ریشه های ایرانی یک جشن پاگانی،هالووین یا شب اولیا یا مردگان آیا ریشه ایرانی دارد؟/3
اقوام سلتی عموما در عید هالووین به منظور آگاهی یافتن از سرنوشت خود، به خصوص اقبالشان در سال پیش رو، بدان متوسل می شدند، زیرا این تدبیرها به منظور آگاهی یافتن از آینده عقلا چه زمانی بهتر از آغاز سال عملی تر و مؤثرتر می بود؟ هالووین به عنوان موسم بخت و شگون در نظرسلتها بسی فراتر از بلتين بود و بدین جهت می توان از روی احتمال چنین استنباط کرد که آنان سال خود را با هالووین و نه با بلتین آغاز می کردند، مناسبت مهم دیگری که به همین نتیجه منجر می شود ارتباط مردگان و ارواح درگذشتگان با عيد هالووین است. نه تنها بین سلتها بلکه در سراسر اروپا، هالووین، یعنی شبی که موعد گذر از پاییز به زمستان است، ظاهرا از قدیم موسمی از سال بوده است که گمان می رفت ارواح گذشتگان از خانه های پیشین خود بازدید می کنند تا با گرمای شور و شادی که خویشان و افراد خانواده شان در آشپزخانه یا اتاق نشیمن برایشان فراهم کرده اند برخوردار شوند.احتمالا طبیعی بوده است که فکر کنند فرا رسیدن زمستان ارواح بیچاره ی لرزان را از مزارع خالی و بی بار و بر و بیشه زارهای برهنه به گرمای کلبه و به کنج آشنای اجاق ها می راند. مگر گاوها ماغکشان در آن زمان از مراتع تابستانی در صحراها و جنگل ها و از تپه و ماهور به آغلها باز نمی گشتند تا در آنجا پناه گیرند و بخورند و بیاسایند در عین حال که بادهای سرد وحزن انگیز در میان شاخه ها می وزید و می نالید و برف و بوران دره ها و آیکندها را میانباشت؟ و مگر مرد و زن نیک دل روستایی میتوانستند توجهی را که به گاوان و رمهها نشان می دادند از ارواح مردگان خویش دریغ کنند؟ اما فقط ارواح درگذشتگان نیستند که تصور می شود بی آنکه دیده شوند آن شب، شبی که پاییز سال بی رنگ و رو را به زمستان می سپارد. در همه جا می گردند و سرگردانند. جادوگران نیز در آن شب بیرون آمده اند و سرگرم تبهکاری های خویشتند، بعضی ها سوار دستهی جارو در هوا میپرند، بعضی دیگر سوار گربه ببری ها که آن شب به صورت اسب هایی سیاه در می آیند، در جاده ها جولان میدهند. پری ها نیز همه شان بیرون اند و انواع اجنه ها همه جا وول می خورند.در اویست جنوبی واِریسکای می گویند:
هالووین می آید، می آید
جادوگری [ یا غیبگویی] باب می شود
جن و پری شاد و آزاد می شود.
همه شان هر سو دوان، توی جاده ها روان
راهها را خالی کنید، بچه ها، امان امان".
اما در عین حال که افسون راز و رمز و ابهت در ذهن روستایان سلتی همیشه با هالووین همراه است، جشن عمومی آن، لااقل در عصر جدید، به هیچ وجه حال و هوای دلگیر و محزون ندارد؛ برعکس با شور و شوق و خصوصیات رنگین و دل انگیز همراه است که آن را به صورت شادترین شب سال در می آورد. جزو چیزهایی که در هایلندز اسکاتلند به هالووین زیبایی رویایی بیشتری می بخشد تل های آتش است که جابه جا در آن ارتفاعات بر می افروزند. «در آخرین روز پاییز بچه ها خزه و جلبک، بشکه های قیر، خس و خاشاک و شاخه های باریک و بلند(gàinisg) و هر آنچه برای سوختن مناسب باشد گرد می آوردند. اینها را بر بلندی نزدیک خانه روی هم تلنبار می کردند و شبانگاه آتش می زدند. این آتش را Samhnagan مینامیدند. هر کسی آتشی برای خود داشت و آتش هرکس بزرگتر بود موجب افتخار او می شد. همه جا از نور آتش ها روشن بود و منظرهی آتش های بسیار که بر بلندی ها می سوختند.
