eitaa logo
مطالعه مجازی نهج‌البلاغه
341 دنبال‌کننده
572 عکس
285 ویدیو
0 فایل
ارتباط با ادمین @rezaeeiiiii این کانال را حذف نکنید و مثل کتاب نهج‌البلاغه آرش نگهداری کنید لینک کانال روسریم ❤️ https://eitaa.com/ayeescarf
مشاهده در ایتا
دانلود
🎇🎇🎇🎇🌿🌹🌿🎇🎇🎇🎇 💢 نَفَسُ الْمَرْءِ، خُطَاهُ إِلَى أَجَلِهِ.   💠 انسان با هر نفسی كه می كشد، قدمی به سوی مرگ نزدیک می شود. 🎇🌹🕊 🎇🌿🌹 🎇🎇🎇🎇 @nahjol_balagh
═━⊰✼❆🍃🌹🍃❆✼⊱━ ✨بسم الله الرحمن الرحیم ✨ 🌹شرح 🔹ضرورت یاد مرگ 💠 امیرالمؤمنین (علیه السلام) در حکمت ۷۴ می‌فرمایند: «نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَى أَجَلِهِ » ؛ " نفس کشیدن انسان در واقع، نزدیک شدن قدم به قدم به اجل و مرگ است. " 🔻 در ماجرای أجل، نکات جالبی در نهج‌البلاغه است که یکی از مهم ترین آنها، مخفی بودن اجل است؛ آنچه که مهم است، این است که انسان بالاخره یک أمَد و زمان مشخصی از علم خدا برای سفر از دنیا و مرگ دارد. پنهان بودن این زمان مرگ، عاملی می‌شود برای اینکه انسان هر لحظه را، آن لحظهٔ پایانی بداند و با تمام توان و توجه و اخلاص و طهارت، کار بکند و تلاش بکند که پاک از دنیا برود و توشه خودش را ببرد؛ 🔻 لذا حضرت علی(علیه‌السلام) در خطبه ۱۴۹ نهج‌البلاغه می‌فرماید: « أَيُّهَا النَّاسُ كُلُّ امْرِئٍ لَاقٍ مَا يَفِرُّ مِنْهُ فِي فِرَارِهِ الْأَجَلُ مَسَاقُ النَّفْسِ» ؛ " ای مردم‌! هر انسانی از مرگی که از آن می‌ترسد و فرار می‌کند، بالاخره آن را ملاقات خواهد کرد؛ به خاطر اینکه اجل، سرآمد زندگی است و نفس انسان را تعقیب می‌کند. " 🔻 همچنین مولا علی (علیه‌السلام) ، در نامه ۷۲ این حقیقت را بیان می‌کنند که ما نمی‌توانیم از اجل خودمان جلو بزنیم؛ آنچنان که در قرآن کریم خدا فرمود: « لاَیستَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یسْتَقْدِمُونَ » ؛ " لحظه ای نمی‌شود أجل را جلو یا عقب انداخت." 🔻 در نامه ۷۲ می‌فرماید: «فَإِنَّكَ لَسْتَ بِسَابِقٍ أَجَلَكَ »؛ " تو نمی‌توانی جلو بزنی از اجل و زمان مرگی که خدا معیّن کرده است. " 🔻و در حکمت ۳۰۶ فلسفه این اجل را، و اینکه اجل پنهان است، در سه کلمه اینگونه بیان می‌فرمایند: «كَفَى بِالْأَجَلِ حَارِساً » ؛ " برای نگهداری انسان از گناه و لغزش، همین اجل کافیست. "(یعنی اگر کسی فقط به اینکه اجلی دارد و از دنیا زمانی خواهد رفت و اینکه آن زمان هیچ مشخص نیست برای انسان توجه کند، هر لحظه خودش را نگه می‌دارد از گناه و معصیت.) 🎙حجت الاسلام مهدوی ارفع ═━⊰✼❆🍃🌹🍃❆✼⊱━═ @nahjol_balagh
🎇🎇🎇🎇🌿🌹🌿🎇🎇🎇🎇 💢كُلُّ مَعْدُودٍ مُنْقَضٍ، وَ كُلُّ مُتَوَقَّعٍ آتٍ.   💠هر چيز كه شمردنی است پايان مي پذيرد و هرچه را كه انتظار می كشيدی، خواهد رسید. 🎇🌹🕊 🎇🌿🌹 🎇🎇🎇🎇 @nahjol_balagh
