هدایت شده از «نَّفْس خویش»
گفتاری کوتاه از سابقه عزاداری در ایران،گفتاری از فرشاد فرشید راد/4
مانند آن که رستم دستان که در بزم ها و رزم ها هماره کام روا و پیروزمند است اما در مرگ سهراب چنین مویه میکند:
چو بشنید رستم خراشید روی همی زد به سینه همی کند موی بزرگان لشگر همه همچنان غریوان و گریان و زاری کنان
با توجه به موارد فوق میتوان نتیجه گرفت که علی رغم ادعاهای نادرست برخی پژوهشگران جامعه باستانی ما آن چنان نبوده که ایرانیان پیوسته در رقص و شادمانی بوده و نیششان در هر مناسبتی تا بناگوش باز بوده است
تحریم گریستن از کجا وارد شده:
اکنون پرسش این جاست که تحریم گریستن و اهریمنی دانستن آن در ایران باستان از کجا وارد گفتگوهای امروز شده است و ریشه این تفسیرها کجاست؟! باید گفت با « مطالعه و خواندن کتاب که شوربختانه در میان ایرانیان کمرنگ شده است در برخی متون قدیم میایم که موبدان مردمان را از گریستن و بیتابی بسیار و انجام کارهای نادرست در عزاداری نهی کرده اند؛ اما نه این که عزا و اشک ماتم ممنوع شده باشد چون در یک زندگی عادی احساس اندوه و جاری شدن اشک واکنشی طبیعی است و نمیتوان آن را اهریمنی و حرام دانست. در ارداویراف نامه که کتابی به زبان پهلوی است آمده است: «... جایی فراز آمدم و دیدم رودی بزرگ و پر زور و تاریک چون دوزخ روان است که روان فروهران در آن با رنج میگذشتند. پرسیدم این کدام رود است و این مردم کیستند؟ سروش و ایزد آذر گفتند این رود آن اشک بسیاری است که مردمان بر خلاف قانون (اعتدال) از پس در گذشتگان از چشم میریزند و آنان که نمی توانند بگذرند آنهایی هستند که بسیار شیون و مویه کرده اند و آنان که آسان تر می گذرند کمتر این کار را کرده اند به جهانیان بگو شیون و مویه و گریه خلاف قانون غیر معمول) مکنید چون این بدی و سختی به روان در گذشتگان شما رسد»
با توجه به متن فوق میتوان دانست که منظور شیون و زاری زیاد و خارج از حد است. نه این که اشک ماتم از سر دلسوزی و دلتنگی ممنوع شده باشد این گونه روایات حتی در دین اسلام هم وارد شده مانند حدیث معروفی از پیغمبر اسلام (ص)که نیاحه من اعمال جاهلیه یعنی شیون کردن از کار جاهلیت است. ابن قضاعی در شرح این حدیث در ترک الاطناب آورده است:«... در جاهلیت مویه گر بیامدی و هنرهای مرده را یاد کردی و آنگاه زنان دست بر روی و سینه همی زدندی و وای وای کردندی پس پیغمبر گفت که شیون از کار جاهلیت است...»
پایان سخن این که فرهنگ ایرانی سراسر سفارش به عشق، شادی، تندرستی نیکوکاری و آبادانی است مانند آن که در مینوی خرد آمده: «... زمینی که در آن شیون و مویه کنند و زمین آبادی که ویران شود ناشاد است...» که می نماید ابتدا باید غم و رنج نباشد تا مردمان شاد باشند و مویه و شیون نکنند و این از آبادی کشور و آسایش مردمان شدنی است و چه بهتر که در پناه عدل و داد کشور آبادان و شاد باشد و از دروغ و دشمن و خشکسالی دور ماند اما از سویی باید بپذیریم که تاریخ ما هماره مشحون از شادی و سرخوشی نبوده است. چه بسیار تهاجمات و حوادث دهشتناکی که مردمان باستان را اندوهگین و عزادار کرده که صفحات تاریخ گواه آن است. از اینرو نیاکان ما در زندگی طبیعی خود هم گریسته و هم خندیده اند. و امروزه با نگاه آرمانی و تصویر سازیهای ذهنی برخی لاف زنان و شیرین گفتاران فرهنگی نتیجه ای جز انحراف و نابودی تاریخ و فرهنگ اصیل ایرانی و به تدریج رسیدن به مرزهای بی هویتی نخواهد بود.
