eitaa logo
نقد غفاری
364 دنبال‌کننده
67 عکس
46 ویدیو
5 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
آيا و در بودند؟ (2) قسمت دوم چنانچه در قسمت قبل اشاره شد جناب غفاري در قسمت‌هاي مختلفي از سخناني كه به بهانه تفسير ايراد كرده، به گونه‌اي سخن گفته كه گويا و (عليهما السلام) پيش از به زمين در بهشت خلد بوده‌اند و بازگشت مجدد انسان به آنجا نوعي است! 🔹اين در حالي است كه اولاً بر اساس آيات قرآن انسان از ابتدا براي زندگي در خلق شده بود. (ره) در تفسير شريف در اين رابطه مي‌فرمايد: «سياق اين سه دسته آيات [مربوط به بهشت آدم]، و مخصوصا آيه اى كه در صدر داستان قرار گرفته، و مي‌فرمايد: (إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً) الخ، اين معنا را دست مي‌دهد: كه آدم در اصل، و در آغاز براى اين خلق شده بود، كه در زندگى كند، و نيز در زمين بميرد، و اگر خداى تعالى او را (چند روزى) در منزل داد، براى اين بود كه خود را بدهند... و نيز از سياق آيه سوره طه كه مى فرمايد: (فَقُلْنا يا آدَمُ) الخ، و سوره اعراف كه مى فرمايد: (وَ يا آدَمُ اسْكُنْ) الخ، كه داستان بهشت را با داستان سجده ملائكه بصورت يك داستان و متصل بهم آورده، و كوتاه سخن، آنكه اين سياق بخوبى مى رساند كه از اين بوده كه در سكونت كند... و نيز خداى تعالى خطيئه آنان را بعد از آنكه كردند بيامرزيد، و در عين حال به بهشتشان برنگردانيد، بلكه بسوى هبوطشان داد، تا در آنجا زندگى كنند. و اگر محكوميت زندگى كردن در زمين، با خوردن از و هويدا گشتن عيب، قضايى حتمى نبود، و نيز برگشتن به بهشت محال نبود، بايد بعد از و ناديده گرفتن به بهشت بر گردند، (براى اينكه توبه آثار خطيئه را از بين مى برد). پس معلوم مي شود علت بيرون شدن از بهشت، و زمينى شدن آدم آن خطيئه نبوده، بلكه علت اين بوده كه بوسيله آن خطيئه عيب آن دو ظاهر گشته، و اين بوسيله لعين صورت گرفته است...» 🔹نكته ديگر آنكه حضرت آدم و حوا پيش از به زمين در بهشت خلد نبودند. به عنوان شاهدی بر این مطلب به جملاتی از حضرت (ره) در پاسخ به كيفيت ورود شيطان به بهشت و فريفتن آدم و حوا اشاره می کنیم: «اگر بگويى شيطان كه داخل بهشت نمي شود؟ در پاسخ مى گوييم: اين اشكال وقتى وارد است كه بهشت مورد بحث، باشد، و ، بلكه اين جريان در صورت گرفته، بدليل اينكه همگى آنها از آن بهشت بيرون شدند، و اگر بهشت خلد بود، با بيرون شدن نمى ساخت.» 🔹و در جاي ديگر بهشت آدم و حوا را معرفي كرده مي‌نويسد: «قرآن كريم آنچه از و كه از بهشت نفى كرده، از نفى كرده، يعنى آن بهشتى كه مؤمنين در آخرت داخل آن مي‌شوند، و همچنين از كه بعد از مرگ و رحلت از دار تكليف در آنجا بسر مى برند، و اما بهشت دنيايى كه آدم و همسرش داخل آن شدند، و هنوز در دار تكليف و مورد توجه امر و نهى قرار نگرفته بودند، كريم درباره آن بهشت هيچ مطلبى بيان نكرده، و بلكه ميتوان گفت: بعكس گفتار اشكال كننده، جايى بوده كه لغو و تاثيم در آن ممكن بوده، و شاهد بر آن همين كافى است، كه قرآن وقوع عصيان آدم را در آن حكايت كرده است.» @naghdeghaffari
📛 آیت الله (پهلوانی): ترا نسزد که تمنای کمالات محمد (ص) و آلش (ع) را داشته باشی خال مشكين كه بر آن عارضِ گندم گون است سرِّ آن دانه كه شد رهزنِ آدم، با اوست گويا خواجه با اشاره نمودن به نمكين و گندم گون بودن صورت ظاهرى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و داشتن خال سياه به گونه مباركش، اشاره به و آن بزرگوار نموده باشد و بگويد: اگر خداوند به و عليهما السلام فرموده: «لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ»: (به اين درخت نزديك نشويد.)، منظورش محمّد و آل او - صلوات اللَّه عليهم اجمعين- بوده كه ايشان را تقاضاى منزلت آنان سزاوار نبوده؛ زيرا علم و كمالات والاى معنوى و و احديّت، به آن بزرگواران است. و در حديث نيز در تفسير آيه شريفه «لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ»* آمده كه: «لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ، شَجَرَةَ العِلْمِ، شَجَرَةَ عِلْمِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ- صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ-، آثَرَهُمُ اللَّهُ تَعالى بِهِ دُونَ خَلْقِهِ.»: (به اين درخت نزديك نشويد، يعنى علم، درخت علم و آگاهى محمّد و آل محمّد- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- [زيرا] خداوند متعال ايشان را برگزيده و اين علم را منحصراً مختصِّ آنان قرار داده و نه ديگر مخلوقات.) بخواهد با اين بيان به خود خطاب كرده باشد و بگويد: جايى كه عليه السلام را تقاضاى كمالات او نباشد، كه آن را داشته باشى، مگر آنكه به تمام معنى از او تبعيّت نمايى تا از آن دهند. ، ج1، ص 255-256 @naghdeghaffari