eitaa logo
«نَّفْس خویش»
1.2هزار دنبال‌کننده
376 عکس
33 ویدیو
8 فایل
مـن نـدانـم اهـرمـن‌ام یـا انـسان... خـود هواۍ نفـس خـودم یـا شیـطان...› حرفی که قراره راز باشه،هرگز از زبان جاری نمی شود.اینجا از ناگفته های که روزی راز بودند خواهیم گفت کانال تلگرام:https://t.me/+Y2quAhtVDJQ3MjFk
مشاهده در ایتا
دانلود
چهارشنبه سوری،جشنی که فلسفه ی آن به فراموشی سپرده شده. آیا چهارشنبه سوری ریشه ی کهن و ایرانی دارد؟/ 1 با توجه به حواشی اخیر و تغییر نام جشن های مثل یلدا و چهارشنبه سوری،عده ای منکر کهن بودن و ریشه دار بودن این به اصطلاح جشن هستند. ابتدا باید گفت که این سنت به شکل کنونی هیچ سنخیتی با جشنی باستانی ندارد و بیشتر به جشنی چینی یا خودنمایی اوباش خیابانی ست و بسیار آزار دهنده برای اکثر خانواده ها و از این رو نام روز تکریم خانواده را برای این جشن انتخاب نموده اند. این نام با توجه به این که این سنت تقریبا جهانی در تقویم رسمی کشور وجود ندارد خود اقدامی رو به جلوست ؛ اما کافی نیست و باید به اصلاح این سنت کهن بیشتر کمک‌ کرد. ابتدا باید این نام غلط را حذف کرد و سپس به نام های پیشنهادی مانند : چهارشب سوری یا سرخ فام استفاده نمود. دلایل خود را برای انتخاب این نام ها ذکر خواهم کرد. چهارشنبه سوری سنتی کهن که از جشن سده آغاز و به فروردینگان و اندرگاهان پیوند میخورد از همین رو چون این جشن با سده پیوندی ناگسستنی دارد درمورد سده نیز مطالبی ناقص عرض خواهد شد که در آینده به تکمیل آن خواهیم پرداخت.چهارشنبه سوری آغاز جشنی برای پیشواز نوروز و در آغاز شب پنچه سال و چهار شب به نوروز بوده است. در واقع بعد از گذر سپیده و روشن شدن هوا در این چهار شب، سرخی زیبایی آسمان قطب را فرا می‌گیرد که خود آغاز چهارشب سوری برای آریاییان کهن بوده است. که بعدها احتمالا" به چهارشنبه سوری تبدیل شده است. با ظهور سپیده دمان قطبی آریاییان کهن در مکانهای سردسیر با روشن کردن آتش به یاری خورشید میرفتند.در واقع این جشن چهارشنبه نبوده است و صورت درست آن چهار شب و پنج روز مانده به سوری بوده که این پنج روز تا طلوع نوروز آتش افروخته میشده است در واقع 12 ماه سی روزه  + 5 روز اندرگاه 365 روز سال بوده که آغاز آن  5 روز همچنان در ایران به نام چهارشنبه سوری زنده مانده است. سور یا هور به معنای خورشید و آن در  نخستین ماه گاهشماری خوارزمی به نام نو سر (سور) ذل خود را نشان میدهد تغییر س به ه در زبان سانسکریت نیز معمول است چنانکه مثلا" ما ده میگوییم و هندیها دس یا ما راه گوییم و آنان راس در واقع سور در اینجا با مهمانی و سور ! تفاوت دارد و کسانی که این واژه را سور چرانی و مهمانی تعریف کرده اند هیچگاه مستندی ارائه نداده اند! در هر صورت چهارشنبه سوری آغاز جشنی برای پیشواز نوروز بوده است. نفس خویش←@nafsma→
