eitaa logo
نقد غفاری
364 دنبال‌کننده
67 عکس
46 ویدیو
5 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
📛هشدار سیدمحمدصادق حسینی طهرانی (فرزند و از اساتید اخلاق مشهد) درباره خطر استاد غیرکامل از زمانى كه سالك در ميدان و قرار مى گيرد، رفته رفته تغيير كرده و درهم ريخته، و به دست استاد در قالب تازه اى ريخته مى شود؛ حال اگر طريق از مهارت و تبحّر لازم و كافى در و برخوردار باشد طبعاً بناى جديد نفس شاگرد خود را بر أساسى مستحكم و استوار و مستقيم برپا مي كند، و درصورتى كه به دقائق و زواياى تربيت آگاه نباشد، از طرفى از حال أوّل خود خارج شده و از طرف ديگر در مرتبه دوّم بر و چه بسا رشد كرده و بى ثمر خواهد شد، بطوريكه آن شاگرد در سلوك راه خدا شده و ديگر نيست. (، ج 1، ص 465) @naghdeghaffari
♨️شطحیات منصور حلاج دلیل بر عدم کمال اوست علامه (ره): از كُمَّلين اينگونه تعبيرات [] را كه به و نام نهند، ديده نشده است. ، حضرت رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم بوده است، و اينگونه تعبير نفرموده است؛ و گرنه بجاى قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ مى گفت: قُلْ أنَا اللهُ أحَدٌ... مطالبى كه در اين زمينه از و آمده است، دليل بر آنان است... يكى از عالى ترين ثمره استاد همين است كه شاگرد را خودسر و يَله نمى گذارد؛ و محال است با تحقّق معانى عاليه عرفانيّه در شاگرد، اين نحوه از كلمات از او صادر شود. حسين منصور حلّاج نداشت؛ و همين موجب خطرات براى وى شد... حضرت آقا حاج سيّد هاشم []، طريقه حلّاج را ردّ مي كردند و مي فرمودند: در آنچه از او نقل شده مطالبى است كه دلالت بر او دارد. از صدر اسلام تا كنون كسى به جامعيّت مرحوم آقا () نيامده است. و ابداً از ايشان و يا احدى از شاگردانشان اينگونه مطالب ديده نشد. (روح مجرد، ، صص 461-462) @naghdeghaffari
هدایت شده از نقد غفاری
📛هشدار سیدمحمدصادق حسینی طهرانی (فرزند و از اساتید اخلاق مشهد) درباره خطر استاد غیرکامل از زمانى كه سالك در ميدان و قرار مى گيرد، رفته رفته تغيير كرده و درهم ريخته، و به دست استاد در قالب تازه اى ريخته مى شود؛ حال اگر طريق از مهارت و تبحّر لازم و كافى در و برخوردار باشد طبعاً بناى جديد نفس شاگرد خود را بر أساسى مستحكم و استوار و مستقيم برپا مي كند، و درصورتى كه به دقائق و زواياى تربيت آگاه نباشد، از طرفى از حال أوّل خود خارج شده و از طرف ديگر در مرتبه دوّم بر و چه بسا رشد كرده و بى ثمر خواهد شد، بطوريكه آن شاگرد در سلوك راه خدا شده و ديگر نيست. (، ج 1، ص 465) @naghdeghaffari
♨️مقایسه رفتار آقاجمال گلپایگانی(ره) با مدعیان امروزی آنچه در ادامه می آید یادداشتی است که پیشتر در صفحه ایسنتگرام استاد کامل منتشر شده است. ما با اندکی ویرایش آنرا بازنشر می دهیم. https://www.instagram.com/ostadekamel/ «نه عزیزم؛ اینها خیالات نیست» این جمله پاسخ آقای عباسی (غفاری) است به برخی از و های مریدانش. او در این رابطه گفته است: «وقتی ورود اسمائی پیدا کنید، حالاتی که از عرفا نقل شده است برایتان حاصل می شود. مثلا در یک لحظه، صفت رزاقیت در شما ظهور پیدا می کند و می بینید که رزق تمام موجودات به دست شماست. برخی از سالکین با دیدن چنین حالتی می ترسند و گمان می کنند که شده اند! اما نه عزیزم اینها خیالات نیست!» (کتاب ، ص 305) پس آقای عباسی (غفاری) علاوه بر تایید خواب و خیال های مریدانش، خواب ها و و را نیز تایید می کند و آنها را مغایر با مبانی عرفان اسلامی نمی بیند. حالا بیایید مراجعه ای داشته باشیم به حالات و یادداشتهای برخی از عرفای معاصر. حضرت در جلد نهم معاد شناسی، چنین نقل فرموده اند: «بارى، يكروز [مرحوم آیت الحق ] براى ما نقل مي كرد كه در مرحله‌ اى از مراحل حال عجيبى پيدا كردم و بدين كيفيّت بود كه نفس خود را علم و قدرت و رزق و حيات به جميع موجودات مي ديدم. بدين قسم كه هر موجودى از موجودات از من مدد مى‌ گيرد و من مُعطى و مُفيض وجود به ماهيّات امكانيّه و قوالب وجوديّه هستم. اين حال من بود؛ و از طرفى علماً و اجمالاً نيز مي دانستم كه ، چون خداوند جلّ و علا مبدأ همه خيرات است و افاضه كننده رحمت و وجود به جميع ما سِوَى. چند شبانه روز اين حال طول كشيد و هر چه به حرم مطهّر حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام مشرّف شدم و در باطن تقاضاى گشايش نمودم سودى نبخشيد. تصميم