eitaa logo
«نَّفْس خویش»
1.2هزار دنبال‌کننده
376 عکس
33 ویدیو
8 فایل
مـن نـدانـم اهـرمـن‌ام یـا انـسان... خـود هواۍ نفـس خـودم یـا شیـطان...› حرفی که قراره راز باشه،هرگز از زبان جاری نمی شود.اینجا از ناگفته های که روزی راز بودند خواهیم گفت کانال تلگرام:https://t.me/+Y2quAhtVDJQ3MjFk
مشاهده در ایتا
دانلود
«نَّفْس خویش»
اهرام سه گانه مصر هم تراز و با هم در امتداد نقاط‌اصلی(شمال_جنوب_شرق_غرب)هستند‌به عقیده باستان شناسان
چرا تصاویری مانند تصویر بالا که اهرام را در راستای سه ستاره کمربند شکارچی نشان داده اشتباه است!؟ حال بر اساس مطالب فوق و تئوری کرول و اساس نظریه ی هفت کشور که بار ها و بار ها مطالبش را در کانال قرار دادیم می توانید با ذهن باز تری این نوع مطالب را نقد کنید. پاسخ ساده است: چرا که هر 2150 سال نقشه آسمان حدود سی درجه جابجا میشود و حتی ستاره قطبی نیز جای خود را عوض میکند مثلا در زمان ساخت اهرام ستاره قطبی در آلفای خرس کوچک نبوده و قطب زمین را ستاره آلفای اژدها که به ثعبان معروف است نشان می داده است. پس هندسه صور فلکی که در آسمان می بینیم بی شک در پنج هزار سال پیش بگونه ایی دیگر بوده و در راستای امروزی نبوده است. مگر اینکه عمر اهرام بیش از بیست و شش هزار سال بوده باشد و آسمان یک دور تقدیمی را طی کرده و فرض کنیم در آن زمان در جایگاه امروز قرار داشته است! نفس خویش←@nafsma→
هدایت شده از «نَّفْس خویش»
تقسیمات هفت کشوری در متون کهن ایرانی بر پایه نور آفتاب: تقسیمان هفت کشوری در متون کهن ایرانی (جغرافیای کهن) آگاهی عظیم مردمان هزاره های دور و دانش شگفت انگیز خردمندان گمنام ایرانی را آشکار میسازد. این تقسیمات حداقل باید به ده تا دوازده هزار سال پیش مربوط باشد! چرا که کشور هفتمین در قطب شمال، بنا بر داده های زمین شناسی و اقلیمی چندین هزاره است که از صفحه گیتی ناپدید شده است! و بی شک مشخصاتی که در کتابهای قدیم ایرانی از این سرزمین آمده رونویسی از متون بسیار کهنتری بوده است. نفس خویش←@nafsma→
هدایت شده از «نَّفْس خویش»
نگاهی به دیاگرام خورشید و ترسیم هفت کشور در متون پارسی. بر پایه شاهنامه، پادشاهان ایران روزگاری پادشاهان هفت کشور بوده اند.! در جغرافیای ایرانی که شوربختانه تا اکنون به آن توجهی نشده ! خردمندان گمنام ایرانی شاید از ده هزار سال پیش! قاره های زمین را با نور آفتاب سنجیده اند. چنانکه: هر گاه آفتاب در ظهر بر میانه آسیا بتابد دو کشور را روشن میسازد. (آسیا میانه تا حدود جنوبگان) در همین حال دو کشور دیگر در نیمه شب و تاریکی قرار دارند. که با نامهای وروبرشن و وروگرشن نامیده میشود و ایندو جز دو قاره آمریکا نمیتوانند باشند. و همچنین دو کشور هم در ناحیه طلوع و غروب قرار دارند. (ارزه و سوه) معادل با حدود چین و آفریقا! و یک کشور هم در قطب شمال قرار دارد که مجموعا" هفت کشور و تمامی سرزمینهای گیتی را شامل میشوند.اکنون دور نیست روزی سیاستگزارن کشور ایران قاره های آمریکا را به نامهای کهن باقیمانده در متون خودمان هم بنامند و دانش کهن ایرانی را به رخ جهانیان بکشند. اینجانب دو نام برشان و گرشان را بنا بر متون کهن ایرانی برای آمریکای شمالی و جنوبی پیشنهاد میکنم... تا کی ثمر دهد این کشت نونهال...! (به امید آنروز) برای آگاهی بیشتر به دو کتاب کشور هفتم و جغرافیای کهن مراجعه نمایید. (مهندس فرشاد فرشید راد) پ.ن: در روز های آتی با نوشته ای در مورد هفت کشور به صورت متن و pdf در خدمت شما خواهیم بود. نفس خویش←@nafsma→