چهارشنبه سوری،جشنی که فلسفه ی آن به فراموشی سپرده شده. آیا چهارشنبه سوری ریشه ی کهن و ایرانی دارد؟/2 با توجه به نزدیکی متون مذهبی و نجومی ایرانیان باستان به متون هندی بد نیست ریشه ی چهار شب سوری نزد ایرانیان را در متون هندی نیز مطالعه ای داشته باشیم.در مراسم آتی راترا در میان هندوان و در برخی متون ودایی در آغاز سال جشنی به نام "چاتورویمشا" دیده میشود که باید به چهارشب سوری ایرانی نزدیک باشد در ریگ ودا این سپیده دم سرخ فام به تصویر کشیده شده است. به مثالهای زیر  از ماندالای چهارم بخش 14 آیات 3و 4 توجه نمایید: 3- صبحدم سرخ فام (نزدیک طلوع خورشید نوروز) سوار بر روشنایی پیش تاخته و با اشعه شادگون و نیرومند خود را نمایان ساخته است. 4- باشد که آن قوی‌ترین اسبان ارابه شما را ای آشوین‌ها در طلوع صبح به اینجا آورد در اینجا برای رفع عطش شما شیره سوما آماده شده. یکی از سنت‌های این مراسم در ایران شادی مردمان با پریدن از روی آتش و خواندن این شعر است که: "زردی من از تو سرخی تو از من" در ریگ ودا نیز درسروده سوریا زمانی که خورشید از افق به در می‌آید (نزدیک طلوع و همزمان با چهارشنبه سوری ایرانی) سرودی شبیه به این خطاب به سوریا! خوانده می‌شود: در ماندالای اول سروده 50 بنام "سوریا" آمده:«9- خورشید هفت مادیان نورانی را که دختران رخشان ارابه او هستند، یراق کرده و با اسبانی که خود یراق نموده است می‌تازد (اسب‌های یراق شده نشان از آغاز طلوع وروشنی هوا دارد)10- از میان تاریکی، ما به او که بالاترین روشنی است می‌نگریم و به سوی خورشید که در میان خدایان بالاترین نور است پرواز می‌کنیم (منتظران در تاریکی که به سرخی یا سپیدی خورشید چشم دوخته‌اند)11-رخشنده از نور رحمت امروز که سر بر می‌زنی و به اوج آسمان صعود می‌نمایی، ای سوریا، بیماری را از دل من و زردی را از رخ من بزدای12- زردی روی من به طوطیان یا به ستارگان کوچک یا به درخت هری تاله منتقل گردد.»(بندهای 9 تا 12) نکته جالب اینجاست این موضوع سرخ فامان با طلوع فجر در اسلام همخوانی دارد و هر دو مربوط به رزق و روزی و زردی و زشتی صورت است و اینجاست که باید گفت یاللعجب(به سوره ی قدر و فلق توجه ویژه شود و من باب این موضوع مطلبی آماده خواهم کرد) به احادیث زیر دقت کنید. امام علی بن موسی رضا علیه السلام نقل شده : «الملائکه تقسم ارزاق بنی آدم ما بین طلوع الفجر الی طلوع الشمس فمن نام فیما بین‌ها نام عن رزقه» مابین طلوع سپیده صبح تا طلوع خورشید ملائکه الهی ارزاق انسان‌ها را سهمیه‌بندی می‌کنند. هر کس در آن زمان بخوابد، غاقل و محروم خواهد شد. (وسائل الشیعه ج 6 ص 49) امام صادق (ع) فرمود: «خواب صبحگاهی شوم است و چهره آدمی را زرد و زشت می نماید، و چنین خوابی خواب افراد نامبارک است و خداوند روزی بندگان را از وقت طلوع فجر تا بیرون آمدن آفتاب تقسیم می نماید.» (الاستبصار، شیخ طوسی جلد 1، ص 350، حدیث 2) } نفس خویش←@nafsma→
جشن «ایوان کوپالا» در میان اسلاو‌ها (شمال اروپا) در اول تیر ماه برگزار میشود که برخی مراسم آن مانند از روی آتش پریدن شباهتهایی با آیین ایرانی چهارشنبه سوری دارد. نفس خویش←@nafsma→
