*🛑 جهاد تبیین ، جهاد قطعی و فوری*
*⭕️اطلاعاتی مفید در خصوص جنگ نرم*
➖➖➖➖➖➖➖➖
*👈 جنگ نرم حداقل در شش سطح بررسی می شود :*
*1️⃣ - ویژگی های جنگ نرم :*
*۱- پیچیده بودن*
*۲- آرام و بی صدا*
*۳- غافلگیر کننده*
*۴- پیشرفته*
*۵- هنرمندانه*
*۶- سازماندهی شده*
*۷- سریع و پرشتاب*
*۸- دقیق نبودن مرز های خودی و غیر خودی*
*2️⃣ - روش های اعمال جنگ نرم :*
*۱- فریب مردم*
*۲- شایعه پراکنی*
*۳- شبهه افکنی در جامعه*
*۴- کارشکنی در برنامه ها*
*۵- نفوذ ( نفوذ در اشخاص - نفوذ در ارکان - نفوذ در برنامه ها و تصمیمات )*
*۶- برخی اغتشاشات صنفی*
*3️⃣ - ابزارهای جنگ نرم :*
*۱- رسانه ؛ به عنوان مهمترین ابزار جنگ نرم شامل : ماهواره ، اینترنت ، فضای مجازی*
*۲- سلبریتی ها از هر قشری ( هنرمند ، ورزشکار ، شاعر ، خواننده و ...)*
*4️⃣ - اهداف جنگ نرم :*
*۱- تغییر باورها و اعتقادات*
*۲- تغییر افکار و اندیشه ها*
*۳- تغییر رفتار*
*۴- تغییر ساختار ( هدف غایی)*
*5️⃣ - پیامدهای جنگ نرم :*
*۱- سست کردن مقاومت ملی*
*۲- از بین بردن وحدت و انسجام*
*۳- به هم ریختن آرامش روانی جامعه*
*۴- ایجاد دوقطبی های کاذب و عمیق کردن برخی شکاف های سطحی و جزئی موجود*
*۵- تقویت گرایشات به خارج از مرزها*
*۶- تغییر سبک زندگی از شیوه بومی ، سنتی و اسلامی به لوکس گرایی و مصرف زدگی*
*۷_ ترویج بی تفاوتی نسبت به محیط اطراف و اطرافیان ؛ چه این اطراف ، همسایه یا شهر دیگری باشد یا کشوری دیگر و ...*
*6️⃣ - راههای مقابله با جنگ نرم :*
*۱- تکیه به خداوند و رعایت تقوا و تعبد*
*۲- بصیرت افزایی*
*۳- نیکوکاری*
*۴- تقویت همبستگی*
*۵- خدمت به مردم*
*۶- شایسته گزینی*
*۷- مبارزه با فساد*
*۸- صداقت با مردم*
*۹- حضور در مراسم های مذهبی و ملی*
*۱۰- تقویت روحیه ایثار*
*۱۱- تقویت امید در جامعه*
*۱۲- باور به نقش جوانان*
*۱۳- توجه جدی به پرورش کودکان و دانش آموزان*
*۱۴- تسهیل ازدواج*
*۱۵- توجه به معیشت مردم*
*۱۶-اعتقاد به اصل"ما می توانیم"*
*۱۷- ساده زیستی و پرهیز از اسراف*
*۱۸ - مصرف کالاهای داخلی*
*۱۹ - تلاش در جهت رفع محرومیت*
*۲۰- کاهش فاصله های غیر ضروری و غیر لازم میان مردم و مسئولین .*
*🛑 جنگ امروز ، امتداد جنگ هشت ساله دیروز است ، اما به مراتب سخت تر و پیچیده تر .*
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💠 بشارت رهبر انقلاب به مردم
*کار غلطِ پوتین در حمله به اوکراین برای افکارعمومیِ جهان فواید مثبت شگفت انگیزی هم داشت*
بخوانید👇
*ثابت شد* :
همه چی در دنیای امروز سیاسیه
چه ورزش
چه هنر
چه حتی علم
مثلا دانشگاه ایتالیایی میخواد واحد درسی معرفی نویسندگان روسی مثل تولستوی و داسایوفسکی رو حذف کنه!! یا موزه هنر پاریس میخواد نمادهای روسی رو جمع کنه!!
*ثابت شد* :
حقوق بشر برای چشم آبی هاست نه ملتهای دیگه البته چشم آبی یهودی اوکراینی
نه چشم آبی مسلمان بوسنیایی!
