🎯داستانخوانی از چخوف
تخصصی برای علاقمندان به داستان
#یادداشت_داستان_مجلس_یادبود
نوشته شده در ۱۸۸۶
داستان در مورد مردی است که دختر خودش را از دست داده و برای او درخواست مراسم یادبود دارد. اما در بیان این درخواست دختر خودش را روسپی خطاب میکند. کشیش از این حرف عصبانی است و سعی در قانع کردن او بابت رفتارش دارد. مرد در عین اینکه ظاهرا قبول میکند، در ته وجودش به آنچه قبول کرده اعتقاد ندارد.
داستان کاملا مفهومی بود. برایم خیلی جالب است که چخوف روی چه مفاهیم مهم و عمیقی دست میگذارد و برایشان داستان مینویسد.
جزئیات خوبی از لباس و فضا داشتیم. حتی از گفتن نوع جنس دکمه هم غافل نشده. نویسنده زیرکانه و با توصیف ظاهر که بصورت طنز است انتقاد خود را از وضعیت کلیسا بیان کرده.
دیالوگها پیشبرنده و حاوی لحن بودند.
آخر داستان را هم با تصویر از کلیسا به پایان رساند.
طنز چخوف عالی است. نه به قهقهه میاندازد و نه مسخره میکند. خیلی روان مفهوم را عریان بیان میکند و این واقعیت بشدت عریان ما را هم به فکر میبرد و هم میخنداند.
کشیش هر قدر زور زد نتوانست او را تغییر دهد.
نکتهای که در این داستان دیدم این بود که دوست دارم یکم تلاش بیشتری از مرد برای تغییر ببینم. تقلای بیشتر. اما با همه این باورپذیر بود.
چله زمستان است و حکیمه مثل هر سال دل خوش کرده به آمدن بهار 🍃و برآورده شدن شکوفههای آرزوهایش 🌺 اما احدآقا همسرش برایش خوابهای قمر در عقربی دیده است.
احدآقا با همه سادگی و شیرینیاش بلد است چطور دل حکیمه را بریزد و در این سرمای استخوان سوز تبریز او را آلاخون والاخون این کوچه آن کوچه کند🏠 خوش نشینی و اجاره نشینی در یک خانه قدیمی اما بزرگ به حکیمه نیامده است.😕
بهار با غربت و خانهی تازه شروع میشود اما حکیمه هنوز توی خواب خوش خودش فرورفته و دوست ندارد بیدار شود.
حتی اگر ننه سرما❄️ و عمو نوروز🌸 با هم دستشان توی یک کاسه باشد و مدام برای او از زمین و زمان بیارند اما زور زندگی بیشتر است و قرار است او را چهارزانو هم که شده به وسط معرکه بکشاند
و این تازه شروع ماجرای خانواده آقای آمد است....
حالا حالاها باید دل بدهیم به پرچانگیهای حکیمه خانم.
ما با این کوچه و این خانواده ماجراها داریم☺️🫣
📚*مربای گل* ماجراهای خانواده آمد ۱
✍🏻*نویسنده: نفیسه شیرین*
[لینک سفارش کتاب مربای گل با تخفیف](https://ketabestan.net/product/ماجراهای-خانواده-آمد-جلد-اول-مربای-گل/)
🔻*با کتابستان همراه باشید* 🍃
🆔 [سایت](https://ketabestan.net/)| [تلگرام](https://t.me/ketabestan_pub) | [بله](ble.ir/@ketabestanir) | [ایتا](https://eitaa.com/ketabestanpub) | [اینستاگرام](https://www.instagram.com/ketabestan.ir?igsh=MWtmMGMxeG5iYTYxNw==)
نفیس | NAFIS
آقای فردوسی ما به شما خیلی مدیون هستیم. یادمان نمیرود. پ.ن: ببخشید ما سر اجاق وقت پخت املت شما را
این کتاب برگردان نظم به نثر از شاهنامه است.
حتما که جای ابیاتی که فردوسی پایش سوخته را نمیگیرد اما برای آدمهایی مثل من که دنبال داستان هستند کمککننده است.
اگر بشود کنارش، ابیات را هم خواند عالی است.
🔴 همچون فردوسی خیزش ملت ایران را ماندگار کنید
🔹 حماسهی حضور ملت عزیز ایران و دفاع و پیروزی، تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ و ادب و هنر میگذارد تا همچون فردوسی برخیزند و بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم رقم زنند؛ فکر و قلم و زبان را با هنر درآمیزند و روایت خیزش عظیم ملت را در تاریخ، ماندگار کنند.
🔹 بخشی از پیام رهبر معظّم انقلاب به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی | ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
صدای معلم هدیه در خانه پیچیده: متوکل عباسی در سال... از آنطرف صدای معلم ورزش میآید: شنای سوئدی را انجام بدین... من اما نشستهام کنج آشپزخانه. پای مرغ دست گرفتهام و ناخنگیری میکنم. چون فلان پزشک گفته که برای بچهها مفید است. باید بجوشانمش و آب اولش را دور بریزم. بعد هم اشکنهاش را نگه دارم برای هر وعده سوپ مقداری بریزم. تا درجههای زن خانهدار بودنم تکمیل شود. تا عذابوجدان نگیرم که سرم همیشه در کتاب است.
چخوف را گذاشتهام دم دستم تا فراموشم نشود. فکرم در اتاق نمور داستان آنیوناست. حدس میزنم قسمتی از داستان سانسور شده. آره شاید. آنجا که آنیونا گریه کرد...ناخنها را میگیرم و در لگن پرتشان میکنم. یعنی داستان مال آنیونا بود؟ آنوقت آن غیبت آنیونا و نبود دوربین همراهش را چگونه توجیه کنم؟ آره داستان آنیوناست. با اینکه دوربین با او نیست اما او هنوز در صحنه است. در پسابهای توی سطل، در بردوریهای ناقصی که رهایشان کرده...
قابلمه را پر میکنم و پای مرغها را میگذارم سر گاز.
شاید داستان مال آنیونا باشد. مثل همه زنهایی که در خانه هم نباشند اما وجودشان آنجا را پر کرده. شبیه همین قابلمه، شبیه همین یخچال و فریزر پر از خرت و پرت.
داستان مال آنیوناست حتی اگر خطای دوربین داشته باشد.
اشکنه را میگذارم سرد شود تا فریزش کنم. کارم تمام است اما هنوز داستان در من ادامه دارد. خدا رحمتت کند چخوف! تو خود زندگی را نوشتهای که با مرگت، تمام نشده. خدا رحمتت کند.
هدایت شده از نفس عمیق
اولین کتاب و اولین رمان.
شهر اصفهان توسط داعش محاصره شده یکی یکی مردم درحال شهید شدن هستند. نیروی مقاومت توی یک فرودگاه متروکه سعی داره جلوی پیشروی داعش را بگیره، اما
فرمانده جوان مقاومت درگیر خیانت، انتخاب و جنایتی که دستش بهش آلوده شده.
او باید بین انتخاب ماندن، جنگیدن و ایستاده میان سپاه دشمن خارجی و داخلی یا رفتن و فرار کردن.
محمد فائزیفرد رمان بذرخون را در قالب ژانر تاریخ دگرگون نوشته. یکم اسم ژانرش شاید سخت و ناآشنا باشه.
من خودم همیشه نسبت به ژانر علمی تخیلی و زیرشاخه هاش گارد دارم. اما این رمان دومین کتاب از ژانر تاریخ دگرگونه که با لذت خوندمش.
زبان داستان ساده و روانه. تصویرسازیها دقیق و ملموسند. بازیهای ذهنی قهرمان، تعلیق و کشمکش درونی و بیرونی داستان کاری میکنه کتاب را یک نفس و چند ساعته تا آخر بخونی.
این کتاب را نشر کتابستان معرفت منتشر کرده.