چهارشنبه سوری،جشنی که فلسفه ی آن به فراموشی سپرده شده. آیا چهارشنبه سوری ریشه ی کهن و ایرانی دارد؟/3 ارائه ی چند از مستندات و ابتدا شرح اوراهای قطبی  و روز و شبهای مدارات قطبی در سفرنامه ابن فضلان: «...در کشور صقلاب عجایب بسیار دیدم از جمله نخستین شب که در شهر بسر بردم تقریبا یکساعت پیش از غروب آفتاب دیدم سرخی شدیدی افق آسمان را فرا گرفته و صداهای سخت و هیاهوهای بلندی از آسمان به گوشم میرسید چون رو به بالا کردم ابر سرخ فامی را همچون آتش (شفق قطبی) نزدیک خود دیدم این سر و صدا از آن ابر بر میخواست در آن ابر شکلهایی از چهارپایان و مردم مشاهده میشد. در میان ابرها اشباحی که به مردم شباهت داشتند در نظرم مجسم میشدند که نیزه و شمشیرهایی در دست داشتند. ناگهان قطعه ابر دیگری مانند آن نمودار شد که در میان آن نیز چند تن مرد و چهار پا و مقداری اسلحه نمایان بودند این تکه ابر پیش آمد و چون لشگری که به لشگر دیگر حمله ور شود به سوی قطعه ابر دیگر هجوم برد ما از مشاهده این وضع به وحشت افتادیم و به گریه و زاری و دعا پرداختیم آنها به ما میخندیدند و از کار ما به شگفت افتاده بودند. این وضع تا پاسی از شب ادامه داشت آنگاه نورها از نظر پنهان شدند.! در این باب از پادشاه استعلام کردیم وی ادعا میکرد که پدرانش میگفتند آنها از موئمنان و کافران اجنه هستند و هر شب با یکدیگر میجنگند و هنوز از میان نرفته اند و شبها ظاهر میشوند. ....ناگاه صدای اذان بلند شد  چون از چادر بیرون آمدیم دیدم سپیده صبح دمیده! به موذن گفتم چه اذانی خواندی؟   گفت اذان فجر !  گفتم پس نماز عشا چه شد؟! گفت آنرا با نماز مغرب خواندیم گفتم پس شب چه شد؟! گفت همین است که میبینی! وی گفت یکماه است تا شبها را نخوابیده مبادا نماز صبح از دست برود( از کوتاهی شبها) اگر شبها هنگام مغرب دیگ را روی آتش بگذاری نماز صبح هنوز غذا پخته نشده است.!  و در آن فصل شب کوتاه و روز نزد آنان بلند بود اما به تدریج شبها بلند و روزها کوتاه میشود. در این حالت: اگر مثلا سحرگاه به مقصد شهری که یک فرسخ از آنجا فاصله داشت (6  کیلومتر) روان شویم شب هنوز به آن نرسیده ایم.!هنگام طلوع خورشید دیدم همه چیز در آن شهر از زمین و کوه و آنچه که موقع بالا آمدن خورشید به نظر میرسید به رنگ سرخ بود گویی همه آنها یک تکه ابر بزرگ را تشکیل میدادند (شفق قطبی)  سرخی همچنان تا دل آسمان نمایان بود» سفرنامه ابن فضلان ص 86 تا 88 نکته: باید دانست که در گذشته آشنایی بسیاری با شرایط قطب و سرزمین های شمالی داشتند به عنوان مثال همین سفرنامه ی ابن فضلان که نشان می دهد نماز ها در این مناطق شرایط ویژه ای داشتند اما نماز های پنج گانه زرتشتیان هنوز هم متناسب با شرایط قطب شمال انجام می شود و در زمستان نماز ها ناقص انجام‌ می شود. نفس خویش←@nafsma→
چهارشنبه سوری،جشنی که فلسفه ی آن به فراموشی سپرده شده. آیا چهارشنبه سوری ریشه ی کهن و ایرانی دارد؟/4 ارتباط نماز های پنج گانه ی با جشن های کهن ایرانی.آیا آریایی ها در قطب شمال ساکن بودند؟جشنهای بزرگ ایرانی را با نمازهای روزانه مقایسه کنیم. همانگونه که نمازهای روزانه همراه حرکت خورشید در پنج نوبت یعنی: 1- نیم شب تا سپیده دم (عشا یا اشهینگاه) ، 2- سحرگاه (هاون گاه) ، 3- ظهر (رپیتوین گاه)، 4- به هنگام فرود آمدن آفتاب (ازیرین گاه)  و5- هنگام غروب تا شب (ایوسر وتریم گاه) خوانده میشده است. یزشنها یا جشنهای بزرگ سالانه نیز با حرکت خورشید مشخص شده اند مثلا" نوروز را میتوان با سحرگاه،  و تیرگان را با ظهر،  مهرگان را با غروب آفتاب و یلدا را با فرارسیدن نیم شب مقایسه کرد. اگر دقت کنید در مقایسه ایی که جشنهای ایرانی را با نمازهای پنج گانه زردتشتی کردیم نمازی به نام سپیده یا عشا وجود دارد.  