کتاب شاخه زرین پژوهشی در جادو و دین صفحات ۷۴۵ الی ۷۴۹ جیمز جرج فریزر
همان طور که مشاهده می کنید،این مراسم بسیار به شب چهارشنبه سوری در ایران(در مورد ارتباط جشن چهارشنبه سوری با مردگان قبلا گفته ایم) و همچنین شباهت بسیار زیاد این جشن به شب برات،شب آرزو ها و نیمه شعبان و حتی لیله القدر و الفگی یا علفه و جشن های آخرین چهارشنبه ماه صفر دارد،زیرا که در این شب هم اعتقاد بر این است که سرنوشت یک ساله انسان در این شب رغم خواهد خورد.
نفس خویش←@nafsma→
ریشه های ایرانی یک جشن پاگانی،هالووین یا شب اولیا یا مردگان آیا ریشه ایرانی دارد؟/4
هوم بابا و هالووین/1
اما از ریشه کهن این جشن باستانی که بگذریم موضوع جالب شباهت های بسیار هالووین به آیین های ایرانی است، از چراغ شب برات برای مردگان و ارواح که بعد اسلام از ماه مهر و شروع پاییز به ماه های قمری منتقل شده گرفته تا آتش بازی در چهارشنبه سوری چ قاشق زنی و رسومی دیگر که کم کم به آن ها اشاره خواهیم نمود. در هالووین لالبازان و قاشقزنان ادای ارواح قدیمی زمستان را درآورده و دگرگونی و خوشبختی آرزو کنند در مناطقی از ایرلند جنوبی، قاشقزنان دارای یک اسب سرگرمی بودند. مردی که لباسمادیان سفید (Láir Bhán) را پوشیده بود، خانه به خانه میرفت و با خواندن شعرهایی که گاه نشان از پاگانیسم داشتند، از جوانان طلب خوراکی میکرد. اگر خانوار غذایی به او اهدا میکرد، میتوانست خوشبختی را از "Muck Olla" انتظار داشته باشد.
کروم کراچ همان طور که گفته شد نام ایزد یا غول منسوب به هالووین که ایزد کشاورزی و محصولات زراعی است.کراچ به معنای پشه ی کاه و یونجه هم می باشد.شباهت کروم کراچ با یکی از اساطیر کهن آسیای غربی به اسم هوم بابا یا خوم بابا بسیار جالب و البته عجیب است.
او به عنوان یک شخصیت انساننما به تصویر کشیده میشد که با یک غول، دیو یا دمون قابل مقایسه است. او بیشتر از طریق اسطورههای متمرکز بر قهرمان گیلگمش، از جمله تصنیفهای کوتاه متعلق به برنامه درسی مدارس کاتبان، نسخههای مختلف گیلگمش و همچنین اقتباسهای هوری و هیتی شناخته شدهاست. او همواره به عنوان ساکن یا نگهبان جنگل سرو که گیلگمش با همراهش انکیدو به آن سفر میکند، به تصویر کشیده میشود. آنها درگیر میشوند که منجر به مرگ هومبابا میشود. این رویداد معمولاً باعث خشم خدایان میشود. او در آثار دیگر ادبیات بینالنهرین نیز گواهی شدهاست.
به مانند کروم کراچ،در گیلگمش هومبابا ایزد مزارع و رودخانه ها جنگل ها و... است:
او اولین هاله هوواوا را به مزارع داد.
او دومین هالهاش را به رودخانهها داد.
او سومین هالهاش را به نیزارها داد.
او چهارمین هالهاش را به شیرها داد.
او پنجمین هالهاش را به کاخ داد.
