eitaa logo
«نَّفْس خویش»
1.2هزار دنبال‌کننده
376 عکس
33 ویدیو
8 فایل
مـن نـدانـم اهـرمـن‌ام یـا انـسان... خـود هواۍ نفـس خـودم یـا شیـطان...› حرفی که قراره راز باشه،هرگز از زبان جاری نمی شود.اینجا از ناگفته های که روزی راز بودند خواهیم گفت کانال تلگرام:https://t.me/+Y2quAhtVDJQ3MjFk
مشاهده در ایتا
دانلود
مهرگان جشن اعتدال پاییزی در نیم کره شمالی و نوروز در نیم کره جنوبی،فلسفه گاهانی و اسرار این جشن چیست؟/4 نوروز یاقوت و مهرگان زبرجد: مصریان قدیم در مورد سنگ زبرجرد فکر می‌کردند که نور خورشید را جذب می‌کند و آن را به عنوان «گوهر خورشید» مورد احترام قرار می‌دادند. ایزد مهر نیز گوی آسمانی یا گوهر خورشید یا سنگ عهد و پیمان نام دارد که ایزد یا موکل نور خورشید نیز می باشد،گفته شد که مهر و انوار آن همان شفق های قطبی یا اوراد های قطبی هستند،بهتر است مطالب پیشین را بخوانید: https://eitaa.com/nafsma/12218 https://eitaa.com/nafsma/11784 شفق های قطبی نیز در دروس کوه قاف مرتبط با سنگ زبرجرد و مکاشفات ذوالقرنین در کوه قاف که در مرکز بالایین زمین است که ممکن است همان کمربند یا کوه آسمانی وان آلن می باشد است. مرحوم مجلسی بعد از نقل حدیث، گفته است: شاید مقصود از نُطاق  کوه هایی باشند که در دید ما هستند و مقصود از زبرجد، کوه قاف باشد و یا مقصود از نُطاق همان کوه است و مقصود از زبرجد پشت آن کوه خواهد بود ، در نهایه گفته است : نطق جمع نطاق می باشد و نطاق دورنمای یک رشته کوه های بلند و کوتاهی است که تشبیه شده به کمربندی که در وسط کمر می بندند و همچنین ماجرا وقتی جالب تر می شود که از ابتدای مهر ماه با شروع جشن مهرگان در مدارات پایین تر،در مدارات قطبی به دلیل پایان خورشید و در حال غروب بودن خورشید شفق های قطبی در آسمان قابل مشاهده هستند.برای آن دسته از عزیزان که صرفا دیدگاه اسلامی را مد نظر قرار می دهند و با سنت ها و جشن های باستانی در قهر مطلق هستند نیز مطلبی در آخر خواهیم گفت شاید این بزرگوارن نیز اهمیت تاکید ما بر این سنت ها را متوجه شدند.باید بدانید اسلام مطلقا جشن هایی مثل مهرگان و نوروز را رد نکرده و صرفا آن ها را اصلاح نموده از جنبه های مشرکانه و غیر توحیدی،حقیقت و فلسفه ی واقعی و توحیدی آن ها را به ما گوش زد نموده،از این رو شما را به خواندن این حدیث دعوت می کنم: فیروز آبادی (۷۲۹-۸۱۷ق) در «القاموس» آورده است:قدم الی علی شی‏ء من الحلاوی، فسأل عنه، فقالوا: «للنیروز»، فقال: «نیروزنا کل یوم!» و فی المهرجان قال: مَهرِجونا کل یوم! مقداری حلوا برای علی(ع) آوردند. پرسید که چیست. گفتند: برای نوروز است. فرمود: هر روز ما نوروز است.و در مهرگان گفت: هر روز را برای ما مهرگان کنید! این ها و دیگر احادیث مدرکی بر تایید مهرگان و نوروز توسط اسلام هستند،همان طور که می دانید اهل بیت فلسفه و حقیقت این جشن ها را بهتر افراد دیگر به خصوص اعراب جاهلی می دانستند در روایات اسلامی نوروز همان غدیر به تاریخ شمسی است و مناسبت هایی دیگر از اعیاد اسلامی نیز در نوروز اتفاق افتاده اند،اما متاسفانه در مورد مهرگان اطلاعاتی در دسترس نداریم اما طبق مطالبی که گفته شد این شب می تواند همان قوس نزول باشد،زیرا در مهرگان و اعتدال پاییزی خورشید وارد عرش سقوط یا نزول می شود،برخی منجمان نیز می گویند اعتدال پاییزی به تاریخ شمسی همان شب نزول قرآن یا لیله القدر به تاریخ قمری می باشد و همچنین نزول و همچنین سقوط آدم و حوا روی زمین است،که با توجه به مطالب بالا حداقل نزول آدم و حوا به دور از منطق نیست.پایان نفس خویش←@nafsma→