اما جشنی به این نام درمیان جشنهای ایرانی نداریم ! اگر نیک بنگریم جایگاه این جشن که باید پیش از نوروز بوده باشد (طلایه دار نوروز)که به نطر میرسد باید همان جشن بزرگ ایرانیان در دهم بهمن ماه باشد که امروزه به نام سده باقیمانده است. اما بر اثر گذشت سالهای دراز فلسفه گاهانی آن از یادها رفته است.! سده جشن پیروزی بر تاریکی و در آن برای یاری‌رسانی به خورشید ، زایش دوباره و در حقیقت برای پیروز شدن بر تاریکی ، آتش‌های بزرگ می‌افروختند  با این « آتش‌ افروزی »  یاری رسانی به خورشید ، آغاز می‌گردد.اما به بحث سکونت آریایی ها بپردازیم یکی از دلایل واضخ که نشان میدهد آریاییان در قطب شمال سکونت داشتند احکام دینی موبدان برای زمستانهای تاریک و تابستانهای روشن بوده است. در واقع این پرسش مطرح است که: چرا نمازهای زرتشتی و دفن مردگان در زمانهای کهن در زمستان تعطیل بوده است؟! آنگونه که از متون کهن هم هندی و هم ایرانی بر می آید در زمستانهای کهن! هماره خورشید در حالت هاون یا طلوع بوده و هیچگاه از افق بیرون نمی آمده است. و بالطبع نمازی هم نبوده! اما تابستانها روزها معمولی میشده و ظهر و غروب هم وجود داشته و خورشید سیر طبیعی خود را داشته پس میتوانستند با حرکت آفتاب در تابستان نمازهای پنچ گانه را در محل طلوع، ظهر، غروب و نیمه شب بخوانند. اما در هوای تاریک یا نیمه روشن زمستان نماز تعطیل بوده است! علاوه بر نماز احکام دیگری را در متن نمونه  از کتاب بندهشن ( کتاب دینی ایرانی) را  میابیم که اثبات میکند : ظاهرا" هنوز ایرانیان تا آنزمان در کمربند قطبی زندگی میکردند!  و فرایض را بصورت قطبی انجام میدادند. مثلا" آریاییان کهن برای دفن مردگانشان منتظر میماندند تا بعد زمستان و در آغاز روز و تابستان مردگان را دفن کنند! چون در تاریکی دفن انجام نمیشده و کاری ناروا بوده است !  آریاییان کهن برای هفته ها مردگان را در کته ایی در نقطه ایی تاریک و سرد خانه قرار میدادند تا در تابستان و روشنی به تدفین آن بپردازند. متن بندهشن:"...هیربدان برای احکام نسا ( دفن مرده) و چیزهای دیگر (نماز ) در تابستان و زمستان چنین عمل میکردند:بدان هفت ماه که تابستان، که رپیهوین را بستایند (نماز)، گاه روزان و شبان پنج است که بامداد ،گاه هاون (سحر)، نیمروز، گاه رپیهوین (ظهر)، ایواره، گاه اوزیرین (مغرب)، و هنگامی که ستاره پیدا آمد نیمشب، گاه ایوی سروسریم و از نیمشب تا ستاره ناپیدا شود گاه اوشهین  (عشا) یاسپیده دمان ( نماز خوانده میشود)اما در زمستان چهارگاه باشد  ، از بامداد تا ازیرینگاه سراسر هاونگاه  ( همه روز نیمه روشن و خورشید در حالت طلوع یا سحر ) است. بندهشن بخش 10 ص 106 نکته: سرخ فام شدن آسمان قطبی و نوید طلوع و فجر در آسمان قطب یکی ار دلایلی ست که آریایی های کهن در پایان سال بر حسب همان اتفاق قطبی شب ها بالای پشت بام آتش روشن می کردند و برای این که نمازی