ذوالقرنین کیست؟آیا کوروش کبیر ذوالقرنین است یا اسکندر مقدونی؟ تصویر:اسکندر مقدونی با نماد شاخ،نشان از جهان گشایی و تسلط او به شرق و غرب دارد. برای فهم بهتر مطالب گفتار کوه قاف را نیز مطالعه کنید. نفس خویش←@nafsma→
ذوالقرنین کیست؟آیا کوروش کبیر ذوالقرنین است یا اسکندر مقدونی؟/1 او‌نیزراه‌را‌پی‌گرفت(۸۵)تا‌به غروبگاه خورشید رسید. دید که خورشید در چشمه‌ای گِل‌آلود و سیاه غروب می‌کند و در آنجا مردمی یافت. گفتیم: ای ذوالقرنین، می‌خواهی مجازتشان کن و می‌خواهی با آن‌ها به نیکی رفتار کن.(۸۶)باز هم راه را پی گرفت.(۸۹) تا به مکان برآمدن آفتاب رسید. دید خورشید بر قومی طلوع می‌کند که غیر از پرتو آن برایشان هیچ پوششی قرار نداده‌ایم.(۹۰){سوره کهف} در قرآن کریم، ذوالقرنین پادشاهی است که بر شرق و غرب جهان چیره است (آنگونه که لقب ذوالقرنین همین را مینماید) و این ویژگی پادشاهان هفت کشور چون پادشاهان پیشدادی هم میتواند باشد (اشاره شاهنامه) در اوستا، جمشید همانند ذوالقرنین در سه مرحله بسوی خورشید میرود.او نیز با سوورا و اشترا چون اسباب! در داستان ذوالقرنین ره میسپارد.آنگونه که در داستان قرآن میخوانیم،مبارزه با موجوداتی ابتدایی مانند دیوان در شاهنامه و یا آموختن صنعت سد سازی و اشاره ایهامی به هفت کشور (از شرق تا غرب)،ذوالقرنین را در ردیف هوشنگ و جمشید یا پادشاهانی اسطوره ایی دیگر هم میتواند قرار دهد.اما چون کوروش بصورتی نمادین در عصر و زمان ما شناخته شده ترین پادشاه ایرانی است و تواریخ کهنتر ایرانی رنگ باخته اند دانشمندان عصر نو بیشتر به وی اشاره میکنند.حال آنکه حداقل در متون متاخر تر ایرانی و اسلامی مانند اسکندرنامه ها، این جایگاه را پادشاهی بنام اسکندر پر کرده است. پ.ن: بنده با هیچ کدام از تطبیق های صورت گرفته موافق نیستم چون در احادیث ذوالقرنین شخصیتی ست که در بازه زمانی بعد از طوفان نوح و قبل از حضرت ابراهیم بر شرق و غرب (هفت کشور) حکومت می کرده،لذا این بازه زمانی نه با زمان حکومت کوروش همخوانی دارد و نه با زمان حکومت اسکندر،اما چون ذوالقرنین مثل فرعون یا امام یا خلیفه و... لقب عام است شاهانی مثل اسکندر یا کوروش و حتی ملکه ی انگلستان که شاهان چهار گوشه ی جهان بودند نیز می توانند ذوالقرنین باشند همان طور که شاهان قاجار لقب سلطان صاحب قران را به خود داده بودند اما هیچ کدام با ذوالقرنین قرآن (وی اولین ذوالقرنین بوده)که عبد صالح خداوند است مطابق نیست و این موضوعات باعث شده در گذر زمان برخی شاهان تاریخی با این شخصیت قرآنی خلط بشوند. پ.ن:ذوالقرنین یعنی فردی دارای دو قران،قرن یا دو شاخ است، شاخ نیز تعبیر به محل طلوع و غروب خورشید شده،گویا قران یا قرن از دو کران یا کرانه ی عالم که محل طلوع و غروب است که حالا به تدریج کران تبدیل به قران شد و پادشاهانی که بر هفت کشور فرمانروایی می کردند تاج نمادینی بر سر می گذاشتند که نمادی از حکمرانی در سراسر هفت پادشاهی بوده. نفس خویش←@nafsma→
ذوالقرنین کیست؟آیا کوروش کبیر ذوالقرنین است یا اسکندر مقدونی؟/2 شاخ خورشید در احادیث و روایات اهل سنت:در احادیث و روایات خورشید از میان دو شاخ طلوع و غروب دارد که در زمانهای قدیم مکان شرق و غرب بوده و در اسطوره های مصری جایی بوده که مارها و اژدهای تاریکی مانع نور خورشید بوده اند اما خورشید از میان آن طلوع میکند در احادیث این مارها به شیطان تعبیر شده اند. اما در واقع شاخ به معنای مکان طلوع و غروب آفتاب بوده و از دیر باز بر سر پادشاهان تاج شاخدار به همین معنا بکار برده میشده یعنی پادشاهی که بر شرق و غرب جهان چیره بوده است. بخارى در كتاب الفتن ازابن عمر نقل مى كند پيامبر(صلى الله عليه وسلم) در حالى كه روبه روى مشرق بود فرمود:هان آگاه باشيد که فتنه از اين ناحيه است (رو به مشرق نمودند) از آنجا که شاخ شيطان طلوع مي کند.