eitaa logo
«نَّفْس خویش»
1.2هزار دنبال‌کننده
376 عکس
33 ویدیو
8 فایل
مـن نـدانـم اهـرمـن‌ام یـا انـسان... خـود هواۍ نفـس خـودم یـا شیـطان...› حرفی که قراره راز باشه،هرگز از زبان جاری نمی شود.اینجا از ناگفته های که روزی راز بودند خواهیم گفت کانال تلگرام:https://t.me/+Y2quAhtVDJQ3MjFk
مشاهده در ایتا
دانلود
بالا:تصویری قدیمی از نمایش اوراهای قطبی بصورت کمانی و مارپیچ پایین:تصویری از قرون وسطی از اوراهای قطبی نفس خویش←@nafsma→
مشاهدۀ شفق قطبی در ایران،یک پدیده ی نادر و کمیاب. بخش‌های بزرگی از جهان شب جمعه بعد از آنکه یکی از قوی‌ترین طوفان‌های ژئومغناطیسی طی دو دهه اخیر زمین را درنوردید، شاهد خودنمایی شفق قطبی بودند.این پدیده این بار به طرزی بی‌سابقه در عرض‌های جنوبی‌تر و از جمله در ایران هم مشاهده شد و یک عکاس توانست به طور اتفاقی آن را ثبت کند.شفق قطبی که به نورهای شمالی و جنوبی نیز معروف است، یک نمایش طبیعی نور در آسمان است که عمدتاً در مناطق با عرض جغرافیایی بالا دیده می‌شود؛ یعنی نزدیک قطب شمال و جنوب. پ.ن: بعد از دیده شدن همای سعادت در ایران اکنون انوار مهر (شفق های قطبی) نیز در آسمان ایران دیده شد؛این پدیده را بسیار مبارک می دانیم به امید این که ایران عزیز ما بعد از قرون متمادی دوباره به مانند ققنوس از خاکستر خود متولد شود و شکوه و عظمت خود را بازستاند. نفس خویش←@nafsma→
فضای مجازی پر است از اطلاعات درست و نادرست علم؛ شبه علم و ضد علم در هم آمیخته‌ و تبلیغات گوناگون قدرت‌های مالی و سیاسی جهانی سعی دارند حقیقت را با کذب بیامیزند تا از آن بهره برداری کنند، درست فکر کردن و درست استدلال کردن به شیوه منطقی و عقلانی مهم‌ترین مهارتی است که می‌توانیم به دست آوریم.همه به دنبال حقیقت هستند.همه تصور می کنند منطقی هستند و درست فکر می کنند؛ همه باورهای خودشان را قبول دارند ولی باید قبول کنیم ممکن است اشتباه کنیم. تفکر نقاد یعنی نقد خود؛ روش درست فکر کردن؛ تشخیص درست و غلط؛راست یا دروغ؛ حقیقت یا شایعه؛ علم و شبه علم.تفکر نقاد حلقه ی گمشده ی این روز های ماست،به دور از تعصبات خود و دیگران را به تفکر نقادانه دعوت کنید.