با یک روز تاخیر،اول آبان‌ماه به عنوان «روز ملی بزرگ‌داشتِ ابوالفضل بیهقی، پدر نثر پارسی» نام‌گذاری شده  هر چند هنوز در تقویم رسمی ثبت نشده و احتمالا در پیچ و خم اداری است! با این حال امسال یک تفاوت عمده را شاهدیم و آن هم پیام سخن گوی جدید وزارت خارجه به مناسبت این روز در شبکه ایکس است که برای مضمون حق و باطل از تاریخ بیهقی یاری جسته است.هر چند برخی برای ابوالفضل بیهقی عنوان "پدر نثر پارسی" را به کار می‌برند اما بهتر آن است که گفته شود او نثر را به درجه‌ای از زیبایی و شیوایی رساند که بعدتر سعدی و حافظ ، شعر را اما سعدی و حافظ نیز اوج‌دهندگان غزل بودند نه پدر آن. اعتلا بخشیدند و پدر نبودند. نفس خویش←@nafsma→
تجاوز کور و بزدلانه،رژیم سفاک اشغالگر قدس به خاک مقدس ایران عزیز را شدیدا محکوم می کنیم،دشمنان اهریمنی و ضحاک سیرت باید بدانند که هرگونه تجاوز به خاک مقدس ایران با پاسخی سخت و کوبنده همراه خواهد بود،زیرا خدای ملت ایران بسیار بزرگ است و در طول تاریخ متجاوزان به این خاک عاقبتی به جز ذلت و بدبختی نداشته اند. نفس خویش←@nafsma→
شهادت شماری از هموطنان ارتشی و مرزبانی کشور عزیز که در تجاوز رژیم اشغالگر قدس و تروریست های وابسته به آن به خاک مقدس ایران به فیض شهادت نائل آمدند را به ملت شریف و خانواده های آن داغ دیدگان تسلیت عرض می کنیم. نفس خویش←@nafsma→
7 آبان 1403 هجری خورشیدی،روز منسوب به کوروش در تقویم غیر رسمی و سالگرد فتح بابل و آزاد سازی یهودیان است. انسان‌ نمایانی را که کورش بزرگ از بندِ اسارت بابل رهانید، سال‌هاست که فلسطینیان را به بند کشیده‌اند. خانه‌های آنان را ویران می‌کنند و بر ویرانه‌ی خانه‌های آنان برای خود خانه می‌سازند.روز و شب،بمب و گلوله بر سرآنان می‌بارند و حتا نوزادان نارس را نیز به قتل می‌آورند،اینان وحوشی هستند که می‌بایست برای همیشه در بند" نبونید"ها ، می‌ماندند . نفس خویش←@nafsma→
هوالباقی امروز سه شنبه 8آبان 1403،خورشید در انتهای صورت فلکی سنبله است هوا سردتر خواهد شد ماه شریف ربیع الثانی1446در برج و صورت فلکی سنبله (خوشه) است،گذر ماه از کنار سماک اعزل (اسپیکا) دوشب دیگر،حدود شش روز مانده تا قمر در عقرب آبان.کانال نجوم اصیل،استاد محمد خسروی 🎞تصویر برگرفته از نسخه خطی عجایب المخلوقات نفس خویش←@nafsma→
پنج شنبه ۱۰ ام آبان،هلال کاه ربیع الثانی محاق است،مُحاق یا افت تراز انرژی در لغت یعنی پوشیده و پنهان یعنی ماه از دید ناظر زمینی پنهان شده و دیده نمی شود. در محاق ماه، هرگز کار تجاری مهم و سفر تجاری انجام نشود.در محاق از امور لذت بخش مِن جمله سفر و ازدواج پرهیز شود.در مُحاق قمر، کار مالی شروع شود آن مال نابود میشود. در محاق قمر، کسی ازدواج کند، همسرش از دست میرود و یا بلاهایی می اید که لذت ازدواجش نابود و غیر قابل استفاده میشود.در محاق قمر، خرید و فروش های مهم ترک شوند. مثلا؛ کسی در محاق انگشتری عقیق میخرد و حسابی خوشش می اید ولی آن انگشتر از بین میرود مثلا در چاه توالت می افتد.