خورشیدی که غروب نمی کند،آیا ایرانیان و مسلمانان در قرون گذشته اطلاعاتی از قطب شما داشته اند؟/۳
جایی که خورشید در آن ابدی الظهور است.در آفاق قطبی شمالی و جنوبی سال شمسی مبدل به یک روز و یک شب میشود.قرآن کریم نیز به این نکته اشاره و حکایت حال ذو القرنین را چنین ترسیم فرموده است: «حَتّٰی إِذٰا بَلَغَ مَطْلِعَ اَلشَّمْسِ وَجَدَهٰا تَطْلُعُ عَلیٰ قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِهٰا سِتْراً» چون اسکندر به جایگاه طلوع آفتاب رسید آن را چنان یافت که بر گروهی طلوع میکند که برای آنان از پیش روی آفتاب پردهای قرار ندادهایم، یعنی به آفاقی رسید که شب، آنان را نمیپوشانید و آفتاب در مدارات ابدی الظهور بود، لاجرم بر روی افق دور میزد و فرو نمیرفت که شب همچون پردهای روی خورشید قرار گیرد. و در احوال ابوریحان بیرونی میخوانیم:
وقتی مردی از اقصی بلاد ترک محمود بن سبکتکین (سلطان محمود غزنوی) را حکایت میکرد که بدان سوی دریاها به جانب قطب، قرص آفتاب مدتی همواره پیدا باشد، چنانکه در آن اوقات شبی در میان نیست، محمود چنانکه عادت او در تعصّب بود برآشفت و گفت: این سخن ملحدین و قرمطیان است. ابو نصر مشکان گفت این مرد اظهار رأی نمیکند مشاهدات خویش میگوید، و این آیت برخواند«وَجَدَهٰا تَطْلُعُ عَلیٰ قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِهٰا سِتْراً» محمود رو به ابوریحان کرد و گفت: تو چه میگویی؟ ابوریحان به حدّ ایجاز و به حدّ اقناع در این مبحث بیان کرد.«هیئت و نجوم اسلامی :ص 67 و 68»
نفس خویش←@nafsma→
هدایت شده از ܭـࡅ߳ـیـبـــــܘ...🪴
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢دهم اردیبهشت روز ملی #خلیج_فارس گرامی باد
ܭࡅ߳یــبه،ࡅ߳ܠߊقــے ࡅ߳ߊܝیــܟܿܢ و طܢــیܫࡅ߳ߺߺܙ
خاک پارس از بلندای زاگرس تا ژرفای خلیج فارس
بررسی نظام حقوقی بزرگترین حوزه آبریز جهان در دریای پارس
فرشاد فرشید راد
بخش نخست:
دیرین شناسی:
خلیج فارس در بررسیهای زمین شناسی حدود 45 ملیون سال پیش با گسترش دریای عمان و در ادامه زاگرس بوجود آمده است. این دریا در آغاز پیدایش بسیار وسیع و پهناور تر از امروز بوده است و روزگاری تا فراسوی جلگه های برازجان، بهبهان، و خوزستان و تا کوهپایه های زاگرس پیشروی داشته است. رودهای دجله و فرات که امروز به صورت یکجا به خلیج فارس میریزند در زمانهای کهن بطور جداگانه به خلیج فارس میریختند. ( حبیب الله فراهانی ژئومرفولوژی خلیج فارس ص 21) اما گزارشهایی هم از کم آبی و حتی خشک شدن خلیج فارس داریم که این دوره های زمانی: در 20، 60 و 120 هزار سال پیش اتفاق افتاده است پرویز کردوانی خشک شدن خلیج فارس را به علت کم شدن آب اقیانوسها و به دلیل یخبندان و گسترش یخچالی دانسته است.
یادآوری نگارنده : دوره های گرما و یخبندان در زمین بنا بر تئوری چرخش میلانکویح روسی و کرول فرانسوی تا چهار دوره 5 هزار ساله در حدود 21 هزار سال (بنا بر دوره های حرکت تقدیمی زمین) محاسبه و اثبات شده و در نتیجه شاید دوره های بازگشت گرما و یخبندان کوتاهتر از سه دوره بالا اتفاق افتاده است.!