نظریه ی جدید در موضوع مهاجرت بزرگ آریایی ها؛از داستان تا واقعیت، آیا آن ها از قطب شمال آمده بودند؟ گفتار زیر بر اساس کتاب کشور هفتم نوشته شده،بخش های از مطالب متن کتاب می باشند و بخش های دیگر از بنده می باشند،جهت آگاهی و رفع بعضی از ابهامات بحث بهتر است کتاب های کشور هفتم و جغرافیای کهن و سرزمین های گمشده را مطالعه کنید. نفس خویش←@nafsma→
نظریه ی جدید در موضوع مهاجرت بزرگ آریایی ها؛از داستان تا واقعیت، آیا آن ها از قطب شمال آمده بودند؟/1 در متون کهن تر بشری مثل اوستا و حتی در بندهش و بعد ها در ادیان ابراهیمی و افسانه های ملل مختلف همه از میهنی افسانه ای سخن به میان آورده اند که در قحطی ها یا یخبندان یا باران های سیل آسا نابود شده سخن به میان آورده اند،باغ عدن،سرزمین افسانه ای دیلمون،ایرانویچ،آتلانیس و... این سرزمین ها دارای مردمانی و تمدن باشکوه تصور می شده که با جا به جایی مدارات زمین و تغییر فصول و قطبین و... با یخبندان یا باران سیل آسا از میان رفته اند و مردم آنجا به سرزمین های دور دست که دریا بودند و بر اثر تغییرات زمین خشک می شدند مهاجرت می کردند،این مهاجرت ها در تمام ملل از سرخپوستان تا چینی و ژاپنی ها و اساطیر شمنی نیز ازش حرف به میان آمده که سر فرصت همه ی این ها را خواهیم گفت،در ایران نیز ما معتقدیم روزگاری جمشید مردمان و حیوانات سرزمین قطبی که با خیزش اهریمن نابود شد را سوار کشتی یا ورجمکرد کرده و به نیمروزان(ایران امروزی) می آورد،یا به این اعتقاد داریم که نوح مردمان و حیوانات را پس از باران سوار کشتی کرده و به جای امن می فرستد. مهاجرت بزرگ باید ورای تاریخ کنونی جهان برسی شود زیرا که با یافته های امروزی ما همخوانی ندارد و با برسی های صورت گرفته باید بسیار کهن تر از تاریخ ترسیمی ده تا دوازده هزار ساله ی است که امروزه می شناسیم،قاعدتا نه اسناد درست و حسابی به جز چند نماد نا مفهم از میهن قطبی مثل گردونه مهر و چلیپا های مختلف بیشتر نداریم،یا عده ای از کوه های بلند در سرزمین های قطبی سخن می گویند که ما تا به حال آن ها را نیافتیم از کوه های مرو و البرز و هوگر و قاف و... در وداها و اوستا و بندهش و متون دینی اسلامی و... یا حتی در بین شمن ها این کوه به کوه سپید معروف است،یا بسیاری از نام های امروزی کوه ها و شهر ها نام های کهنی ست که از آن سرزمین ناپدید و یخ زده شده ی قطبی سینه به سینه مردمان روی شهر های امروزی گذاشته اند،مثل نام های چون مازندران یا البرز و... که به هیچ وجه با مرز های کنونی همخوانی ندارند،در ادامه داستان جمشید در وندیداد را نقل می کنیم و مخاطب را دعوت می کنیم که تفکر کند و یک قیاس ولو ناصوابی با قضیه ی طوفان نوح داشته باشد،از ورجمکرد تا کشتی نوح.سود این قیاس آن است که‌ مخاطب دید جدیدی را نسبت به موضوعات دینی و اساطیری باز می کند و می داند که تمام ادیان ریشه ی یکسان الهی داشته اند و داستان های یکسان با اسامی متفاوتی نقل کرده اند و البته کامل ترین آنها قرآن حجت را برای همه ی ما تمام می کند اما داستان های دیگر ملل یا متون مقدس دیگر نیز از این جهت برای ما اهمیت دارند که قطعا بشر بارها آن ها را در آینده تجربه خواهد نمود. نفس خویش←@nafsma→
