💎🌸💎🌸💎🌸💎
🌸💎
💎
ختم نهج البلاغه در ۲۷۰ روز
سهم روز صد و هشتم
┄═❁❈🌸💎🌸❈❁═┄
📜 #خطبه۲۲۱ :
(پس از خواندن آيه ۱ و٢ سوره تكاثر، « افزون طلبی شما را به خود مشغول داشته تا آنجا كه به ديدار قبرها رفتيد؟» ، فرمود:)
1⃣ #هشدار_از_غفلت_زدگی
🔻شگفتا چه مقصد بسيار دوری و چه زيارت كنندگان بی خبری و چه كار دشوار و مرگباری!!!
پنداشتند كه جای مردگان خالی است، آن ها كه سخت مايه عبرتند و از دور با ياد گذشتگان فخر می فروشند، آيا به گورهای پدران خويش می نازند؟
و يا به تعداد فراوانی كه در كام مرگ فرو رفته اند؟
آيا خواهان بازگشت اجسادی هستند كه پوسيده شد؟
و حركاتشان به سكون تبديل گشت؟
آنها مايه عبرت باشند سزاوارتر است تا تفاخر !
اگر با مشاهده وضع آنان به فروتنی روی آورند عاقلانه تر است تا آنان را وسيله فخرفروشی قرار دهند.
اما به آنها با ديده های كم سو نگريستند و با كوته بينی در امواج نادانی فرو رفته اند.
اگر حال آنان را از ورای خانه های ويران و سرزمينهای خالی از زندگان می پرسيدند؛ هرآينه می گفتند:
آنان با گمراهی در زمين فرو خفتند و شما ناآگاهانه دنباله روی آنان شديد بر روی كاسه های سر آن ها راه می رويد و بر روی جسدهايشان زراعت می كنيد؟ و آنچه به جا گذاشته اند می خوريد و در خانه های ويران آن ها مسكن گرفتيد و روزگاری كه ميان آن ها و شماست بر شما زاری می كند.
آنها پيش از شما به كام مرگ فرو رفتند و برای رسیدن به آبشخور از شما پیشی گرفتند.
2⃣ #شرح_حالات_رفتگان
🔻 آنها دارای عزّتی پايدار و درجات والای افتخار بودند، پادشاهان حاكم يا رعيت سرفراز بودند كه سرانجام راه به درون برزخ پيمودند و زمين آنها را در خود گرفت و از گوشت بدن های آنان خورد و از خون آنان نوشيد.
پس در شكاف گورها بی جان و بدون حرکت پنهان مانده اند!
نه از دگرگونی ها اندوهناک و نه از زلزله ها ترسناک و نه از فريادهای سخت هراسناكند، غائب شدگانی كه كسی انتظار آنان را نمی كشد و حاضرانی كه حضور نمی يابند، اجتماعی داشتند و پراكنده شدند.
با يكديگر مهربان بودند و جدا گرديدند.
اگر يادشان فراموش گشت يا ديارشان ساكت شد، برای درازی زمان و دوری مكان نيست، بلكه #جام_مرگ نوشيدند، گويا بودند و لال شدند، شنوا بودند و كر گشتند و حركاتشان به سكون تبديل شد، چنان آرميدند كه گويا بيهوش بر خاک افتاده و در خواب فرو رفته اند.
همسايگانی كه با يكديگر انس نمی گيرند، دوستانی كه به ديدار يكديگر نمی روند، پيوندهای شناسایی در ميانشان پوسيده و اسباب برادری قطع گرديده است، با اينكه در يك جا گرد آمدند تنهايند.
رفيقان يكديگرند و از هم دورند، نه برای شب صبحگاهی می شناسند و نه برای روز شامگاهی، شب يا روزی كه به سفر مرگ رفته اند برای آنها جاويدان است. خطرات آن جهان را وحشتناک تر از آنچه می ترسيدند يافتند و نشانه های آن را بزرگ تر از آن چه می پنداشتند مشاهده كردند و برای رسيدن به بهشت يا جهنّم تا قرارگاه اصلی شان مهلت داده شدند و جهانی از بيم و اميد برايشان فراهم آمد، اگر می خواستند آنچه را كه ديدند توصيف كنند، زبانشان عاجز می شد. حال اگر آثارشان نابود شد و اخبارشان فراموش، اما چشم های عبرت بين، آن ها را می نگرد و گوش جان اخبارشان را می شنود، كه با زبان ديگری با ما حرف می زنند و می گويند: ...
┄═❁❈🌸💎🌸❈❁═┄
https://eitaa.com/joinchat/2483486973Cfd85ad48ee