این رمان جذاب را می تونید از لینک زیر بخرید👇👇
https://book.icfi.ir/book/f20e758e-2140-4b98-8d55-a4fc7c24be67/%D8%A8%D8%B0%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D9%86
https://book.icfi.ir/book/f20e758e-2140-4b98-8d55-a4fc7c24be67/%D8%A8%D8%B0%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D9%86
*چرا باید مجموعه «خانواده آمد» را بخوانیم؟ *
✨ اگر دنبال کتابی هستید که هم *بخنداندتان و هم به فکر فرو ببرد*، مجموعه «ماجراهای خانواده آمد» دقیقاً همان چیزی است که نیاز دارید!🤌🏻👌🏻
📖 این دو رمان طنز، ما را به قلب زندگی «حکیمه» و خانوادهاش میبرد؛ خانوادهای که با اسبابکشی به محلهای جدید در پایینشهر تبریز، وارد ماجراهای خندهدار و البته آموزندهای میشوند.😊
👈🏻چرا این کتاب متفاوت است؟
✅ طنز هوشمند و عفیف: خبری از شوخیهای بیجا نیست؛ اینجا طنز با ظرافت و مودبانه روایت میشود.
✅ فضای زنده و ملموس: نویسنده با نبوغ خاص خود، تبریز دهه هفتاد و حالوهوای ترکی را چنان در متن نشان میدهد که انگار خودتان آنجا حضور دارید.
✅ شخصیتپردازی بینظیر: از بزرگترها گرفته تا «سهیلا»، دختر کوچک خانواده، همگی آنقدر واقعی هستند که با آنها دوست میشوید.
✅ داستان تحول: ما شاهد تغییر حکیمه هستیم؛ زنی که یاد میگیرد چطور بین دنیای شخصی خودش و مسئولیتهای خانواده، یک تعادل زیبا برقرار کند.
📚این مجموعه (با دو جلد منتشر شده: «مربای گل» و «مربای انار») ترکیبی از اشک، لبخند و امید است که نشان میدهد حتی در سختترین شرایط هم میتوان با نگاهی مثبت، به دنبال آینده بود. ❤️
[لینک سفارش ماجراهای خانواده آمد با تخفیف](https://ketabestan.net/product/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%AC%D9%84%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86/)
🔻*با کتابستان همراه باشید* 🍃
🆔 [سایت](https://ketabestan.net/)| [تلگرام](https://t.me/ketabestan_pub) | [بله](ble.ir/@ketabestanir) | [ایتا](https://eitaa.com/ketabestanpub) | [اینستاگرام](https://www.instagram.com/ketabestan.ir?igsh=MWtmMGMxeG5iYTYxNw==)
هدایت شده از مدرسه مهارت آموزی مبنا
📕 کتاب باقلوای گس
🖋 به قلم نفیسه شیرین
استادیار مدرسه مبنا و برگزار کننده دوره موشکافی داستان
💡بیایید اینبار به جای غصهخوردن، کمی خنده بخوریم و به یک معضل اجتماعی فکرکنیم!
🗒 داستان کتاب درمورد چیه؟
سیما شخصیت اصلی داستان است که تنهایی به ترکیه مهاجرت میکند. او که مثلا یک مغز شناخته شده، ایران را نخبه سوز و نخبه کش میداند و حالا تنها ۹۰ روز مهلت دارد تا خود را به عنوان یک برنامهنویس زبده در ترکیه معرفی کند. او با شخصیتها و چالشهای متنوعی مواجه میشود تا مزه باقلوای گس مهاجرت را حس کند...
⁉️ چرا باید این کتاب رو بخونیم؟
اگر به کتابهای طنز علاقهدارید، اگر تجربه دوری از شهرتان را دارید، اگر به داستانهایی با محوریت خانواده و مسائل فرهنگی علاقهمندید و اگر دانشجویید و خودتان را یک مغز ایرانی میدانید، خواندن این کتاب را از دست ندهید!
🛒 موجود در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران
📚 هر روز همراه ما باشید با معرفی جدیدترین آثار چاپشده مبناییها در #نمایشگاه_کتاب_مبنا
| @mabnaschoole |