حال بسياري از مردم گمان مي کنند که منظور از قرن شيطان (شاخ شيطان) شخص معيني است، ولي مقصود از آن در حقيقت مکان طلوع (و غروب) خورشيد است. چنانکه در حديث صحيح آمده که پيامبر صلي الله عليه وسلم خطاب به عمروبن عبسه رضي الله عنه فرمودند:«نماز صبح را بخوان سپس تا وقتي که خورشيد طلوع مي‌کند و بالا مي‌آيد نماز نخوان، چون خورشيد بين دو شاخ شيطان طلوع مي‌کند و کفار براي آن سجده مي‌برند؛ سپس نماز (ضحي) بخوان چون ملائکه شاهد وحاضر بر نماز هستند تا اينکه سايه نيزه به کمترين مقدار خود مي‌رسد؛ آنوقت از خواندن نماز خودداري کن؛چون در اين وقت آتش جهنم شعله‌ورمي‌شود. سپس وقتي که سايه مايل شد نماز بخوان چون ملائکه شاهد و حاضر بر نماز هستند. تا آنکه نماز عصر را مي‌خواني، و بعد از آن، از نماز خواندن خودداري کن تا وقتي که خورشيد غروب کند؛ چون خورشيد بين دو شاخ شيطان غروب مي‌کند و در اين زمان کفار براي آن سجده مي‌برند».ولي در روايت ديگري بجاي "قرن شيطان" ، "قرن شمس" يعني شاخ خورشيد آمده است،چنانکه پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: « الْفِتْنَةُ هَا هُنَا ، الْفِتْنَةُ هَا هُنَا ، مِنْ حَيْثُ يَطْلُعُ قَرْنُ الشَّيْطَانِ ، أَوْ قَالَ : قَرْنُ الشَّمْسِ»بخاري(7092)يعني: هان آگاه باشيد که فتنه از اين ناحيه است،از آنجا که شاخ شيطان طلوع مي کند،يا فرمود: شاخ خورشيد. (راوي شک داشت که پيامبر صلي الله عليه وسلم شاخ شيطان گفته يا شاخ خورشيد.). نفس خویش←@nafsma→
تاج خورشید بر سر ایزد بانوی ایزیس ایزد بانوی ایزیس همسر اوزیریس و مادر هوروس خدای خورشید از خدایان کهن مصری است. تاج شاخدارعجیب او که در میان آن خورشید قرار گرقته باید معنی خاصی داشته باشد. پیشتر گفتیم که شاخ در دوطرف گویهای زمین یا خورشید میتواند نشان طلوع و غروب آفتاب باشد و ذوالقرنین ها یا سلاطین صاحب قران یا پادشاهان گیتی ستان، شاهانی بوده اند که کشور آنان از طلوع تا غروب خورشید گسترده بوده است. این پادشاهان همواره کلاهی شاخدار و نمادین بر سر داشته اند. ریشه قرن یا کرن به معنی شاخ میتواند با کرانه ( افق) همخوان باشد و این شاخ احتمالا" ترسیم نمادینی از کرانه های خورشید بر زمین است. نکته: این شاخ ها به مانند شاخ گاو(صورت فلکی ثور) و چشم گاو و یا حتی زهره نیز می باشد نفس خویش←@nafsma→
لبه های منحنی طلوع و غروب خورشید در تابستان نیمه شمالی زمین که خورشید در آن میان میدرخشد. این منحنیها به شکل دو شاخ خمیده هستند. شاید روزگاری این شاخها نمایانگر دیاگرام خورشید پر توان در تابستان نیمکره شمالی زمین بوده است. که در میان این دو کرانه یا منحنی، (طلوع تا غروب) خورشید بر زمین میدرخشد. و اما کم کم این منحنیها به شکل شاخی نمادین در آمده است. نکته قابل توجه اینکه : این شاخها از دو سوی سر بیرون نیامده اند و در یک نقطه تلاقی دارند و حتی در آثار کهنتر این شاخها بیشتر به منحنی شبیه میشوند تا شاخ! نفس خویش←@nafsma→
شاخ در خطوط هیروگلیف مصری،نماد شاخ علاوه بر تاج به معانی اولین روز سال نو، و بعنوان نماد ایزد خنوم(Khnum)نیز بکار میرود ایزد خنوم خدای نیل،خدای نوزایی و نیز خدای خورشید شب است...! در نمادهای شماره 33،34 و 35 شکلهایی شبیه دیاگرام تابش خورشید بر زمین با عبور نصف النهاری به شکل خط نیمروز! یاقرص خورشید مشخص شده که برای دانش 5 هزار سال پیش مصریان بسیار عجیب و دور از باور است! نفس خویش←@nafsma→