چرخههای میلانکوویچ (Milankovitch cycles) به آن دسته از حرکات زمین میگویند که بر روی اقلیم تأثیر میگذارند. نام این چرخهها از نام مهندس عمران و ریاضیدان صرب به نام میلوتین میلانکویچ گرفته شده است. بنا بر این نظربه فصول بزرگتر از فصول چهارگانه معمولی هم در زمین روی میدهند که حدود هر 5 هزار سال روی میدهند.! و در نتیجه زمین را در سرما و گرمای شدید فرو میبرند. پریود یا دوره گردش حرکت تقدیمی محور زمین حدود ۲۶۰۰۰ سال است. همزمان با این پدیده مدار گردش زمین به دور خورشید با سرعت آهستهای میچرخد. این چرخش بنوبه خود به گردش فصلهای بزرگ با دوره ۲۱٬۰۰۰ سال میانجامد. همچنین هر 41 هزار سال زاویه محور زمین تغییر میکند که آن نیز به نوبه خود در گرمایش و یخبندان زمین تاثیر میگذارد.
نام کهن پارس:
در پیشینه نام خلیج فارس نیز تا جایی که از کتابها و نقشه های کهن مشخص گردیده این دریا (از 2500 سال پیش) همواره به نام پارس شناخته شده است و حتی دلایل و مستندات حقوقی غیر قابل انکاری نیز در تایید نام خلیح فارس وجود دارد تا جایی که از سال 1507 تا 1560 میلادی کلیه موافقت نامه هایی که پرتغالیها، اسپانیائیها، انگلیسیها، هلندیها، فرانسویها و آلمانیها با دولت ایران و یا هر پدیده و موضوع سیاسی دیگر در خلیج فارس منعقد کرده اند همه جا به نام خلیج فارس آورده شده است ( محمد رضا رضوانی – مستندات نام خلیج فارس)
اعتماد السلطنه در مرات البلدان گوید : "... دریای پارس را به اصطلاح حال خلیج فارس میگویند..."
اصطخری در هزار سال پیش از نخستین کسانی است که فلسفه نام پارس را بر این دریا آشکار نموده و گفته است:
"...این دریا را از سایر و کافه ممالک جهت آن به پارس نسبت میدهند که از آنجا که این دریا از محیط ( اقیانوس) منشعب میشود تا به پارس برسد هیچ مملکتی آباد تر از آن (ایران) در مسیر َآن نمیباشد و ملوک و روسای آنجا (ایران) تا امروز پیوسته بر دور و نزدیک این دریا چیره بوده و برای تسلط به آن جنگیده اند و نیز از جهت آنکه در هیج موضعی از پارس که دریا در آن باشد نیست که کشتی در آن رود و از حد آن مملکت بگذرد مگر پارس..." ( ممالک و مسالک ص 107) و جای دیگر اضافه میکند که: ".. هیچ شهری از دریا و بیابان و غیره نشان داده نشد که قومی از پارس در آنجا مقیم بوده الا اعیان و مشاهیر آن شهر ایرانیها بوده اند و غالب پارسیان ( ایرانیها ) توانگری و استقامت حال و نعمتشان بسیار و بسیار میباشد..." ( ممالک و مسالک ص 127)
نفس خویش←@nafsma→
میلاد مظهر عصمت و نجابت، حضرت فاطمه معصومه(س) و روز دختر بر تمام دختران عفیف ایران زمین مبارک باد
نفس خویش←@nafsma→
بیست و پنجم اردیبهشت،روز حکیم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی گرامی باد.
نفس خویش←@nafsma→
دانش شگفت انگیز شاهنامه فردوسی در توصیف دژ سیاوش !
اخیرا" پروفسور ریچار فروند Prof. Richard Freund در جنوب اسپانیا صدها نشان دایره ایی بر سنگهای باستانی یافته است که در آن درست سه دایره پیرامونی هم مرکز را ترسیم کرده اند نکته مهم در اینجا به قول پروفسور فروند این است که تنها راه ورودی به این لابیرنت بسته دایره ایی فقط و فقط یک راه است (درست مانند گفته های فردوسی و افلاطون و…) پروفسور ریچارد فروند این دایره های بسته را نشانه قاره دایره ایی شکل آتلانتیس دانسته است وراه ورودی باز شده در پیرامون دایره را همان راه پنهان این قاره اسرار آمیز دانسته است.
نفس خویش←@nafsma→
دانش شگفت انگیز شاهنامه فردوسی در توصیف دژ سیاوش !
انتشار به مناسبت روز حکیم فردوسی
زمانی که با متن بندهشن و اعلاق النفیسه ابن رسته اصفهانی پی به سرزمین کهن و نابود شده ایی در قطب شمال بردم توانستم آنرا با برخی نشانه هایی که از سرزمین گمشده آتلانتیس از قول افلاطون و سرزمینهای میانی دیگر در فرهنگهای کهن جهان آمده برابری و سنجش نمایم سرزمینی که مشخصات همه نزدیک به هم هستند کشور یا قاره ایی در شمال و در میان دریا به شکل دایره و با کوههای بسیار بلند پیرامونی که دریایی فراخ دور آن را گرفته است همراه دو یا چهار رود باستانی که در میانه جهان جاری است و آب آن گرم است و به آن دریا میریزد سرزمینی که به گرد آن ماه، ستاره و خورشید در گردش است و در دل آن آتشفشان قرار دارد.