*ثابت شد* :
دنیای دیروز
امروز و
فردا
دنیای موشک است
اگه موشک نداشته باشی
صلح و آرامشی هم با گفتگو بدست نمیاری در واقع بقول خود آمریکایی ها
بهترین تضمین صلح
آمادگی برای جنگه
*ثابت شد* :
در جهان امروز قدرت رسانه خیلی مهمه
رسانه همزمان میتونه کودک فلسطینی و یمنی رو تروریست ولی کودک اوکراینی رو مظلوم و ستمدیده جا بزنه!
*ثابت شد* :
سازمان های حقوق بشری دنیا
همه در خدمت صهیونیستن
*ثابت شد* :
ایران مقاومترین ملتها رو داره که طولانی ترین جنگ و شدیدترین تحریمها رو به تنهایی تحمل کرد
*ثابت شد* :
ایران مستقل ترین سیاست رو داره
اونوقت که غربیها و کل دنیا به دروغ بلغور میکردن ورزش سیاسی نیست ایران از مبارزه با اشغالگر بچه کش سرباز میزد
*ثابت شد* :
وجود یه رهبر فرزانه که از هیچ قدرتی جز خدا نمیترسه چقدر برای نجات یه ملت در جهانِ دروغگو و زورگوی امروز لازم و حیاتیه
مجموعه سخنرانی اساتید سخن در مناسبت های ماه شعبان، موسسه پزوهشی تبلیغی ضحی.pdf
10.15M
✅ مجموعه سخنرانی اساتید سخن در مناسبت های ماه شعبان
🔰۵۶ جلسه منبر مکتوب در موضوعات ؛
💠مناجات شعبانیه
💠فضیلت ماه شعبان
💠ولادت سرداران کربلا
💠ولادت امام زمان
💠و....
🔸کاری از موسسه پزوهشی تبلیغی ضحی...
#شعبان
🆔 @Temod_uni
📌توسعه مهارت فردی
✅معرفی 77 مهارتی که یک جوان حزب اللهی باید انرا کسب نماید
🔸هر مکتب تربیتی به بیان "ابعاد رشد" انسان می پردازد این مسئله بیانگر این است که افراد در چه حوزه هایی باید رشد نماید.
🔹بابررسی ابعاد رشد در مکتب های گوناگون، این ابعاد در شش حوزه تقسیم می گردد(جسم،عقل و ...)
یکی از ابعاد رشد مهارت های اجتماعی می باشد که دارای 8 زیر مجموعه و لایه زیرین می باشد.
🔸در مجموعه هشتک #پیشرفت_مهارت بدنبال معرفی مهارت های عمومی برای یک جوان حزب اللهی هستیم
#پیشرفت_مهارت
🔅کانال تمد🔅
🆔@Temod_uni
AUD-20220306-WA0065.mp3
6.08M
👆💎سخنرانی دکتر منوچهر محمدی درباره اوکراین
موسسه امام خمینی قم
در جمع اساتید و طلاب
*🟠امروزرهبرمعظم انقلاب اسلامی به* *مدیر مسئول کیهان پیام فرستاده و گفته اند:*
« *یادداشت امروز آقای محمد صرفی، یک آفرین دارد* ».👏
*یادداشت آقای صرفی نویسندهی خوش ذوق، با سواد و بیادعای کیهان، درباره حاج قاسم که توجه رهبری را جلب کرده است اینجا بخوانید* 👇
*قاسم ستاره ای در کهکشان راه خمینی*
چقدر خوب است که کودکان وقتی به دنیا میآیند کسی نمیداند سرنوشت چه تقدیری برای آنان رقم زده و تاریخ برای شانه نحیف برخی از این کودکان گریان، چه مأموریتی گرانسنگ تدارک دیده است. آری! اینگونه بود که دست فرعون بهرغم تمام دست و پا زدنهایش، به فرزند عمران و یوکابد نرسید و موسی دودمان طاغوت عصر خود را در نیل بر باد داد. و آن زمانی بود که از چشم دنیااندیشان و ظاهربینان کار مؤمنان به پایان رسیده بود؛ در پیش، امواج خروشان نیل بود و از پس، لشکر جرّار فرعون. اما تقدیر الهی چیز دیگری بود. پس فرمان آمد که ای موسی! عصای خود را بر دریا بزن ... و شد آنچه ناشدنی مینمود.
تابستان سال ۱۹۵۳ برای «دوایت آیزنهاور» سی و چهارمین رئیسجمهور آمریکا شیرین بود. ماموران سازمان CIA در تهران به فرستادگان و مزدوران بریتانیایی که دیگر کبیر نبود پیوستند و عملیات آژاکس را با موفقیت به سرانجام رساندند. دولت وقت با کودتا سرنگون شد و شاه لرزان و فراری دوباره بر تخت نشست. «آلن دالس» رئیس CIA اگر از آینده چیزی میدانست بدون شک پنج سال بعد، تیمی از ماموران خود را بار دیگر راهی ایران میکرد اما این بار نه به مقصد تهران بلکه به «قناتملک»، روستایی در دل کویر مرکزی ایران. به خانه ساده ومحقرمشهدی حسن.