کسی که در زمان محاق قمر بدنیا اومده، متاسفانه میل به لذت یا سمتی داره که پایانش نابودی میشه پس حواسش باشه خلاف میل عمل کند و اصلا محاق قمر، شروع امور مهم را نگذارد،در محاق خطر سقط جنین نیز وجود دارد.سه تا چهار روز آخر ماه قمری جزء مُحاق قمر حساب میشود.در کتاب ربیع الابرار: مردی گفت: همانا من می‌خواهم در تجارتم خروج کنم و این در محاق شهر (ماه تقویم هجری قمری) است. پس حضرت علی علیه‌السلام فرمودند: آیا می‌خواهی که خدا تجارتت را محو  و نابود کند؟! هلال شهر که شد (ماه نو شروع ماه قمری) برای خروج استقبال کن. 📚بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء ج58  ص 255 کانال نجوم اصیل،استاد محمد خسروی نفس خویش←@nafsma→
جشن هالووین و افسوس و حسرت هایی که باید بخوریم... آدم وقتی تصاویر جشن هالووین و تزئیناتش را می بیند هم لذت می برد هم حسرت میخورد،این که چطور اروپایی ها جشن های خود را حفظ کرده اند ولی ما جشن هایی مثل تیرگان مهرگان آبانگان سده و... را فراموش کرده ایم و صرفا دل خوش به چند جشن نصفه و نیمه که اکثریت مردم فلسفه آن ها را نمی دانند،مثل نوروز،یلدا و چهار شب سوری.شاید جالب باشد اما هالووین خود نیز ریشه ایرانی دارد و بعد ها وارد اروپا شد و شکل امروزی که ریشه در پاگان دارد را به خود گرفته،جشنی سراسر تحریف شده و اهریمنی برای قربانی انسانی و قدرت دادن به اهریمن و تاریکی،جشن امروزی نه فلسفه گاهانی دارد و نه مربوط به تغییر فصول است اما ریشه اصیل آن متفاوت از جشن کنونی ست و بزودی در مورد آن صحبت خواهیم کرد. نفس خویش←@nafsma→
«نَّفْس خویش»
الفگی (alafeh) یا شب علفه،رسمی کهن با رنگ و بوی اسلامی که با چهارشنبه سوری پیوند خورده است. آیا شب ع
ریشه های ایرانی یک جشن پاگانی،هالووین یا شب اولیا یا مردگان آیا ریشه ایرانی دارد؟ احتمالا طبیعی بوده است که فکر کنند فرا رسیدن زمستان ارواح بیچاره ی لرزان را از مزارع خالی و بی بار و بر و بیشه زارهای برهنه به گرمای کلبه و به کنج آشنای اجاق ها می راند. مگر گاوها ماغ‌کشان در آن زمان از مراتع تابستانی در صحراها و جنگل ها و از تپه و ماهور به آغل‌ها باز نمی گشتند تا در آنجا پناه گیرند و بخورند و بیاسایند در عین حال که بادهای سرد وحزن انگیز در میان شاخه ها می وزید و می نالید و برف و بوران دره ها و آیکندها را می‌انباشت؟ و مگر مرد و زن نیک دل روستایی می‌توانستند توجهی را که به گاوان و رمه‌ها نشان می دادند از ارواح مردگان خویش دریغ کنند؟ اما فقط ارواح درگذشتگان نیستند که تصور می شود بی آنکه دیده شوند آن شب، شبی که پاییز سال بی رنگ و رو را به زمستان می سپارد. در همه جا می گردند و سرگردانند. جادوگران نیز در آن شب بیرون آمده اند و سرگرم تبهکاری های خویشتند، بعضی ها سوار دسته‌ی جارو در هوا میپرند کتاب شاخه زرین پژوهشی در جادو و دین صفحات ۷۴۵ الی ۷۴۹ جیمز جرج فریزر نفس خویش←@nafsma→
