای زیر از ماندالای چهارم بخش 14 آیات 3و 4 توجه نمایید:
3- صبحدم سرخ فام (نزدیک طلوع خورشید نوروز) سوار بر روشنایی پیش تاخته و با اشعه شادگون و نیرومند خود را نمایان ساخته است.
4- باشد که آن قویترین اسبان ارابه شما را ای آشوینها در طلوع صبح به اینجا آورد در اینجا برای رفع عطش شما شیره سوما آماده شده.
یکی از سنتهای این مراسم در ایران شادی مردمان با پریدن از روی آتش و خواندن این شعر است که: "زردی من از تو سرخی تو از من" در ریگ ودا نیز درسروده سوریا زمانی که خورشید از افق به در میآید (نزدیک طلوع و همزمان با چهارشنبه سوری ایرانی) سرودی شبیه به این خطاب به سوریا! خوانده میشود: در ماندالای اول سروده 50 بنام "سوریا" آمده:«9- خورشید هفت مادیان نورانی را که دختران رخشان ارابه او هستند، یراق کرده و با اسبانی که خود یراق نموده است میتازد (اسبهای یراق شده نشان از آغاز طلوع وروشنی هوا دارد)10- از میان تاریکی، ما به او که بالاترین روشنی است مینگریم و به سوی خورشید که در میان خدایان بالاترین نور است پرواز میکنیم (منتظران در تاریکی که به سرخی یا سپیدی خورشید چشم دوختهاند)11-رخشنده از نور رحمت امروز که سر بر میزنی و به اوج آسمان صعود مینمایی، ای سوریا، بیماری را از دل من و زردی را از رخ من بزدای12- زردی روی من به طوطیان یا به ستارگان کوچک یا به درخت هری تاله منتقل گردد.»(بندهای 9 تا 12)
نکته جالب اینجاست این موضوع سرخ فامان با طلوع فجر در اسلام همخوانی دارد و هر دو مربوط به رزق و روزی و زردی و زشتی صورت است و اینجاست که باید گفت یاللعجب(به سوره ی قدر و فلق توجه ویژه شود و من باب این موضوع مطلبی آماده خواهم کرد) به احادیث زیر دقت کنید.
امام علی بن موسی رضا علیه السلام نقل شده : «الملائکه تقسم ارزاق بنی آدم ما بین طلوع الفجر الی طلوع الشمس فمن نام فیما بینها نام عن رزقه» مابین طلوع سپیده صبح تا طلوع خورشید ملائکه الهی ارزاق انسانها را سهمیهبندی میکنند. هر کس در آن زمان بخوابد، غاقل و محروم خواهد شد. (وسائل الشیعه ج 6 ص 49)
امام صادق (ع) فرمود: «خواب صبحگاهی شوم است و چهره آدمی را زرد و زشت می نماید، و چنین خوابی خواب افراد نامبارک است و خداوند روزی بندگان را از وقت طلوع فجر تا بیرون آمدن آفتاب تقسیم می نماید.» (الاستبصار، شیخ طوسی جلد 1، ص 350، حدیث 2) }
نفس خویش←@nafsma→
جشن «ایوان کوپالا» در میان اسلاوها (شمال اروپا) در اول تیر ماه برگزار میشود که برخی مراسم آن مانند از روی آتش پریدن شباهتهایی با آیین ایرانی چهارشنبه سوری دارد.
نفس خویش←@nafsma→
چهارشنبه سوری،جشنی که فلسفه ی آن به فراموشی سپرده شده. آیا چهارشنبه سوری ریشه ی کهن و ایرانی دارد؟/3
ارائه ی چند از مستندات و ابتدا شرح اوراهای قطبی و روز و شبهای مدارات قطبی در سفرنامه ابن فضلان:
«...در کشور صقلاب عجایب بسیار دیدم از جمله نخستین شب که در شهر بسر بردم تقریبا یکساعت پیش از غروب آفتاب دیدم سرخی شدیدی افق آسمان را فرا گرفته و صداهای سخت و هیاهوهای بلندی از آسمان به گوشم میرسید چون رو به بالا کردم ابر سرخ فامی را همچون آتش (شفق قطبی) نزدیک خود دیدم این سر و صدا از آن ابر بر میخواست در آن ابر شکلهایی از چهارپایان و مردم مشاهده میشد. در میان ابرها اشباحی که به مردم شباهت داشتند در نظرم مجسم میشدند که نیزه و شمشیرهایی در دست داشتند. ناگهان قطعه ابر دیگری مانند آن نمودار شد که در میان آن نیز چند تن مرد و چهار پا و مقداری اسلحه نمایان بودند این تکه ابر پیش آمد و چون لشگری که به لشگر دیگر حمله ور شود به سوی قطعه ابر دیگر هجوم برد ما از مشاهده این وضع به وحشت افتادیم و به گریه و زاری و دعا پرداختیم آنها به ما میخندیدند و از کار ما به شگفت افتاده بودند. این وضع تا پاسی از شب ادامه داشت آنگاه نورها از نظر پنهان شدند.!
در این باب از پادشاه استعلام کردیم وی ادعا میکرد که پدرانش میگفتند آنها از موئمنان و کافران اجنه هستند و هر شب با یکدیگر میجنگند و هنوز از میان نرفته اند و شبها ظاهر میشوند.
....ناگاه صدای اذان بلند شد چون از چادر بیرون آمدیم دیدم سپیده صبح دمیده! به موذن گفتم چه اذانی خواندی؟ گفت اذان فجر ! گفتم پس نماز عشا چه شد؟! گفت آنرا با نماز مغرب خواندیم گفتم پس شب چه شد؟! گفت همین است که میبینی! وی گفت یکماه است تا شبها را نخوابیده مبادا نماز صبح از دست برود( از کوتاهی شبها) اگر شبها هنگام مغرب دیگ را روی آتش بگذاری نماز صبح هنوز غذا پخته نشده است.! و در آن فصل شب کوتاه و روز نزد آنان بلند بود اما به تدریج شبها بلند و روزها کوتاه میشود. در این حالت:
اگر مثلا سحرگاه به مقصد شهری که یک فرسخ از آنجا فاصله داشت (6 کیلومتر) روان شویم شب هنوز به آن نرسیده ایم.!هنگام طلوع خورشید دیدم همه چیز در آن شهر از زمین و کوه و آنچه که موقع بالا آمدن خورشید به نظر میرسید به رنگ سرخ بود گویی همه آنها یک تکه ابر بزرگ را تشکیل میدادند (شفق قطبی) سرخی همچنان تا دل آسمان نمایان بود»
سفرنامه ابن فضلان ص 86 تا 88
نکته: باید دانست که در گذشته آشنایی بسیاری با شرایط قطب و سرزمین های شمالی داشتند به عنوان مثال همین سفرنامه ی ابن فضلان که نشان می دهد نماز ها در این مناطق شرایط ویژه ای داشتند اما نماز های پنج گانه زرتشتیان هنوز هم متناسب با شرایط قطب شمال انجام می شود و در زمستان نماز ها ناقص انجام می شود.
نفس خویش←@nafsma→