اما نه آیزنهاور و دالس میدانستند و نه حتی مشهدی حسن و فاطمه که آن کودکی که روز اول فروردین سال ۱۳۳۷ پا به زمین گذاشته و گریه میکند، چه آیندهای و مأموریتی در پیش دارد. فرزند سوم خانه بود و نامش را گذاشتند قاسم. انتخابی بهجا و نامی نیکو بود. این طفل شیرخوار و روستازاده گمنام، مأموریت داشت چیزهایی را قسمت کند. از این باب همه ما قاسم هستیم چرا که در زندگی چیزهایی را با دیگران و بین دیگران قسمت میکنیم. اما قرار بود او از همه ما و قاسمها، قاسمتر باشد.
دنیا معرکههای عجیب و غریب و شگفتیهای فرامحاسباتی کم ندارد. نقاطی به ظاهر بسیار دور و بیربط در گوشه و کنار کرهخاکی هستند که هیچ دستگاه محاسباتی و عقل و حتی خیالی نمیتواند میان آنها خطی برقرار سازد. وقتی مامور ساواک سال ۱۳۴۲ با ریشخند از آقا روحالله پرسید یارانت کجا هستند، آن مرد خدا که دلش از خورشید هم گرمتر و چشمهایش از برق آسمان گیراتر بود، با دلی آرام و قلبی مطمئن پاسخ داد؛ سربازان من در گهوارهها هستند. یحتمل مأمور مفلوک سازمان اطلاعات و امنیت کشور، پوزخندی زده و در دل یا زیر لب گفته باشد عجب آخوند خوشخیالی و چه خیالات خامی! نمیتوان به واکنش آن مأمور چندان خرده گرفت. آن روز قاسم سلیمانی پنج ساله بود، مهدی باکری و اسماعیل دقایقی ۹ ساله، حسن باقری و ابراهیم همت هشت ساله، حسین خرازی شش ساله، احمد کاظمی، مهدی زینالدین و حسن تهرانیمقدم ۴ ساله، محمود کاوه و علی هاشمی ۲ ساله. کودکانی دور از هم، هر کدام در شهری و روستایی. آن ستارههای دور از هم در کهکشان راه خمینی. آنقدر دور که هیچ منجمی نمیتوانست پیشبینی کند روزی که چندان دور نیست این ستارهها در یک مدار قرار خواهند گرفت و چشم آسمان از نورشان روشن خواهد شد.
تازه این کودکان فرماندهان سپاه خمینی کبیر بودند و بسیاری از سربازان آنان حتی هنوز پای بر زمین، این «سیاره رنج» نگذاشته بودند. گفتیم فرمانده و سرباز! بگذار همینجا تکلیف این دو کلمه را روشن کنیم. میدانی چرا فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران که نامش لرزه بر اندام دشمنان میانداخت خود را همیشه سرباز میدانست و مینامید و وصیت کرد بر سنگ مزارش بنویسند سرباز قاسم سلیمانی؟ همان سربازی که چند روز پیش یک رسانه آمریکایی با کینهای عمیق نوشت سلیمانی شبه نظامیان عراق، لبنان و یمن (افغانستان و پاکستان و سوریه و فلسطین را جاانداخته) را به یک اتحاد راهبردی متصل و نیروی قدس را به نوعی ناتو تبدیل کرد.
در روزگاری که آدمها به دنبال نام هستند و برای خود لقب میسازند و میتراشند و برای محکمکاری سفارش میدهند، مردی که سرنوشت منطقه و بلکه جهان را تغییر داد، به او لقب «فرمانده سایهها»، «خردکننده داعش» و «قویترین مرد خاورمیانه» داده بودند و فرماندهان ارتش آمریکا به او حسادت میکردند، خود را سرباز میداند. ریشه ماجرا به همان پیرمرد طوفانی برمیگردد که بر صندلی ساده حسینیه جماران مینشست و آرام سخن میگفت و دنیا را به لرزه درمیآورد. قاسم شاگرد مکتب حضرت روحالله بود. همان که بنیانگذار انقلابش میخواندند، مرد قرن، سیاستمدار عصر، تغییردهنده جهان و تاریخ و... البته که همه اینها بود اما وقتی یکی از مریدانش
فریاد زد؛ «ما همه سرباز توئیم خمینی، گوش به فرمان توئیم خمینی»، باز ساده اما از روی عقیده و منطبق با عمل خویش گفت؛ «نه من سرباز توام و نه تو سرباز من. همه سرباز خداییم انشاءالله.»