برای دفن مردگان در ایام تاریک سال خوانده نمی شد این آیین جشنی نیز برای مردگان بوده. نکته: پنجه وه در سیصد و شصتمین روز سال که مراسم آتش افروزی برگذار می شده منسوب به مشتری یا هرمزد است که مشتری کوکب مربوط به مردگان می باشد از این رو روز پنج شنبه مربوط به مردگان است و در اسلام نیز همین قاعده وجود دارد. نکته: همان طور که گفته شد چهار شب این جشن ادامه داشته و فقط در یک شب خاص این آتش افروزی با یاد مردگان همراه بوده و کل جشن را نمی شود به مردگان ربط داد نکته پایانی: به صورت مفصل تر به آداب و رسوم صحیح این جشن به همراه ریشه شناسی یلدا نیز خواهیم پرداخت/پایان نفس خویش←@nafsma→
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مراحل طلوع خورشید قطبی در بندر ترامس شمال نروژ در مدار 69.4 درجه بالای مدار قطبی: در این فیلم کوتاه به ترتیب مراحل دمیدن سپیده ( سده) ، فجر و سرخی هوا ( چاتور ویمشا، یا چهار شب سوری)، طلوع خورشید ( نوروز)، ارتفاع خورشید ( تیرگان) و دوباره غروب خورشید (مهرگان) دیده میشود.این تقسیمات هر کدام آیینها و جشنهایی داشته اند که کم کم به نام جشنهای: یلدا، سده، چهارشنبه سوری، نوروز، تیرگان و مهرگان نامیده شده اند.امروز نیز نمازهای روزانه با حرکت خورشید در مواقع شب تاسپیده (عشا)، سحر، ظهر، عصر و غروب خوانده میشود. نفس خویش←@nafsma→
نقش گربه ها در زندگی انسان ها، آیا آن ها موجوداتی مزاحم هستند یا خیر؟ 🎨«نقاشی مادام دیولافو از تاجر یزدی» نفس خویش←@nafsma→
نقش گربه ها در زندگی انسان ها، آیا آن ها موجوداتی مزاحم هستند یا خیر؟🐈 همانگونه که میدانید حیوانات در زندگی انسانها بسیار نقش مهم و پررنگی دارند وبدون وجود آنها شاید انسانها قادر به ادامه حیات نباشند. اگر چه امروزه انسان مغرور وضعیف با پیشرفت صنعت خیلی عجولانه حساب خود را از حیوانات جدا کرده! اما هنوز هم حیواناتی مانند سگ، گاو، گاومیش، شتر، قاطر، گوسفند، الاغ، اسب، انواع ماکیان، کبوتران، ماهیها و یا حتی حشراتی چون زنبور عسل و کرم ابریشم بسیار در زندگی ما اهمیت دارند. البته از سودمندی این حیوانات همه ما آگاهیم ولازم به گفتاری اضافی نیست اما خوب گربه چطور؟! این موجود زیبا، زرنگ، باهوش و تمیز چگونه به خانه های ما راه یافت و حضور او کجای زندگی انسانها را پر میکرد و چه نیازی به نگهداری این حیوان در خانه ها بود.؟! همه میدانیم که گربه حیوان بسیار باهوشی است و گاه دیده شده در صورتی که او را از خانه دور کنند حتی دهها کیلومتر را طی کرده و دوباره به خانه برمیگردد.! اما شاید از منافع آن چندان آگاه نباشیم گربه در پهلوی گوربک نامیده می‌شده و در فارسی افغانستان و فرارود به آن پِشَک هم گفته می‌شود و در زبان آذری و برخی از زبان‌های ترکی‌تبار دیگر نیز به این حیوان پشک یا پیشیک گفته می‌شود در فارسی پیشی هم گفته میشود در انگلیسی صورت دیگر این واژه را پوشی (pussy) گویند عربها گربه را قط گویند که مترادف واژه کت انگلیسی (cat)، کاتو اسپانیایی (chato) و گاتو (gatto) ایتالیایی است.