نظریه ی جدید در موضوع مهاجرت بزرگ آریایی ها؛از داستان تا واقعیت، آیا آن ها از قطب شمال آمده بودند؟/2 در گفتگوي بين زردتشت و اهورا مزدا، از زبان اهورا مزدا نقل مي­شود كه نخستين انسان از ميان آدميان كه گياه مقدس هوم را به اهورا عرضه داشت و با او سخن گفت، ييمة زيبا، صاحب گله­هاي خوب است كه به او دين اهورايي زرتشتي را آموخت و از او خواست كه خود را براي آموختن و نگاه داشت دين خود مهيّا كند وي عدم آمادگي خود را اعلام كرد و اهورا مزدا گفت: پس به آباد كردن جهان من همت گمار و آن را فزوني بخش و پشتيباني و نگهبانی جهان مرا بپذير و جمشيدنیز پذيرفت. 4 (وندیداد به نقل از صفا ، 1379/431 به بعد) «جمشيد از اَشي و نگوهي (فرشته­ي ثروت حلال تقاضاي ياري كرد تا آفريدگان مزدا را حياتي فارغ از زوال بخشد و آنان را از گرسنگي و تشنگي و پيري و مرگ و باد گرم و باد سرد تا هزار سال دور دارد.»( یشت 17 ، فقرات 28-31 به نقل از صفا ، 1379/428 ) «هم چنين صد اسب و هزار گاو و ده هزار گوسفند براي ناهيد «ارديسور اناهيت» بر فراز كوه بلند «هوكئيريه». «Hukairya» قرباني كرد و از او چنين خواست كه مرا با شاهنشاهي مطلق همه كشورها برسان و بر ديوان و آدميان و جادوان و جباران و كاويان و كرپانان چيرگي ده و نيروي آنم بخش كه از ديوان، مال و سود و فراواني و رمه و خشنودي و شكوه را بر گيرم.»(یشت 5،فقره 25-27،به نقل ازصفا،1379/427-428) اهورامزداپس از پذيرش مسئوليت پشتيباني و نگهباني مشروط جمشید از جهان،  به او دو ابزار داد: يكي انگشتري زرين و ديگري عصاي سر تيز كه به زر گرفته شده بود و بدين ترتيب او صاحب دو نيرو و قدرت گشت. سيصد زمستان از دوره­ي پادشاهي جمشيد گذشت  و زمين پر از چهارپايان كوچك و بزرگ و آدميان و سگان و مرغان و آتشهاي سرخ سوزان شد و اهورا مزدا او را آگاه ساخت كه ديگر زمين جايي براي اين موجودات ندارد. جمشيد رو به جنوب به جانب روشنايي و به طرف خورشيد رفت و زمين را با انگشتري زرّين به حركت در آورد و با عصاي سر تيز خود آن را سوراخ كرد و گفت: اي «اسپندارمذ» عزيز «سپنت ارمئي تي sepenta- Armaiti»= نگاهبان زمين و دختر اهورا مزدا!) دراز و فراخ شو تا بتواني چهارپايان و آدميان را بر خود جاي دهی. به اين ترتيب «جم» زمين را «يك سيم5» بيش از آنچه بود فراخ كرد، چنان كه هر يك از موجودات جايگاهي مطابق ميل خود يافتند و آن گونه كه خواستند زندگي مي­كردند.پس از ششصد زمستان، مجدداً جا بر موجودات تنگ شده و باز اهورا مزدا جمشيد را آگاه ساخت و او با همان تدبير قبلي زمين را به اندازه­ي «دو سيم» بيش از آنچه بود وسعت دارد.وقتي نهصد زمستان از پادشاهي او گذشت باز ماجرا تكرار شد و اين بار جم زمين را يك سيم بيش از آنچه بود فراخ كرد.پس در مجموع زمين در طول 900 سال، سه بار به اندازه­ي گسترش يافت.اهورا مزداي خالق، انجمني آسماني از ايزدان ساخت و جمشيد نيز در همان جايگاه يعني گذرگاه رود "دائي تيا "انجمني از بهترين مردمان گرد آورد. آنگاه اهورا وي را آگاه كرد كه زمستان­هايي سخت بر گيتي خواهد رسيد. و با آنها سرماهاي شديد و ويران كننده­اي همراه خواهد بود. بر جهان مادي زمستاني سخت خواهد رسيد به طوري كه از بلندترين كوهها گرفته تا ژرفاي دره­ي رودخانه­ي «اَردِوي» خواهد باريد و تنها يك سيم از جانوران ساكن آنجا مي­توانند گريخت. قبل از اين زمستان، اين كشور پر از چراگاهها بود اما ريزش برف رودهاي بزرگي پديد خواهد آورد كه آن مراتع را نابود مي­كند. نفس خویش←@nafsma→