ریشه های ایرانی یک جشن پاگانی،هالووین یا شب اولیا یا مردگان آیا ریشه ایرانی دارد؟/1 ریشه کنونی جشن هالووین به ۲۰۰۰سال قبل و قوم سلت بازمیگردد آنهاسال جدید را درآبان جشن میگرفتند و اعتقاد داشتند در این روز ارواح به زمین باز میگردند! مرگ و میر زیاد در سرماباعث این باور بود.جشن هالووین یک جشن پاگانی متعلق به اقوام سلتی است و سابقا در هنگام مراسم جشن، از بین نوزادان و روسای قبیله افرادی را با سوزاندن برای ایزد شیطانی کروم کراچ قربانی می کردند.البته همچنان نیز قربانی انسانی بین برخی از انجمن های پاگانی اروپا در این شب انجام می شود. شب اول نوامبر؛ آخرین شب ماه اکتبر، زمانی که قدرت خدایان تاریکی، سرما و جهان زیرین، افزایش بیابد. در تقویم قدیم سلتی، آخرین شب سال کهنه است که در آن مردگان، موجودات پلید فراطبیعی، اشرار و ساحره ها برای جشن پایان تابستان و سودمندی آن، به عیاشی و خوشگذرانی می پردازند. در آیین ایرلندی های بت پرست،نوزادهای تازه متولد شده و رؤسای مهم قبیله، به نشانه ستایش خدا و برای فزونی محصولات، در آتش بزرگی در راه (Cromm Cruaich) قربانی می شدند. مسیحیان این روز را اقتباس کردند و آن را شب اوليا(Eve of All hallows یا all saints)  نامیدند. در این شب، انواع  بازی ها را که در آنها نشانه هایی از اعتقادات خرافی و آیین های قدیمی هم هست اجرا می کنند.کروم کراچ نام خدای بزرگ اقوام سلتی است که در لغت به معنای تپه خمیده است و در اصطلاح به پشته های کاه و یونجه و غلات یا محصولات زراعی کروم کراچ می گویند. وی در حقیقت یک خدای کشاورزی و محصولات زراعی و یا شاید دامپروری است .کتاب فرهنگ سمبل ها، اساطیر و فولکلور گرترود جابز ص ۵۸۴ برخی از رسومات هالووین در جشن امروزی: افراد جوان دروازه ها و حصارها را برای آتش بازی در آتش بزرگی می انداختند و معتقد بودند صدای Cromm Cruaich را انعکاس (اکو) می دهد. جوان ترها، خانه ها و دیوارهای همسایه هایشان را رنگ آمیزی می کردند تا ارواح پلید را فریب دهند(طبق سنت قدیمی)دکمه هایی را که نخ هایی از آنها عبور کرده است بالای شیشه پنجره قرار می دادند تا در اثر برخورد دکمه با شیشه، صداهایی تولید شود و بگویند که ساحره ها هنوز در اطراف هستند. هالووین از طریق گربه ها، اشباح، اجنه، کدو حلوایی، کدوی حلوایی که داخل آن چراغ است، ساحره ای که بر دسته جارویی سوار است و رنگ های نارنجی و سیاه، نشان داده می شود.} (کتاب فرهنگ سمبل ها، اساطیر و فولکلور گرترود جابز ص ۵۸۴) نفس خویش←@nafsma→
ریشه های ایرانی یک جشن پاگانی،هالووین یا شب اولیا یا مردگان آیا ریشه ایرانی دارد؟/2 اقوام سلتی،اسکاتلند و ایرلند و... در گذشته سال را به دو قسمت تابستان و زمستان تقسیم می کردند،شروع هالووین یا شب مردگان ( در ایران باستان شب اولیا همان عید مردگان یا فَروَردینگان یا فْرودُگ که بعد اسلام به شب الفگی یا علفه یا شب برات تغییر پیدا کرد) شروع تاریکی و زمستان و قدرت عالم زیرین (در نجوم ایرانی هالووین منسوب به عقرب یا آبان ماه است که زمان قدرت شیاطین و تاریکی در عالم می باشد) برخلاف دیگر جشن های کهن اروپایی که بر اساس حرکت خورشید و انقلابین و اعتدالین برگذار می شد جشن سال نو و زمستان اقوام سلت چنین موضوعی در آن دیده نمی شود در کتاب شاخه زرین پژوهشی در جادو و دین مطالب مهمی که مرتبط با بحث می شوند را برای شما خواهم آورد: این جشن ها دو تا بودند و به فاصله ی شش ماه از یکدیگر، یکی در روز اول ماه مه (May Day) و دیگری در عید اولیا(Alhallow Even) یا به اصطلاح امروز