گرفتم به مشرّف شوم و آن حضرت را شفيع قرار دهم تا خداوند متعال . هوا سرد بود. به سوى مرقد مطهّر حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام از نجف عازم كاظمين شدم، و چون وارد شدم يكسره به حرم مطهّر مشرّف شدم. هوا سرد و فرش هاى جلوى ضريح را برداشته بودند. سر خود را در مقابل ضريح روى سنگ‌هاى مرمر گذاشتم و كه آبِ من بر روى سنگ‌هاى مرمر جارى شد. هنوز سر از زمين برنداشته بودم كه حضرت شفاعت فرمودند و حال من عوض شد و ، من چيستم، من ذرّه‌اى هم نيستم، من به قدر پرِ كاهى قدرت ندارم، اينها همه و بس، و اوست مُفيض عَلى الإطلاق و اوست حىّ و حيات دهنده، و عالم و علم بخشنده، و قادر و قدرت دهنده، و رازق و روزى رساننده، و نفس من يك دريچه و آيتى است از ظهور آن نور على الإطلاق. در اين حال برخاستم و زيارت و نماز را بجاى آوردم و به نجف اشرف مراجعت كردم، و چند شبانه روز باز خدا را مفيض و حىّ و قادر در تمام عوالم مىديدم، تا يكبار كه به حرم مطهّر أمير المؤمنين عليه السّلام مشرّف شدم، در وقت مراجعت به منزل، در ميان كوچه حالتى دست داد كه از توصيف خارج است و قريب ده دقيقه سر به ديوار گذاردم و قدرت بر حركت نداشتم. اين يك حالى بود كه أمير المؤمنين مرحمت فرمودند و از حال حاصله در حرم موسى بن جعفر عليهما السّلام عالىتر و دقيقتر بود، و آن حال مقدّمه حصول اين حال بود. » (، ج ۹، ص 118-120) @naghdeghaffari
نقد غفاری
👆واکنش یکی از #کانال_های_زنجیره_ای به انتقادات ما 🔆 آیا نهایت سیر رسول الله (ص) و اهل بیتش(ع) رسیدن
📣 آیا نهایت سیر رسول الله (ص) و اهل بیتش(ع) رسیدن به مقام "بقاء به معبود" است؟ یکی از مبلغ جناب غفاری در پاسخ به نقدهای ما بر این ادعاهای وی که مثلاً ▪️«من قابلیت وجودی شدن را دارم، شدن را دارم. شدن را دارم؛ میگه هست. اینو نمونه فرستاده. اما من نوعی بی لیاقتی می کنم آن امری دیگر است.» ▪️«لکم فی رسول الله اسوه حسنه." اسوه هست. یعنی تو میتونی عین او بشی! نه یه ذره کم نه زیاد! فقط مقام و رو تو نمی تونی داشته باشی. بقیه اش رو (ص) می تونی بشی! خودشون اینها رو فرمودن.» عباراتی از کتاب لب اللباب را نقل کرده، مدعی شده است که ادعاهای جناب غفاری ریشه در سخنان علامه طباطبایی دارد. در حالی که: 1⃣ کتاب به قلم (ره) است نه (ره)! او البته در این کتاب درسهای علامه طباطبایی(ره) را تقریر کرده است. 2⃣ عبارت های مورد استناد این کانال در بیان امکان رسیدن به مقام «» است نه ادعای (ص) 3⃣ همچنان که قبلا گفته ایم، امکان رسیدن به یک با آنچه جناب غفاری کرده (اینکه تو می تونی (ص) بشی نه یک ذره کم؛ نه زیاد!) زمین تا آسمان فرق دارد. 4⃣ پرسشی که جناب غفاری باید به آن پاسخ دهد آن است که آیا سیر (ص) و (ع) با رسیدن به مقام «بقاء به معبود» شده، به نشسته اند تا او و مریدانش بعد از گذشت چند قرن به عرصه وجود بیایند و به آنها برسند و عین آنها شوند (آن هم نه یه ذره کم؛ نه زیاد!)؟ 5⃣ شما چرا تصور می کنید که پس از «بقاء به معبود»، دیگر درجه و مقامی وجود ندارد؟! آیا تصور به سوی خدای پس از رسیدن به این مقام، از یک ناشی می شود؟! علامه طهرانی در همان کتاب در ادامه عبارات نقل شده صریحاً نوشته است: «البتّه كه و اين عالم است. چون پايه و اساس وضع الفاظ بر پايه احتياجات بشرى بوده است و در اثر توسعه احتياجات دائره وضع الفاظ وسيعتر شده است لذا بيان در قالب الفاظ است و هر چه از آنجا گفته شود اشاره و كنايه بوده آن حقيقت عاليه را در افهام تنزّل دهد.» (رساله لب اللباب، ص 40) 6⃣ حتی اگر پس از «بقاء به معبود» درجه و مقام دیگری هم وجود نداشت آیا می شد تمام کسانی که وارد این درجه و مقام می شوند را از نظر کیفی با هم برابر دانست تا از این رهگذر ادعا کند که تو می توانی (ص)، یا (ع) و یا (س) و اولاد طاهرینشان(ع) بشوی (نه یه ذره کم، نه زیاد)؟! برای فهم این مطلب مثالی دنیوی می زنیم: آیا تمام کسانی که در یک علم به درجه اجتهاد و یا دکتری می رسند صرف ورود به این جایگاه با هم برابرند؟! 7⃣ و رسول الله (ص) و آل طاهرینش (ص) علاوه بر سیر برزخی خود، با اعمال صالحی که از طرف مؤمنین نثار آنها می شود آنگاه تو چگونه می توانی عین رسول الله(ص) یا عین علی (ع) و فاطمه (س) و فرزندان آنها (ع) شوی؟! 8⃣ بیا اندکی با خود و خدایت و تا خویشتن را از در حلقه برهان؛ شاید که خدا زمینه هدایتت را فراهم آورد. (ع) @naghdeghaffari