نفس خویش←@nafsma→
عاشورا ۱۴۴۷ قمری،تسلیت باد،شعر از خاقانی
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبه صفتان زشت خو را نکشند
گر عاشق صادقی ز کشتن مگریز
مردار بود هر آنکه او را نکشند
نفس خویش←@nafsma→
تنها با صرفهجویی بیشتر آب از امروز تا دو ماه آتی،از بروز آشفتگی و بحران آب جلوگیری کنید.
ایران جزو معدود کشورهایست که آب لولهکشی شهرها، آب تصفیه شده با کیفیت آشامیدنی را به خانههای مردم انتقال میدهد.در نگهداری این سرمایه تلاش کنیم.خواهشمندیم این درخواست را نشر دهید.
نفس خویش←@nafsma→
«نَّفْس خویش»
امرداد، نامیرایی که مردنی شد؛امرداد را به اشتباه مرداد میگویند و اینگونه است که واژهای با معنای ن
نام پنجمین برج سال را درست بنویسیم
اَمُرداد (مُرداد)، نام هفتمین روز هر برج و همچنین نام پنجمین برج در گاه شماری ایران باستان است.این نام در اوستا به ریخت " اَمُرتات"، در پهلوی به ریخت" اَمُردات" و در زبان پارسی امروزی به ریخت" اَمُرداد" یا " مُرداد" نامیده می شود.
واژه اوستایی "اَمُرتات" از سه بخش( اَ + مُر + تات) درست شده است.بخش نخست یعنی " اَ "در زبان های باستانی، پیشوند منفی ساز است و در زبان پارسی امروزی به معنی"نا"، " بی" و... می باشد و در بخش نخست بسیاری از واژگان باستانی همچون اَنیران ( نا ایرانی) ، اَنوشه ( بی مرگ)، اَکرانه ( بی کنار) و... به کار رفته است.
_دوم امرداد ۱۴۰۴ خورشیدی
نفس خویش←@nafsma→
انسان امروز همهچیز را میداند؛علم،تاریخ، اخلاق، سیاست؛اما در عمل،مسیر را اشتباه میرود.
در آزمون تستی صفر گرفتن به اندازه ۲۰ گرفتن سخت است. آنکه صفر می گیرد، جواب درست را می دانسته ولی آن را غلط زده.
انسان امروز، غرق در اقیانوس دانش است؛تاریخ را میخواند،از اخلاق میگوید،سیاست را تحلیل میکند و علم را میستاید؛اما در لحظهی انتخاب،در آنجا که باید پاسخ دهد، اغلب مسیر اشتباه را میزند.در آزمون هستی، کسی که هیچ نمیداند شاید تصادفاً نجات یابد؛اما آن که همهچیز میداند و باز سقوط میکند، به اعماق بیشتری میرود.گاهی سقوط،نه از جهل، که از پیچیدگی آگاهی است.گاهی صفر گرفتن،دردناکتر از نمرهی کم است؛چرا که از دانایی زاده شده، نه از نادانی.
نفس خویش←@nafsma→
«نَّفْس خویش»
۸ امرداد روز بزرگداشت حکیم سهروردی گرامی باد شَهابالدین یحییسُهرَوَردی(۵۴۹ق-۵۸۷ق) معروف به شیخ
امروز (۸ امرداد ۱۴۰۴ خورشیدی) روز بزرگداشت شیخ شهابالدین سهروردی (شیخ اشراق) است؛مناسبتی که در دوره احمدینژاد از تقویمها حذف شد و در دوره روحانی دوباره بازگشت!
سهروردی (عارف/فیلسوف) منتقدان/دشمنانی جدّی در بین بخشهایی از روحانیت دارد ولی امام خمینی در نامه به گورباچف،به نیکی از او یاد کرد.