آدمهای خوب کم نیستند و کم ندیدهایم. شاید ما هم آدمهای خوبی باشیم چرا که گاهی کارهای خوبی میکنیم. بخشی از شادی و وقت و توانایی و پول خود را با عدهای قسمت میکنیم. شاید برخی خوبتر باشند و از قوه قهریه خود نیز برای خوب بودن و خوبی کردن استفاده کنند. مثلاً وقتی میبینند به کسی دارد ظلم میشود، سینه سپر کنند و وارد معرکه شوند. مأموریت قاسم تقسیم کردن بود. آرامش و امنیت و شادی و لبخند و در کنارش ترس و وحشت و اضطراب. آنچه قاسم را از دیگر خوبان سوا میکرد، آن بود که او اهل قناعت نبود. بله! قناعت همیشه هم چیز خوبی نیست. اگر در تقسیم خوبیها به دایره تنگ و حقیری در اطراف خود قناعت کنی، چنین میشود. قاسم آرامش و امنیت و لبخند را برای همه انسانهای روی زمین میخواست نه فقط برای اهالی قناتملک و کرمانیها و ایرانیها. برای او فرقی نداشت که این زن و مرد و کودک چه زبانی دارند، چه آیینی و خطوط جغرافیا آنان را چگونه تقسیم کرده است. امنیت و آرامش و لبخند حق همه بود و وحشت و اضطراب حق همه آنهایی که آن حق را از دیگران سلب کرده بودند. اینجاست که قاسم را میتوان در دو شمایل دید. شمایلی نرمتر از حریر و دلنازکتر از کودکان که گویی هنوز کودکی پنج ساله در قناتملک است. همانقدر دل کوچکی دارد. از ته دل میخندد و مثل ابر بهار گریه میکند. و شمایلی دژم و غضبناک که گویی خدای جبار و منتقم به او مأموریت داده است تا بندگان طاغی و خونریزش را به دست اوهلاک کرده وراهی دوزخ سازد.
خیابانهای شلوغ و تاریک ما برای نام تو حقیر و کوچکاند. روزی ستارهای بزرگ و پرنور کشف میشود و نام تو را بر آن خواهند گذاشت. بلندمردا! نامت بلند باد که آب و آتش در چشمان تو به هم میرسید و خوشا بحال آنانکه در روزگار رجعت بار دیگر آن چشمهای پرفروغ را میبینند و میانشان نور تقسیم خواهیکرد.
محمد صرفی . روزنامه کیهان
_ممنون از اینکه منتشر میکنید_
ـــــــــــــــــ✌🏼ــــــــــــــــ
💎جهاد تبیین امام سجاد در کلام رهبر انقلاب
شما ببینید خون مطهر حسینبنعلی (ع) در کربلا در غربت بر زمین ریخته شد؛ اما بزرگترین مسؤولیتی که بر عهده امام سجاد (ع) قرار گرفت، از همان لحظه اول این بود که این پیام را روی دست بگیرند و به سرتاسر دنیای اسلام آن را، به شکلهای گوناگون، منتقل کنند. این حرکت برای احیاء دین حقیقی و دین حسینبنعلی و آن هدفی که امام حسین برای آن شهید شد، یک امر ضروری و لازم بود. البته اجر الهی برای امام حسین (ع) محفوظ بود؛ میتوانستند او را در بوته سکوت بگذارند؛ اما چرا امام سجاد (ع) تا آخر عمر، سیسال بعد از او، امام سجاد زندگی کردند، در هر مناسبتی نام حسین، خون حسین و شهادت اباعبداللَّه را مطرح کردند؛ آن را به یاد مردم آوردند؟ این تلاش برای چه بود؟ بعضی خیال میکنند این کار برای انتقام گرفتن از بنی امیه بود؛ در حالیکه بنی امیه بعدها از بین رفتند. امام رضا (ع) که بعد از آمدن بنی عباس است، چرا به ریّانبنشبیب دستور میدهد مصیبتنامه اباعبداللَّه را در میان خودتان بخوانید؟ آن وقت که بنی امیه نبودند؛ تارومار شده بودند. این کار برای این است که راه حسینبنعلی و خون او عَلَم و پرچم حرکت عظیم امت اسلام به سوی هدفهای اسلامی است؛ این پرچم باید سرپا بماند؛ تا امروز هم بر سر پا مانده و تا امروز هم هدایت کرده است.