با نگاهی به تاریخ در میابیم گربه ها در مصر مقدس بودند هرودت در تقدس گربه ها در کتاب دوم نگاشته است: اگر در مصر در خانه ایی گربه ایی بمیرد اهالی خانه به نشانه عزا ابروهای خود را میتراشیدند و اگر سگی بمیرد موهای سرخود را هم میتراشیدند مصریها بدن گربه ها را به دقت مومیایی میکرده ودر مکان مقدس دفن میکردند. (این نوع مومیاییها از قبرس هم بدست آمده است) مصریها سگهارا نیز در گورهای مقدس دفن میکردند. در برخی نوشته ها آمده که سزای کشتن گربه ها مرگ بوده است همانگونه که در اوستا مرگ پادافره کسانی است که سگان را بکشند! گربه ها از زمان زمامداری هنری هشتم در راهروهای ساختمان دولت انگلیس در رفت و آمد بودند، در سال 1989 گربه ایی به نام هامفری به استخدام کابینه انگلیس در آمد تا ساختمان نخست وزیری را از شر موشها برهاند. در سیزدهم نوامر 1997، هامفری بالاخره بعد از 8 سال خدمت در ساختمان نخست وزیری از سمت خود کنار رفت. گربه ی ابو هریره در صدر اسلام همچنین ببری خان گربه معروف ناصرالدین شاه گربه های معروفی هستند که در تاریخ ما نیز ذکری از آنها رفته است. اما آنچه که مرا واداشت تا در مورد گربه ها مطلبی بنویسم داستانی بود که از دوستی شنیدم: «مدتی پیش که اینجانب به روستایی برای دید و دید و بازدید عید رفتم به از همسایگان قدیمی که مشغول ساختن خانه ایی هم هستند گفتم چرا خانه قدیم را خراب کردید؟! حیف که این خانه های زیبا از میان میروند! ایشان گفتند خانه مار گذاشته بود! و مارها در سقف آن لانه کرده بودند. ایشان گفتند زمانهای قدیم در هر خانه ایی سر سفره یک گربه هم بود و این حیوان به دقت هر حرکتی را مراقب بود و انواع حشرات و جنبدندگان موزی را در خانه شکار میکرد و خصوصا" مارها را با یک حرکت گرفته از خانه دور میکرد و ما قدیمها وقتی در خانه گربه بود با خیال راحت میخوابیدیم وبچه ها را در خانه تنها میگذاشتیم! چرا که این حیوان همواره مراقب داخل خانه بود همانگونه که سگها خارج خانه را میپاییدند. اما امروز ما به تهران آمدیم و خانه ها خالی شده و مارها در آن خانه کرده اند و چاره ایی جز تخریب و نوسازی آنها نیست.! ایشان ادامه دادند روزگاری محافظ انبارهای گندم از خطر انواع جوندگان همین گربه ها بودند. و اگر گربه در انبارهای برنج و گندم نبود قحطی میشد.» این سخنان برایم مهم بود و پی بردم چرا در مصر گربه ها را مومیایی میکردند و یا در هند این حیوانات را به قیمت زیاد میخریدند! حقیقتی که امروز برای ما قابل درک نیست! و امروزه شاید از وجود گربه ها و سگها در شهر و روستا تعجب هم میکنیم!بانو دیولافو در کتاب سفرنامه خود که 150 سال پیش نوشته شده از تاجری حکایت میکند که از یزد گربه های ایرانی را به هندوستان برده و در آنجا تا 50 فرانک میفروخته است! در تصویر نیز نقاشی بانو دیولافو از تاجر یزدی دیده میشود. که نشان از سودمندی و ارزش این حیوان در هندوستان داشته است برگرفته از کانال هفت کشور🌏 نفس خویش←@nafsma→