نظریه ی جدید در موضوع مهاجرت بزرگ آریایی ها؛از داستان تا واقعیت، آیا آن ها از قطب شمال آمده بودند؟/3 شاید ادعاهای زیادی راجع به پدیده مهاجرت آریاییان شنیده باشید،برخی که کلاً این پدیده را رد میکنند! برخی هم مهاجرت بزرگ را از سرزمینهای مادری خود دانسته اند.مانند آنکه ایرانیها از ایران، اروپایان از اروپا، هندیها از هند،و... برخی هم معتقدند که این مهاجرت از نواحی سیبری به سوی جنوب اتفاق افتاده و از آنجا هم از طریق تنگه برینگ مردمان آریایی به آمریکا رفته اند! طبق پژوهشها و شواهد علمی و بر پایه متون کهن و بدور از تعصب بی پایه مهاجرت یا بهتر بگوییم جابجایی مردمانی خردمند حال با هر نام و نشان! از قطب شمال به چهار گوشه جهان درمسیر نیمروزان ( نصف النهار جنوبی) اتفاق افتاده است.سرزمین کهن قطبی اگر چه امروز سرد و یخ زده است؛اما روزگاری گرم و قابل زندگی بوده است. اشاره به قاره کهن در منطقه شمالگان در بیشتر فرهنگهای قدیم بشری به چشم میخورد جایی در زیر ستاره قطبی که خورشید و ماه و ستارگان پیرامون آن در گردش بودند جایی که یکروز و شب آن برابر با سالی است.نشان چلیپا در آثار هنری مردمان چهار گوشه جهان از آمریکا تا چین و شباهتهای دیگری مانند ساخت هرم و حتی واژگان مشترک میتواند به علت وجود همین سرزمین واسط و میانی باشد.سرزمینی کهن تر از هر سرزمین دیگر،سرزمین اسرارآمیز که بعد از نابودی و یخ زدن آن مردمان بر جای مانده که در اینجا آریایی یا بالا نشین مینامیم، مجبور به مهاجرت به اطراف و اکناف جهان شدند و با مردمان کشورهای دیگر آمیختند!این مهاجرت آنقدر نبوده که اندازه جمعیت کشورهای دیگر مانند ایران فعلی را تغییر دهد این مردمان به تدریج وارد و در جمعیتهای دیگر کشورها حل شدند بنابراین مغلطه ایی که برخی پژوهشگران متعصب ایرانی می آورند که مگر در این کشور جمعیت نبوده است که از شمال مهاجر بیاید؟ یا مگر اینجا ایرانی نبوده که از شمال آریایی بیاید؟! سخنانی است بدون پایه و مایه علمی چون ترکیب دو جمعیت مهاجر و ساکن متفاوت میباشد. که پژوهشگران متعصب آنرا نادیده انگاشته اند. برای مثال فرض کنید امروز مهاجرانی از ایران به آمریکا میروند آیا ده هزار سال دیگر که جمعیتها آمیخته شد آمریکاییها میتوانند بگویند: " مگر مردمان آمریکایی در این کشور نبوده که از ایران جمعیت بیاید؟! پس ما همیشه در این کشور جمعیت آمریکایی داشته ایم و مهاجرت ایرانیها به آمریکا دروغ است؟! و مهاجرت معکوس بوده و از آمریکا به نقاط جهان مهاجرت بوده است." با توجه به همین مثال باید گفت: شاید از آمریکا به مکانهای دیگر مهاجرت اتفاق افتاده اما چرا فرض مهاجرت دیگر مردمان مانند ایرانیها را به این سرزمین رد کنیم؟ پس بهتر است به جای مغلطه کمی منطقی بیندیشم. نفس خویش←@nafsma→