اما از این مکان اکنون هیچ نشانی نیست. ! اینجانب در کتاب جغرافیای کهن برای نخستین بار از این سرزمین اساطیری سخن گفته ام و در جلد دوم نیز که به همین قاره گمشده اختصاص دادم در این تاریخ گمشده بشری شواهد ونشانه های فراوانی را ارائه داده ام اما شاید برای دوستان گرامی جالب و هم عجیب باشد که در شاهنامه فردوسی هم شبیه به این گفتارها اما با نام «گنگ دژ » سخن رفته است در داستان سیاوش از دژی سخن به میان آمده است بنام گنگ دژ که آنرا سیاوش در شمال چین بنا نهاده است اما با کمال تعجب مشخصات این سرزمین در شاهنامه مشخصات جغرافیایی است نه توصیف یک ساختمان یا قلعه یا دژ که همین میرساند سیاوش آن قلعه و دژ را در مکانی ساخته است که مشخصات آن با همان سرزمین اسطوره ایی همه ملتهای جهان یکی است.!
فردوسی در شرح این مکان میفرماید:
از من داستان گنگ دژ را بشنوید و آنرا باور کنید آنجا مکانی است که میان رشته کوههای دایره ای قرار دارد که اندازه محیط آن 100 فرسنگ ( 600 کیلومتر است) کوههای آن انقدر بلند است که کسی نمیتواند به بالای آن راه یابد و دور ادور آن فقط یک راه ورودی وجود دارد! اما وقتی توانستی از این رشته کوهها عبور کنی به شهر آباد و بزرگی میرسی که در آن نه بیماری میبینی و نه رنجی همه درآن شادمانند این شهر بهشت برین است و در آن رودهای آب گرم جریان دارند اما کوههای رفیع آن تا یک و نیم قرسنگ بلندی دارد. ( نزدیک 10 کیلومتر)
اما شاید عجیبتر این باشد که درست مانند همین فرموده های حکیم فردوسی در شاهنامه را خانم هنسن از قول رییس قبیله آپاچی بیان کرده است که در ج 1 کتاب به آن پرداختیم.
ز من بشنو از گنگ دژ داستان/ بدین داستان باش همداستان
چو فرسنگ صد گرد بر گرد کوه/ ز بالای او چشم گردد ستوه
یک و نیم فرسنگ بالای کوه /که از رفتنش مرد گردد ستوه
ز هر سو که پویی بدو راه نیست/ همه گرد بر گرد او در یکیست
چو زین بگذری شهر بینی فراخ/ همه گلشن و باغ و ایوان و کاخ
همه شهر گرمابه و رود و جوی/ به هر برزنی آتش و رنگ و بوی
نبینی بدان شهر بیمار کس /یکی بوستان بهشت است و بس.
توماس اندرو در کتاب تمدنهای کهن پیش از طوفان نوح ( ص 391) شبیه این داستان را از قول خانم هنسن نقل کرده است که این بانوی پژوهشگر در دیداری که با رئیس قبیله آپاچی در آمریکای شمالی داشته است وقتی خانم هنسن عکسهای خرابه های ماچاپیکچو در کوههای آند در آمریکای جنوبی که بسیار دور تر از سرخ پوستان آپاچی است. را نشان میدهد بدون اینکه آنها شهر را دیده باشند مطالب دقیقی راجع به آن منطقه تعریف کردند. همچنین در دیداری یکی از افراد مسن از این قبیله گفت:
خیلی جلوتر از سیل عظیم جهانی ما در سرزمین آتش سرخ زندگی میکردیم در داخل شهری که یافتن دروازه ورودی آن مشکل بود در آن زمان مملکت ما مرکز دنیا محسوب میشد مردم برای عدالت جویی و بهره مند شدن از عدالت به شهر ما می آمدند همانطور که امروز به شهر واشنگتن روی می آورند آن شهر بسیار عظیم بود. و کشتی های وارد بر آن بدون یاری جستن از راهنماها نمیتوانستند خود را به بندرگاه برسانند زمین مسطح در آن شهر کم بود اما کوههای سر به فلک کشیده اشن در آن ایام بلندترین قلل روی زمین محسوب میشد و درون عمق آنها خدایان آتش قرار داشتند که خشم آنها باعث انهدام سرزمین ما شد. از آن زمان تمام مردم به دریا پناهنده شدند و رو به سمت مغرب فرار کردند سپس اقیانوس خطوط ساحلی خود را تغییر داد و دیگر از سرزمین ما اثری باقی نماند. سرزمینی که در ایام عظمتش بر تمامی جهان حاکم بود/مهندس فرشاد فرشید راد
نفس خویش←@nafsma→
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
گفتاری از شاهنامه: آفرینش جهان و مردمان. مهندس فرشید راد
نفس خویش←@nafsma→
«نَّفْس خویش»
نگاهی به خصوصیات ایزد مهر از جنبه ی اسلامی،قسمت اول/۱ در ایران و قبل از زرتشت مهر پرستی بسیار رواج
شفق های قطبی و ایزد مهر،خورشید و مهر یکی نیستند.