او ششمین هالهاش را به جنگلها داد.
او هفتمین هالهاش را به نونگال داد.
Black 2006, p. 349.
برای ایمن نگه داشتن سدرها،
انلیل سرنوشت او را وحشت مردمان قرار داد.
سفری برای انجام نیست،
انسانی برای دیدن نیست.
او که نگاهبان جنگل سدر است، (...) ش وسیع است،
هومبابا، صدای او طوفان است،
گفتارش آتش، و نفسش مرگ است.
نجوای جنگل را شصت فرسخ میشنود؛
چه کسی را یارای مخاطرهٔ جنگل اوست؟George 2003, p. 567
پ.ن: هوم در زبان انگلیسی به معنای خانه است که شاید از اسم هوم بابا شاه غول پیکر کاشان یعنی هوم بابا گرفته شده باشد،که خود کلمه هوم بابا به معنای پدر خانه است،یا شاید اینطور معنی بدهد: پدر خانه ای در جنگل.
نفس خویش←@nafsma→
ریشه های ایرانی یک جشن پاگانی،هالووین یا شب اولیا یا مردگان آیا ریشه ایرانی دارد؟/5
هوم بابا و هالووین/2
“هومبه به” یا “خومبه به” در اساطیر اکدی، غولی مخوف و کهنسال و مخلوق شمش، خدای خورشید بود.خومبه به ، نگهبان جنگل خدایان بود و به علت گناهان فراوان به دستور شمش و به دست گیل گمش و “انکیدو” کشته شد.
هومبابا یا هوم بابا به مانند کروم کراچ در اساطیر سلت ایزد موکل بر جنگل ها و درختان و مزارع کشاورزی است،شکل ظاهری این غول به خصوص سر او به کدو تنبل یا شلغم بسیار شباهت دارد،نکته جالب تر اینجاست که در کاشان آیینی کهن باستانی با رنگ و بوی اسلامی به نام هوم بابا وجود دارد که عموما همراه قاشق زنی در ماه رمضان و چهارشنبه سوری انجام می شود،طبق افسانه های قدیمی ایرانی در کاشان هوم بابا دیو نیمه انسان بوده که در جنگل های شهر کاشان زندگی می کرده و نماد خیر و برکت و محصولات کشاورزی بوده و مردم از این موجود طلب خیر و برکت در فصل کشاورزی را داشتند و بعد از پایان فصل زراعت از او با رسم قاشق زنی تقدیر می کردند،هوم بابا چون سری دیو مانند و بزرگ شبیه کدوتنبل داشت مردم کدو را نماد این موجود می دانستند اما بعد ها کدو از این رسم کهن حذف شد و فقط قاشق زنی این رسم باقی ماند،امروزه این جشن با رنگ و بوی اسلامی در کاشان برگذار می شود.
مردم به خصوص کودکان کاشان در چهارشنبه سوری و ماه رمضان طبق رسم قاشق زنی به خانه اهل محل می رفتند و با این شعر زیبا طلب آجیل و خوراکی و کادو می کردند:
امشب شب نیمه است که ما مهمانیم /هوم بابا، هوم بابا بر در خانهٔ ارباب جهان حیرانیم/ هوم بابا، هوم بابا....(نام فرزند صاحب خانه)خان شمایی/ هوم بابا، هوم بابابپوش بپوش نچایی/ هوم بابا، هوم بابا نارنج دست شاهی/ هوم بابا، هوم بابااز خونه در نیایی/ هوم بابا، هوم بابا مردم شما را می بینند/ هوم بابا، هوم بابا از حسرتت می میرند/ هوم بابا، هوم بابا
ده تومنی های درازیه/ هوم بابا، هوم بابا
تو بشقاب های نطنزیه/هوم بابا، هوم بابا
یکیش رو درآر و خرده کن/ هوم بابا، هوم باباخرجبچه های درخونه کن/ هومبابا، هوم باباتا بچه ها راضی شوند/ هوم بابا، هوم بابا از در خونه راهی شوند/ هوم بابا، هوم بابا
علاوه بر رسم هوم بابا هالووین شبیه رسم شب علفه یا الفگی در بین مردم ایران نیز هست،در علفه مردگان قبل از سال تحویل یا پنج شنبه آخر سال (شب مردگان) در پشت بام خانه آتش روشن می کردند تا مردگان راه خانه را پیدا کنند،این سنت همان جشن فروردینگان یا عید مردگان در ایران باستان است که به شکل اسلامی ادامه پیدا کرده،رسومی مانند شب برات و جشن اورابون در بین بوداییان نیز شباهت زیادی به هالووین دارد،چه بسا هالووین جشنی با ریشه مثبت و آیینی بوده که دچار دگردیسی و تغییرات بسیار شده و در تقویم نیز جابجا شده و در غرب تبدیل به جشنی سراسر اهریمنی و منفی شده است.