نفس خویش←@nafsma→
14 امرداد ۱۲۸۵ مصادف با سالروز صدور فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه قاجار است.
انقلابی که در طول تاریخ خود بار ها و بار ها گزیده شده و علیه اش کودتا صورت گرفت اما همچنان این درخت ریشه دوانده و به حیات خود با کمی و کاستی ها ادامه می دهد،می شود به سه کودتا علیه مشروطه نوپا اشاره کرد:
کودتای یکم علیه مشروطیت ایرانی( کودتای محمدعلیشاه ـ امپراتوری تزاری روس و سکوتِ همراه با رضایت بریتانیا )این کودتا،با خیزش مسلحانهی مردم نتوانست پا بگیرد و خیلی زود درهم کوبیده شد.
کودتای دوم سیدضیاالدین طباطبایی رضاخان ـ امپراتوری بریتانیا و سکوتِ همراه با رضایت اتحاد شوروی و رسیدن رضاخان به قدرت مطلقه
کودتای سوم علیه مشروطیت ایرانی ( محمدرضا شاه پهلوی - آمریکا و انگلیس با سکوتِ همراه با رضایت اتحاد شوروی )در این کودتا امتیاز کنسرسیوم بر خلاف قانون ملی شدن صنایع نفت در سرتاسر کشور به آمریکا،انگلیس و فرانسه داده شد
نفس خویش←@nafsma→
استاد محمود فرشچیان،از نقاشان بزرگ معاصر،امروز در سن ۹۵ سالگی درگذشت،روحش شاد و یادش گرامی
نفس خویش←@nafsma→
«نَّفْس خویش»
هوالباری قرص شریف ماه محرم الحرام ۱۴۴۶ هجری قمری در برج و صورت فلکی جُدی(بز ماهی) گذر ماه از کنار زح
رویداد های نجومی امشب جمعه ۲۴ امرداد ۱۴۰۴ خورشیدی و ۲۱ صفر المظفر ۱۴۴۷ قمری.
خورشید در اواخر برج سرطان و در آستانه ورود به برج اسد قرار دارد،ماه در صورت و برج حمل قرار دارد و دو روز دیگر وارد ثور و شرف قمر رخ خواهد داد،مشتری در اوج شرف خویش است و با زهره در مقارنه ست،طبق باور های کهن نجومی فضای سراسر سعد و مبارک است15 امرداد ستاره شباهنگ یا تیشتر یا شعرای یمانی(ستاره خُنک) در آسمان طلوع کرده و نوید خنک شدن تدریجی هوا در روز های آینده را خواهد داد
بنگر به ستاره که بتازد سپس دیو
چون زر گدازیده که بر قیر چکانیش
مانند یکی جام یخین است شباهنگ
بزدوده به قطر سحری چرخ کیانیش
_ناصرخسرو
ستارهٔ خُنک به باور قدیمیها:«چهل و پنج تابستان که فرا میرسید، ستارهای در آسمان میدرخشید که نشانهٔ پایان چلهٔ تابستان و گرمای شدید و آغاز خنک شدن هوا بود.»