متاسفانه عده ای مهر و خورشید را یکی می دانند اما قبل تر در موضوعات مربوط به ایزد مهر گفته شد که مهر همان خورشید نیست بلکه مهر انوار خورشید می باشد،شفق های قطبی نیز نمادی از این ایزد باستانی می باشند. در این رابطه استاد ابراهیم پورداوود می فرمایند:"...گفتیم که در ایران باستان روز شانزدهم ماه مخصوص به مهر است اگر مهر و خورشید یکی بود نبایستی روز یازدهم ماه هم مخصوص به آفتاب گشته خورشید روز نامیده شود.! اسامی فرشتگاه در سی روز تکرار نشده است. شکی نیست که مهر و خورشید یکی نیست. و شکی هم نیست که این هر دو در زمانهای قدیم به هم مشتبه گشته یکی پنداشته شده اند..."(یشتها ص 406)
مهر ایرانی از نظر پلوتارک مورخ یونانی:
ابراهیم پور داوود در ص 401 یشتها راجع به مهر گفتاری از پلوتارک را می آورد که روشن کننده مطالبی است که پیشتر در ارتباط مهر با شفقهای قطبی گفتیم. پورداوود مینویسد مهر جدای از خورشید است و بنا بر نظر پلوتارک "ایرانیان هرمزد را با فروغ روشنایی و اهریمن را با تاریکی و مهر را در میان این دو چون واسطه و میانجی (در مکانی سایه روشن) میپندارند."
بر مبنای اوستا مهر در دو پایانه زمین (قطبین زمین) دیده میشود و پیش از بر آمدن خورشید و بعد از فرو رفتن خورشید (سپیده دمان قطبی) ظاهر میشود این دو موقع همانطور که مشخص میشود در نیمه روشن شدن آسمان روی میدهد. از سویی میدانیم در قطب شمال اوراها و یا شفقهای قطبی بعد از غروب خورشید در ماههای سپتامبر تا اکتبر ( اواخر شهریور، مهر تا آبان) وپیش از طلوع خورشید در ماههای مارس تا آوریل (اسفند تا فروردین) در آسمانهای قطبی ظاهر میشوند.شفقهای قطبی را باد خورشیدی نیز گفته اند و برای همین در متون کهن آریایی حرکت مواج و بادگونه این فروغ زیبا در آسمان را با ایزد باد همراه دانسته اند.
نفس خویش←@nafsma→
"...و چون خورشید اندر روزن شود (غروب کند) مهر باز گردد. و به شب سرداری آفریدگان هرمزد را در برابر دیوان و دروغان کند..."(روایات پهلوی) پژوهشی در اساطیر ایران ص 296
پ.ن:با برسی های دقیق تر و اسنادی که داده شد مهر بعد از غروب خورشید در قطب شمال میهن کهن آریای ها و قبل از نابودی و یخبندان آن سرزمین در آسمان شب های بلند قطبی به صورت انوار دیده می شد که گاه به نام گردونه یا انوار مهر نیز نامیده می شدند.
نفس خویش←@nafsma→
34.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصویری از گردونه ی مهر در مدارات قطبی زمین
مهر فراخ چراگاه و همراهی باد پیروز گر... یشت 10-2-7.در بخش یسنا هات 72 آمده: "...میستاییم خورشید بی مرگ ! و تیز اسب را..."
پ.ن:خورشید بی مرگ را که در مطالب قبل تر توضیح دادیم که در مدارات قطبی خورشید چگونه روز های زیادی غروب نمی کند،و اینجا اسب که همان گردونه مهر است در یسنا هات از خورشید متمایز شده و این نشانه ی آن است که مهر و خورشید در اوستا نیز یکی نیستند.
نفس خویش←@nafsma→