نظریه ی جدید در موضوع مهاجرت بزرگ آریایی ها؛از داستان تا واقعیت، آیا آن ها از قطب شمال آمده بودند؟/4 داستان مهاجرت بزرگ در تاریخ کهن بشر اگر چه آدمی پیوسته در سفر و تغییر مکان است و این از زمانهای قدیم با ییلاق و قشلاق وسفرها همراه بوده است اما به تحقیق یک مهاجرت بسیار بزرگ در فرهنگ همه اقوام وجود دارد که از آن نامبرده شده است.براین مبنا بیشتر اقوام ونژادهای کهن جهان معتقد هستند که روزگاری در میانه وبالای جهان زندگی میکردند و اما روزی با تازش اهریمن و خرابی آن بهشت زیبا مجبور به مهاجرت به مکانهای دیگر زمین شده اند! مایاها و تولتکها معتقدند که از شهر صلیب آمده اند ایرانیها به ایرانویج عقیده دارند سرزمینی زیبا که با تازش اهریمن نابود و بعد آنان به نیمروزان مهاجرت میکنند سومریان این سرزمین را دیلمون مینامند و چینیها آنرا شانگ ته نامند مصریها آنرا تانیتر و ژاپنیها نیز آنرا اونوگورجیما میدانند اکدیها آنرا سرزمین خارسک کورا دانسته اند و هندیها آنرا ایلاورته گفته اند در سوئد و نروژ آنرا اسگرد میدانند و در کتاب مقدس آنرا عدن نام است و نامهای فراوان دیگر اکنون اگر از مهاجرت بزرگ آریاییان که در آثار کهن ایرانی چون اوستا هم به آن اشاره شده سخن میرود منظور همین مهاجرت بزرگ نخستین بشری است مهاجرتی که بسیار پیش تر از تاریخهای شناخته شده هر ملتی اتفاق افتاده؛به عبارتی دیگر مهاجرتی بزرگ که آنرا فقط در بخشهای تاریخ فراکهن ملتها میتوان قرار داد.مهاجرتی که انقدر از تاریخهای ما فاصله دارد که زمان دقیق آنرا نمیتوان مشخص نمود! اما آنچه از لابلای اسطوره ها و گفتار بومیان بدست می آید باقیمانده های آن مردمان اگر شاید حتی در غارهای سرد و تاریک سکنی گزیده بودند. اما هماره به گذشته خویش با افتخار نگاه میکردند. و نقش سرزمین کهن خود را در هر جایی ترسیم میکردند! لقمان بال گنگادهار تیلاک نویسنده کتاب میهن قطبی در وداها:«آریایی ها نه بومی اروپا بودند و نه آسیای مرکزی, بلکه وطن اصلی آنها در دوران پارینه سنگی جایی نزدیک به قطب شمال قرار داشت و سپس از آنجا به طرف جنوب و مناطقی در آسیا و اروپا مهاجرت کردند. دلیل مهاجرت آنها یک انگیزه ناگهانی و غیرقابل مقاومت نبود, بلکه شرایط اقلیمی موطن اصلی شان دچار تغییرات نامطلوب شده بود. اوستا حاوی مطالبی است که این نکته را تایید میکنند, اما محققین این محتویات را بی ارزش خوانده اند, محققینی که کارشان بر اساس نظریه هایی بود که تاریخ تمدن انسان را به دوران مابعد یخبندان محدود میکردند عقیده داشتند محتویات اوستا با محتویات ودایی تناقض دارد. اما امروز به کمک داده های گسترده تری که کشفیات علمی جدید در اختیار ما قرار داده, میتوان نشان داد که سنت های اوستایی حاوی حقایق تاریخی واقعی است که مورد تایید وداها هم قرار دارد.» ال. بی. جی. تیلاک, کتاب میهن قطبی در وداها نفس خویش←@nafsma→
نظریه ی جدید در موضوع مهاجرت بزرگ آریایی ها؛از داستان تا واقعیت، آیا آن ها از قطب شمال آمده بودند؟/5 یکی از دلایل واضح که نشان میدهد آریاییان در قطب شمال سکونت داشتند احکام دینی موبدان برای زمستانهای تاریک و تابستانهای روشن بوده است. در واقع این پرسش مطرح است که:چرا نمازهای زرتشتی و دفن مردگان در زمانهای کهن در زمستان تعطیل بوده است؟! آنگونه که از متون کهن هم هندی و هم ایرانی بر می آید در زمستانهای کهن! همواره خورشید در حالت هاون یا طلوع بوده و هیچگاه از افق بیرون نمی آمده است. و بالطبع نمازی هم نبوده! اما تابستانها روزها معمولی میشده و ظهر و غروب هم وجود داشته و خورشید سیر طبیعی خود را داشته پس میتوانستند با حرکت آفتاب در تابستان نمازهای پنچ گانه را در محل طلوع، ظهر، غروب و نیمه شب بخوانند. اما در هوای تاریک یا نیمه روشن زمستان نماز تعطیل بوده است!