نفس خویش←@nafsma→
«نَّفْس خویش»
خوردهام تیرِ فلک، باده بده تا سرمست/عُقده در بندِ کَمرتَرکشِ جوزا فکنم ورود خورشید زیبا به برج فلک
تابستان و اتفاقات مهم و غیر منتظره،تابستان همیشه در طول تاریخ برای کشور ما پر از اتفاقات مهم بوده
بعد از سالگرد امسال انقلاب مشروطه و حالا هم کودتا ۲۸ امرداد نگاهم به دو تاریخ مهم که بسیار کشور ما را تحت تاثیر قرار داد جلب شد،آن هم در مرداد!کمی بیشتر دقت کردم بعد از به قدرت رسیدن صفویان اکثر اتفاقات مهم کشور ما در تابستان و همین امرداد و گاهی هم در شهریور بودند،از قراداد ها و قتل ها و این موضوعات که بگذریم لیستی از اتفاقات مهم در تابستان از به قدرت رسیدن صفویه تا الان رو میفرستم تا بیشتر مراقب تابستان عزیز و دوست داشتنی باشید:
1.تاج گذاری شاه اسماعیل صفوی(امرداد)
2.جنگ چالدوران(امرداد)
3.صدور فرمان انقلاب مشروطه(امرداد)
4.به توپ بستن مجلس(امرداد)
5.کودتا علیه دولت مصدق (امرداد)
6.جنگ ایران و عراق(شهریور)
7.پذیرش قطع نامه 598(امرداد)
نفس خویش←@nafsma→
امروز ۲۸ صفر المظفر هجری قمری ۱۴۴۷ و مصادف با ۳۱ امرداد ۱۴۰۴ خورشیدی،سالگرد شهادت نبی مکرم اسلام محمد مصطفی(ص) و امام حسن مجتبی (ع) را تسلیت عرض می کنم
نفس خویش←@nafsma→
جریان مشکوک و تأملبرانگیز توهین و تحقیر نمادهای ملی، تاریخی و علمی کشور؛ آگاهانه یا از سر ناآگاهی؟
چندی پیش فردی بیمایه و به ظاهر طنزپرداز به نام سید زینب موسوی در اقدامی ناشایست، به تمسخر شاهنامه فردوسی پرداخت و الفاظی سخیف و مبتذل بر زبان راند.این موضوع، دستکم برای بنده که از کودکی با داستانهای شاهنامه پرورش یافتهام و در سالهای جوانی نیز بسیاری از حکایات آن را با نگاهی ژرف مطالعه کردهام، بسی آزارنده و غیرقابل پذیرش است.بیگمان،هیچ ایرانی فرهیختهای برنمیتابد که میراث سترگ ملی و ادبیاش چنین بیحرمت شود.
این فرد بارها در گذشته نیز به مفاخر این سرزمین از جمله حکیم عمر خیام توهین کرده و حتی تقویم جلالی را با نگاهی غیرعلمی و مبتذل به ریشخند گرفته است. در برنامههای صداوسیمای جمهوری اسلامی،بهویژه خندوانه و شبکه نسیم، واژگانی رکیک و زشت بر زبان رانده و آشکارا هویت ایرانی،شاهنامه فردوسی، نژاد ایرانی و داستانهای جاویدانی چون رستم و سهراب را به استهزا گرفته است؛ رفتاری که خشم و اندوه عمیق اقشار گوناگون ملت یکپارچه ایران را برانگیخته است.
بدیهی است که نگارنده با طنز و حتی شوخی با مفاخر ملی و ادبی مخالفتی ندارد، مشروط بر آنکه طنز رسالت راستین خود را ادا کند؛یعنی پردهبرداری از دردها و واقعیتهای جامعه. آنچه مایه نگرانی است، ورود آگاهانه یا جاهلانه برخی افراد به عرصه طنز با هدف تحقیر نمادهای ملی و کاستن از شأن آنان است.چگونه است که رسانه ملی به جای پاسداشت هویت ایرانی، به معرفی و برجستهسازی کسانی میپردازد که نه تنها در خدمت فرهنگ و تمدن این مرز و بوم نیستند،بلکه به تضعیف و تمسخر آن دست میزنند؟
آیا خنداندن بیننده تلویزیونی باید به بهای لگدمالکردن یادمانهای چند هزارساله نیاکانمان تمام شود؟! آیا میتوان از رسانهای که نام «ملی» بر خود نهاده است، پذیرفت که به جای پاسداری از فرهنگ، به بازتولید خودتحقیری دامن بزند؟
اگر فردی در عرصه عمومی چنین هتاکیهایی را مرتکب شود،بیشک پیش از هر چیز نیازمند درمان و بازپروری روانی است،نه تریبونی ملی برای شهرت و نامآوری.چه بسا تجویز جلسات اجباری رواندرمانی،بهترین و مؤثرترین تنبیه برای چنین فردی باشد تا شاید دریابد که میراث چند هزارساله ایران، عرصه تمسخر و ابتذال نیست.
_فرید رحیمی نوروزی
نفس خویش←@nafsma→