نفس خویش←@nafsma→
آتش های هالووین همچون آتش های بلتین در اول ماه مه، ظاهرا در ارتفاعات پرت شر نیز رایج و همگانی بوده است. آتش های هالووین تا نزدیکی اواخر قرن هجدهم هنوز روشن می شد. وقتی آتش خاموش می شد خاکسترش را به دقت به شکل دایره جمع می کردند و به نام هر فردی از خانواده هایی که در روشن کردن آتش دستی داشته است سنگی بر گرد آن می نهادند. صبح روز بعد اگر می دیدند که سنگی از آن میان جابه جا شده یا شکسته است. مطمئن می شدند که صاحب آن سنگ fey است یا وقف شده است و ممکن نیست از آن روز تا دوازده ماه دیگر زنده بماند. در ناحیهی کوئینز ایرلند تا نیمه ی دوم قرن نوزدهم بچه ها در عید هالووین انواع این آیین های فال بینی را انجام می دادند. دخترها چشم بسته به مزرعه می رفتند و کلم پیچی می کندند. اگر کلم خوب رسیده بود، شوهر خوبی گیردختر می آمد اما اگر ساقه ی کلم کج و خمیده بود شوهر آینده اش پیر مرد خسیسی از آب درمی آمد.
پ.ن: این موضوع به رسم گره زنی سبزه دز سیزده بدر و شب آرزوها یا اولین شب جمعه ماه رجب بسیار شباهت دارد.
نفس خویش←@nafssma→
تصاویری از غول هومبابا با سری بزرگ که شبیه کدو است و همچنین کدو تنبلی بسیار قدیمی و تزیین شده در جشن هالووین،لازم به ذکر است مراسم هوم بابا در کاشان ابتدا همراه با قاشق زنی کدو نیز در آن وجود داشت که به مرور زمان حذف شد و فقط قاشق زنی باقی ماند.
نفس خویش←@nafsma→
شببرات یا چراغبرات یا شب روشن مراسمی است برای تکریم مردگان که امروزه از غروب سیزدهم تا پانزدهم ماه شعبان برگزار میشود.در این شب برای مردگان فانوس یا چراغ نفتی یا شمع روشن می کنند.شب برات و الفگی، فروردینگان و اورابون بودایی و جشن فانوس های ژاپنی بسیار شبیه هالووین جشن مردگان می باشد.
پ.ن:فَروَردینگان یا فْرودُگ (Frudog) یکی از جشنهای ماهانهٔ زرتشتی است. روز برگزاری این جشن نوزدهم فروردینماه است. فروردینگان جشنی است برای یادبود درگذشتگان و از آنجا که در دین زرتشت، آیینهای سوگواری به اشکالی که میشناسیم، وجود ندارد. این مراسم به صورت جشن برگزار میشود و مردم روان درگذشتگان را هم در شادی خود شرکت میدهند.
نفس خویش←@nafsma→
قاشق زنی در هالووین مثل مراسم تقریباً فراموش شده قاشقزنی چهارشنبه سوری در ایران، بچهها برای گرفتن شکلات به در خانههای همسایهها میروند.
نفس خویش←@nafsma→