🎯چند نکته در مورد مطلب بالا: غرض از فرستادن این گفتار این است که یادآوری کرده باشیم حیواناتی مانند گربه ها که امروز با ما زندگی میکنند سربار ما نیستند این حیوانات روزگاری با نیاز ما به ما پیوستند چرا که بدون وجود آنان ما قادر به ادامه زندگی نبودیم از اینرو این حیوانات حقوقی دارند که باید محترم شمرده شوند ضمن اینکه آنان بسیار باهوش هم هستند و همه چیز را میفهمند. ما باید بدانیم احترام به حیوانات سنتی کهن است و در تمام کتابهای آسمانی من جمله قرآن به حیوانات احترام گذارده شده و حتی نوح (ع) مامور است که پیش از انسانها حیوانات را از خطر نابودی برهاند یا اصحاب کهف سگی همراه خود داشتند که در قرآن از او به نیکی و جزی از اصحاب یاد شده یا سوره های فراوانی که انسان را به تدبر در خلقت این موجودات دعوت می کند مثل مورچگان،شتر،زنبور،هدهد،گاو،عنکبوت ... ما باید بدانیم تقسیم بندی های انسانی و حیوانی به مفهوم والاترین و پست ترین! فقط در فکر ما انسانهاست و گرنه در نظام هستی و آفرینش در نزد خداوند متعال این تقسیم بندیها وجود ندارد و اجزای طبیعت هر کدام در جایگاه خود مسئولیتی دارند و ارزشمند و محترم هستند. از این رو شما را دعوت میکنم به خواندن چند حدیث از اهل بیت در تکریم و ستایش گربه ها که جز اهل خانه و بسیار محترم شمرده شده اند و همچنین نقل قول هست که پیامبر اسلام (ص) نیز علاقه ی زیادی به گربه ها(معزه گربه ی ایشان بود) داشتند و همچنین دفع اجنه و برکت خانه از خواص دیگر گربه ها در روایات اسلامی می باشد و البته در اسلام خرید و فروش گربه نیز مانعی ندارد. محمد بن مسلم از امام صادق(علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: “به دست آوردن درآمد با فروش گربه اشکال ندارد”. امام رضا(ع) می فرمایند: “منزل نباید خالی از سه چیز باشد که آنها موجب آبادانی منزل هستند. گربه، کبوتر و خروس”«مکارم الاخلاق،ص130» همچنین معاویه بن عمار از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت در مورد گربه فرمود: “آن از اهل خانه تان محسوب می شود و از نیم خورده اش می شود وضو گرفت”. یا در حدیثی دیگر، پیامبر فرموده است: دَخَلَتِ اِمْرَأَةٌ اَلنَّارَ فِي هِرَّةٍ حبستها: «زنی به جهنم رفت، چون گربه‌ای را حبس کرده بود.» همین طور بی‌دلیل گربۀ بیچاره را در اتاقی زندانی کرده بود.  یا در کتاب وسائل‌الشیعه نیز روایت داریم که وقتی رسول‌الله را به عرش بردند حضرت دیدند زن مومنه‌ای در جهنم است.فرمودند: جبرئیل! چرا این زن در جهنم است؟جبرئیل عرض کرد: لهره حبستها ثم ماتت: به خاطر گربه‌ای که این زن او را حبس کرده بود و در همان حال مُرد. پیامبر صلى الله عليه و آله : رأيتُ في النّارِ صاحِبةَ الهِرّةِ تَنْهَشُها مُقْبِلَةً و مُدْبِرَةً ، كانتْ أوثَقَتْها فلَم تكُنْ تُطعِمُها و لَم تُرْسِلْها تأكُلُ مِن خِشاشِ الأرضِ .[مستدرك الوسائل : 8/302/9502]پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : در دوزخ زنى را ديدم كه گربه اش از هر طرف او را گاز مى گرفت، علّتش اين بود كه [در دنيا ] آن حيوان را بسته بود و نه غذايش مى داد و نه آزادش مى‌كرد كه خودش حيوانى را شكار كند . امیدوارم مهربانی بیشتری با این حیوانات مفیدی که این همه توصیه به گرامی داشتن و نگهداری آن شده و جز اهل خانه محسوب می شود داشته باشیم. نفس خویش←@nafsma→