علاوه بر نماز احکام دیگری را در متن نمونه از کتاب بندهشن ( کتاب دینی ایرانی) را میابیم که اثبات میکند : ظاهرا"هنوز ایرانیان تا آنزمان در کمربند قطبی زندگی میکردند!و فرایض را بصورت قطبی انجام میدادند. مثلا" آریاییان کهن برای دفن مردگانشان منتظر میماندند تا بعد زمستان و در آغاز روز و تابستان مردگان را دفن کنند! چون در تاریکی دفن انجام نمیشده و کاری ناروا بوده است !آریاییان کهن برای هفته ها مردگان را در کته ایی در نقطه ایی تاریک و سرد خانه قرار میدادند تا در تابستان و روشنی به تدفین آن بپردازند. (به کتاب کشور هفتم مراجعه نمایید) متن بندهشن: "...هیربدان برای احکام نسا ( دفن مرده) و چیزهای دیگر (نماز ) در تابستان و زمستان چنین عمل میکردند:بدان هفت ماه که تابستان، که رپیهوین را بستایند (نماز)، گاه روزان و شبان پنج است که بامداد ،گاه هاون (سحر)، نیمروز، گاه رپیهوین (ظهر)، ایواره، گاه اوزیرین (مغرب)، و هنگامی که ستاره پیدا آمد نیمشب، گاه ایوی سروسریم و از نیمشب تا ستاره ناپیدا شود گاه اوشهین (عشا) یاسپیده دمان ( نماز خوانده میشود)اما در زمستان چهارگاه باشد ، از بامداد تا ازیرینگاه سراسر هاونگاه ( همه روز نیمه روشن و خورشید در حالت طلوع یا سحر ) است. بندهشن بخش 10 ص 106 خوب دوستان همانگونه که در مطالب بالا خواندید گزارش ایرانیان کهن از زمستانها در تمام روز حالتی شبیه به سحر و فضای نیمه تاریک بوده است. امروز با اشراف به موقعیت نخستین ایرانویج در مدارات قطب شمال البته این متن حل شده است.اما این متن مبهم که از احکام دینی در فصل زمستان بوده است شاید همیشه بی معنی جلوه مینمود خصوصا" اینکه هیچ کجای ایران بزرگ چنین وضعیتی نداریم که زمستان تمام روز هوا نیمه تاریک باشد! و از اینرو هیچگاه تفسیر درستی از این متن نشده بود اما دیدیم که با پیشرفت دانش، اسرار تاریخ بیشتر آشکار میشود و متون مذهبی مبهم! که روزگاری به غلط بودن و بیریطی و دری وری گویی متهم میشدند چگونه درستی آن اثبات میشود. اکنون باید بیاموزیم هیچ چیز اثبات شده و مسلمی وجود ندارد و ممکن است هر باوری روزی تغییر نماید. نکته:تحریم دفن مردگان و تدفین در سنگ ها نوعی واکنش نسبت به تاریکی هوا و زمستان قطبی بوده چه بسا در بعضی از نقاط به خاطر عدم تدفین روی به آتش زدن مردگان نیز می آورند همان گونه که می دانید در اوستا نیز آتش زدن مردگان آمده اما به دلیل تقدس آتش فردی که مرده را آتش می زد حکمش مرگ بود،اما در دیگر نقاط دنیا اقوامی یافت می شود که همچنان مرده را آتش بزنند،گویا آتش زدن مرده رواج آنچنانی نداشته و در موارد خاص مثل بیماری ها یا موارد این چنینی در شب های تاریک قطب انجام می شده/پایان نفس خویش←@nafsma→
شهادت رئیس جمهور مجاهد و مردمی و همراهان ایشان را خدمت مردم شریف ایران تسلیت عرض می کنیم. نفس خویش←@nafsma→