هالووین، یعنی در سی و یکم اکتبر، روز پیش از روز قديسان (All Saints's Day) یا روز اولیا (Allhallow Day) برگزار می شد اما تاريخها مصادف با هیچ یک از چهار محور بزرگی که سال شمسی بر آن می گردد، یعنی انقلابين و اعتدالین، نیست. با فصول اصلی سال کشاورزی، بذر پاشی در بهار و درو کردن در پاییز نیز نمی خواند. زیرا وقتی اول ماه مه فرا می رسد دیری از موسم بذرافشانی گذشته است و زمانی که ماه نوامبر آغاز می شود مدت زیادی از درو کردن و برداشت و انبار کردن محصول سپری شده، و زمین ها لخت و درختان میوه برهنه اند و حتی برگ‌های زرد به سرعت در حال ریزش اند. با این حال اول ماه مه و اول ماه نوامبر دو نقطه‌ی عطف سال در اروپا هستند؛ یکی گرمای زندگی بخش و غنای سرسبزی و رویش تابستانه را می آغازد و دیگری سرما و بی‌زاد و برگیِ زمستان را ندا می دهد، اگر نگوییم در آن حضور دارد. آنگاه این دو موسم خاص از سال، آن سان که مؤلفی دانا و هوشمند به خوبی اشاره کرده است. در عین آن که در مقام مقایسه، برای کشاورز اروپایی اهمیت کمی دارند، برای دامپرور اروپایی بسیار قابل توجه اند، زیرا با آمدن تابستان است که وی گله اش را برای چرا به صحراهایی که علف های تازه بر آن رسته اند می برد و با فرا رسیدن زمستان است که آن را به پناه و امنیت آغل باز میگرداند. هم چنین نامحتمل نیست که تقسیم سال به دو نیمه در آغاز مه و آغاز نوامبر در بین سلت‌ها مربوط به عصری باشد که قوم سلت عمدتأ قومی دامپرور بوده اند و با پروردن چارپایان روزگار می گذراندند و بدین سان موسم های بزرگ سال در نظر آنان روزهایی بود که گله در اوایل تابستان از خانه و آغل به صحرا می رفت و در اوایل زمستان دوباره باز می گشت. از این دو عید، هالووین شاید قدیم تر بود و اهمیت بیشتری داشت، زیرا به نظر می رسد که سلت ها آغاز سال را با آن و نه بابلتين آغاز میکردند. در جزیره ی آدم، یکی از دژهایی که زبان و سنت های سلتی به رغم محاصره‌ی اشغالگران ساکسون دیری در آن باقی بود، اول نوامبر، به تقویم قدیم، را تا همین اواخر روز سال نو می دانسته اند. بدین گونه رسم بود که لال بازان مانکس در عید هالووین(تقویم قدیم) به زبان مانکس} در ایرلند قدیم رسم بود که آتش نویی هر سال در هالووین با عید سامهاین بر می افروختند و از آن آتش متبرک بود که همه‌ی آتش هاو اجاق های ایرلند دوباره روشن می شدند. چنین رسمی قویاً اشاره به این دارد که سامهاین یا روز قدیسان (اول نوامبر) روز سال نو است. از اینجاست که افروختن آتش نو در هر سال به طور خیلی طبیعی در آغاز سال صورت می گیرد نفس خویش←@nafsma→
ریشه های ایرانی یک جشن پاگانی،هالووین یا شب اولیا یا مردگان آیا ریشه ایرانی دارد؟/3 اقوام سلتی عموما در عید هالووین به منظور آگاهی یافتن از سرنوشت خود، به خصوص اقبال‌شان در سال پیش رو، بدان متوسل می شدند، زیرا این تدبیرها به منظور آگاهی یافتن از آینده عقلا چه زمانی بهتر از آغاز سال عملی تر و مؤثرتر می بود؟ هالووین به عنوان موسم بخت و شگون در نظرسلت‌ها بسی فراتر از بلتين بود و بدین جهت می توان از روی احتمال چنین استنباط کرد که آنان سال خود را با هالووین و نه با بلتین آغاز می کردند، مناسبت مهم دیگری که به همین نتیجه منجر می شود ارتباط مردگان و ارواح درگذشتگان با عيد هالووین است. نه تنها بین سلت‌ها بلکه در سراسر اروپا، هالووین، یعنی شبی که موعد گذر از پاییز به زمستان است، ظاهرا از قدیم موسمی از سال بوده است که گمان می رفت ارواح گذشتگان از خانه های پیشین خود بازدید می کنند تا با گرمای شور و شادی که خویشان و افراد خانواده شان در آشپزخانه یا اتاق نشیمن برایشان فراهم کرده اند برخوردار شوند.احتمالا طبیعی بوده است که فکر کنند فرا رسیدن زمستان ارواح بیچاره ی لرزان را از مزارع خالی و بی بار و بر و بیشه زارهای برهنه به گرمای کلبه و به کنج آشنای اجاق ها می راند. مگر گاوها ماغ‌کشان در آن زمان از مراتع تابستانی در صحراها و جنگل ها و از تپه و ماهور به آغل‌ها باز نمی گشتند تا در آنجا پناه گیرند و بخورند و بیاسایند در عین حال که بادهای سرد وحزن انگیز در میان شاخه ها می وزید و می نالید و برف و بوران دره ها و آیکندها را می‌انباشت؟ و مگر مرد و زن نیک دل روستایی می‌توانستند توجهی را که به گاوان و رمه‌ها نشان می دادند از ارواح مردگان خویش دریغ کنند؟ اما فقط ارواح درگذشتگان نیستند که تصور می شود بی آنکه دیده شوند آن شب، شبی که پاییز سال بی رنگ و رو را به زمستان می سپارد. در همه جا می گردند و سرگردانند. جادوگران نیز در آن شب بیرون آمده اند و سرگرم تبهکاری های خویشتند، بعضی ها سوار دسته‌ی جارو در هوا میپرند، بعضی دیگر سوار گربه ببری ها که آن شب به صورت اسب هایی سیاه در می آیند، در جاده ها جولان میدهند. پری ها نیز همه شان بیرون اند و انواع اجنه ها همه جا وول می خورند.در اویست جنوبی واِریسکای می گویند: هالووین می آید، می آید جادوگری [ یا غیبگویی] باب می شود جن و پری شاد و آزاد می شود. همه شان هر سو دوان، توی جاده ها روان راه‌ها را خالی کنید، بچه ها، امان امان". اما در عین حال که افسون راز و رمز و ابهت در ذهن روستایان سلتی همیشه با هالووین همراه است، جشن عمومی آن، لااقل در عصر جدید، به هیچ وجه حال و هوای دلگیر و محزون ندارد؛ برعکس با شور و شوق و خصوصیات رنگین و دل انگیز همراه است که آن را به صورت شادترین شب سال در می آورد. جزو چیزهایی که در هایلندز اسکاتلند به هالووین زیبایی رویایی بیشتری می بخشد تل های آتش است که جابه جا در آن ارتفاعات بر می افروزند. «در آخرین روز پاییز بچه ها خزه و جلبک، بشکه های قیر، خس و خاشاک و شاخه های باریک و بلند(gàinisg) و هر آنچه برای سوختن مناسب باشد گرد می آوردند. این‌ها را بر بلندی نزدیک خانه روی هم تلنبار می کردند و شبانگاه آتش می زدند. این آتش را Samhnagan می‌نامیدند. هر کسی آتشی برای خود داشت و آتش هرکس بزرگتر بود موجب افتخار او می شد. همه جا از نور آتش ها روشن بود و منظره‌ی آتش های بسیار که بر بلندی ها می سوختند. کتاب شاخه زرین پژوهشی در جادو و دین صفحات ۷۴۵ الی ۷۴۹ جیمز جرج فریزر همان طور که مشاهده می کنید،این مراسم بسیار به شب چهارشنبه سوری در ایران(در مورد ارتباط جشن چهارشنبه سوری با مردگان قبلا گفته ایم) و همچنین شباهت بسیار زیاد این جشن به شب برات،شب آرزو ها و نیمه شعبان و حتی لیله القدر و الفگی یا علفه و جشن های آخرین چهارشنبه ماه صفر دارد،زیرا که در این شب هم اعتقاد بر این است که سرنوشت یک ساله انسان در این شب رغم خواهد خورد. نفس خویش←@nafsma→