اسطرلاب و چرخ دنده دانشی ایرانی اسلامی که نقش بسزایی در انقلاب صنعتی اروپا داشت و این دانش های کهن متاسفانه به نام غربی ها نوشته شده. اسطرلاب در علوم و فنون مختلفی مانند نجوم، احکام نجوم، علوم مهندسی، راه سازی، معماری، کشاورزی، قنوات و...کاربرد دارد. برخی از کاربردهای اسطرلاب عبارتند از: طالع بینی، به دست آوردن ارتفاع از خورشید و ستارگان، به دست آوردن ارتفاع مرتفعات مانند کوه و ساختمانها به متر، محاسبه فاصله بین شهرها، محاسبه ساعت مستوی و معوج که در دعا نویسی کاربرد دارد، محاسبه شیب زمین، محاسبه اوقات شرعی و هنگام اذانها، تعیین سمت قبله، به دست آوردن طول و عرض جغرافیایی شهرها، محاسبه تقویم خورشید، محاسبه ساعت و لحظه تحویل سال و استخراج زایچه آن، محاسبه نسبتهای مثلثاتی (سینوس، کسینوس، تانژانت و کتانژانت)، محاسبه مطالع و مغارب و درجه طلوع و درجه غروب کواکب و...نوشته‌هایی از بیرونی در دست است که به وضوح در آن‌ها از گردشِ زمین به دورِ خودش نام برده می‌شود. در کتابِ «استیعاب الوجوه الممکنة فی صنعة الاسطرلاب» ابوریحان می‌گوید: «از ابو سعید سجزی، اُسطرلابی از نوع واحد و بسط دیدم که از شمالی و جنوبی مرکّب نبود و آن را اسطرلاب زورقی می‌نامید و او را به جهت اختراع آن اسطرلاب تحسین کردم چه اختراع آن متکی بر اصلی است قائم به ذات خود و مبنی بر عقیدهٔ مردمی است که زمین را متحرّک دانسته و حرکت یومی را به زمین نسبت می‌دهند و نه به کرهٔ سماوی. بدون شک این شبهه‌ای است که تحلیلش در نهایتِ دشواری؛ و قولی است که رقع و ابطالش در کمال صعوبت است. مهندسان و علمای هیئت که اعتماد و استناد ایشان بر خطوط مساحیه(= مدارات و نصف النهارات و استوای فلکی و دائرةالبروج) است؛ در نقضِ این شبهه و رد آن عقیدت بسی ناچیز و تهی دست باشند و هرگز دفع آن شبهه را اقامت برهان و تقریر دلیلی نتوانند نمود. زیرا چه حرکت یومی را از زمین بدانند و چه آن را به کرهٔ سماوی نسبت دهند در هر دو حالت به صناعت آنان زیانی نمی‌رسد و اگر نقض این اعتقاد و تحلیل این شبهه امکان‌پذیر باشد موکول به رای فلاسفهٔ طبیعی دان است.» پ.ن: امیدوارم ساخت اسطرلاب ، ربع مجیَّب، ربع مقنطر، ذات الحِلَق، کره آسمانی در ایران دوباره جان بگیرد. نفس خویش←@nafsma→
اسطرلاب جغرافیایی از نمونه های کمیاب اسطرلاب با نقشه مسطحه جهان ، ساخت جیل کاگنت Gillis Coignet در سال 1560 ، میخگاه بودن قطب شمال و گردش بروج ، در این اسطرلاب بخوبی مشخص است. نفس خویش←@nafsma→
بخشی از نوشته شاردن سیاح معروف فرانسوی در معرفی محمد امین یزدی اسطرلاب ساز و منجم صفوی و اعتراف به اینکه اروپاییان اسطرلاب را از ایرانیان کپی نموده اند.اسطرلاب یکی از ابزار های است که در ترسیم دقیق نقشه های جغرافیای کاربرد بسیار دارد و در گذشته ابزاری کارآمد در نجوم و ریاضیات بوده که حال به فراموشی سپرده شده است. پ.ن: متاسفانه این صنعت در بین ایرانیان بسیار غریب و ناشناخته ست اما برای اروپایی ها به خصوص چون یکی از ابزار های رشد و انقلاب صنعتی ست بسیار شناخته شده می باشد اما ایرانی ها نمی دانند که اجداد آن ها در اوج پیشرفت بودند و اروپایی ها با کپی کاری از دستاورد های آن ها به آن چه الان هستند رسیدند. نفس خویش←@nafsma→