━⊰✼❆🍃🌹🍃❆✼⊱━ ✨بسم الله الرحمن الرحیم ✨ 🌹شرح 🔹 توجّه به فناپذیری دنیا 💠 امیرالمؤمنین (علیه السلام) در حکمت ۷۵ می‌فرمایند: «كُلُّ مَعْدُودٍ مُنْقَضٍ وَ كُلُّ مُتَوَقَّعٍ آتٍ » " هر چیزی که قابل شمردن باشد، پایان می‌پذیرد و هر چیزی که توقّع آن را داری می‌رسد. " 🔻در واقع در قالب دو عبارت کنایی، حضرت ؛ 1⃣ هم فناپذیری و پایان پذیری عمر و فرصت حضور در دنیا را بیان می‌فرمایند ؛ 2⃣ و هم حقیقت مرگ را و رسیدن مرگ را متذکّر می‌شوند. 🔻 دو واقعیتی است که در نهج‌البلاغه، با الحان مختلف، بیان های متفاوت، دائماً متذکر شده اند حضرت؛ اگر دلی، قلبی، سالم باشد و تذکر پذیر باشد. یعنی اینکه عمرت دارد تمام می‌شود و اینکه مرگت دارد می‌رسد. 🔻مثلاً حضرت در حکمت ۳۱ نهج‌البلاغه که ارکان ایمان را بیان می‌کنند ؛ در رکن اول که صبر است، چهار شعبه قائل هستند: 🔸۱. یکی شوق بهشت است، 🔸۲. دوم ترس از جهنم است، 🔸۳. سوم زهد نسبت به دنیاست 🔸۴. و چهارم ترقّب و توقع مرگ است. 🔻درباره توقع مرگ می‌فرمایند: " کسی که توقع مرگ داشته باشد(یعنی بداند که بالاخره مرگ واقع خواهد شد) و منتظر مرگ باشد، در انجام حسنات و خوبی ها، شتاب می‌کند. " 🔻درباره قابل شمارش بودن و پایان پذیری فرصت عمر هم در حکمت ۷۴ خواندیم؛ فرمود: " (هر نفسی که می‌کشی، یک قدم به اجل نزدیک می‌شوی.) هر نفسی انسان را یک قدم به مرگ و أجل به قبر نزدیک می‌کند. " 🔻 یا در حکمت های نهج‌ البلاغه فرمود: " وقتی که تو به سمت مرگ می‌روی و مرگ هم دارد به سمت تو می‌آید، پس ملاقات با مرگ چقدر نزدیک خواهد بود. " 🎙حجت الاسلام مهدوی ارفع ━⊰✼❆🍃🌹🍃❆✼⊱━ @nahjol_balagh
🎇🎇🎇🎇🌿🌹🌿🎇🎇🎇🎇 💢إِنَّ الاُْمُورَ إِذَا اشْتَبَهَتْ اعْتُبِرَ آخِرُهَا بِأَوَّلِهَا 💠حوادث اگر مانند يكديگر بودند، آخرين را با آغازين مقايسه و ارزيابی می كنند. 🎇🌹🕊 🎇🌿🌹 🎇🎇🎇🎇 @nahjol_balagh
༻♦️📖♦️༺‌‌‌ ✨بسم الله الرحمن الرحیم ✨ 🌹شرح 📔سالى كه نكوست...: ♦️امام(علیه السلام) در اینجا درس مهمى مى دهد که براى همه مدیران، بلکه همه رهروان راه حق کارگشاست. مى فرماید: «هنگامى که کارها مشتبه شوند (و آینده روشن نباشد) آخرشان را باید به اولشان سنجید»; (إِنَّ الاُْمُورَ إِذَا اشْتَبَهَتْ اعْتُبِرَ آخِرُهَا بِأَوَّلِهَا). اشاره به این که همیشه آغاز و انجام کارها با یکدیگر پیوند ناگسستنى دارند و در واقع شبیه علت و معلول اند، بنابراین اگر ما در چگونگى پایان کارى شک و تردید داشتیم باید ببینیم آغازش چگونه بوده است; هرگاه در مسیر صحیح بوده عاقبت آن نیز چنین است و مطابق ضرب المثل فارسى: «سالى که نکوست از بهارش پیداست» و اگر آغاز آن در مسیر نادرستى قرار گرفته باید بدانیم که عاقبت آن نیز نادرست و خطرناک است و به گفته معروف: خشت اول چون نهد معمار کج * تا ثریا مى رود دیوار کج! این سخن پیام دیگرى نیز دارد و آن این که اگر مى خواهیم نتیجه هاى خوب و پربار از کارهاى خودمان بگیریم باید در آغاز مراقب زیربناهاى آن باشیم. تفاوت بناى مسجد قبا و مسجد ضرار در همین امر است که اولى به مصداق (لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى)(توبه، آیه 108) پایه صحیحى داشت و سرانجام به مضمون (فیهِ رِجالٌ یُحِبُّونَ أَنْ یَتَطَهَّرُوا)(توبه، آیه 108) عبادتگاه مؤمنان شد و مسجد ضرار که پایه آن بر اساس نفاق و کفر و شرک و تفرقه میان مؤمنان بنا شده بود عاقبتش این بود که به دستور پیغمبر طعمه حریق شود. قریب این معنا در عهدنامه مالک اشتر نیز آمده است آنجا که امام مى فرماید: «اسْتَدِلَّ عَلَى مَا لَمْ یَکُنْ بِمَا قَدْ کَانَ، فَإِنَّ الاُْمُورَ أَشْبَاهٌ; «با آنچه در گذشته واقع شده است نسبت به آنچه واقع نشده استدلال کن، زیرا امور جهان شبیه به یکدیگرند» ╰❁⊰✼❆🍃🌹🍃❆✼❁╯ @nahjol_balagh
🎇🎇🎇🎇🌿🌹🌿🎇🎇🎇🎇 💠(ضرار بن ضمره ضبايى از ياران امام به شام رفت بر معاويه وارد شد. معاويه از او خواست از حالات امام بگويد، گفت على عليه السّلام را در حالى ديدم كه شب، پرده هاى خود را افكنده بود، و او در محراب ايستاده، محاسن را به دست گرفته، چون مار گزيده به خود مى پيچيد، و محزون مى گريست و مى گفت): اى دنيا اى دنياى حرام از من دور شو، آيا براى من خودنمايى مى كنى يا شيفته من شده اى تا روزى در دل من جاى گيرى؟ هرگز مبادا، غير مرا بفريب، كه مرا در تو هيچ نيازى نيست، تو را سه طلاقه كرده ام، تا باز گشتى نباشد، دوران زندگانى تو كوتاه، ارزش تو اندك، و آرزوى تو پست است. آه از توشه اندك، و درازى راه، و دورى منزل، و عظمت روز قيامت. 🎇🌹🕊 🎇🌿🌹 🎇🎇🎇🎇 @nahjol_balagh
🍃🌹🍃 ✨بسم الله الرحمن الرحیم ✨ 🌹شرح 🔹 دنیا شناسی ⏪ 3⃣ امیرالمؤمنین (علیه السلام) در آخرین قسمت از حکمت ۷۷ نهج البلاغه ، از کمی زاد و توشهٔ آخرت ، طولانی بودن طریق و راه ، دور بودن سفر و سنگینی ورود در قیامت به خداوند متعال آه می کشند. مسأله زاد و توشه آخرت ، مسأله بسیار جدی و غیر قابل شوخی است. 🔻 مولا علی (علیه السلام) در حکمت ۱۳۰ نهج البلاغه آمده که در برگشت از جنگ صفین وقتی لشگر را وارد قبرستان بیرون دروازه کوفه کردند و بعد آنها را متوقّف کردند ، رو به مردگانِ درون قبرها کرده و فرمودند : " ای ساکنان خانه های وحشت زا ! بعد از شما همسرانتان ازدواج کردند ، خانه های شما محلّ سکونت دیگران شد و اموالتان بین ورثه و باقیماندگان تقسیم شد. اين خبری است كه ما بعد از مرگ شما از دنیای شما داريم، حالا شما بگویید که بعد از مرگ، چه خبری برای ما از برزخ داريد؟ ( سپس به یاران خودشان رو كردند، فرمودند :) اگر اجازه داشتند این مردگان که با شما سخن بگویند ، می گفتند: « اِنَّ خَیرَ الزّادِ التَّقوی‌ »؛ " بهترين زاد و توشهٔ آخرت تقواست. " 🔻 همچنین در نامه ۳۱ نهج البلاغه بند نهم ، مولا علی (علیه السلام) با تذکر نسبت به سختی و طولانی بودن راه قیامت ، به امام حسن (علیه السلام) راهبردی یاد می دهند که بتواند توشهٔ آخرت خودش را تأمین کند. می فرمایند : " بدان راهی پر مشقّت و بس طولانی در پيش روی داری و در اين راه بدون كوشش بايسته و تلاش فراوان و اندازه گيری زاد و توشه و سبك كردن بار گناه موفّق نخواهی شد." ( بعد به او می نویسند: ) " اگر مستمندی را ديدی كه توشه ات را تا قيامت می بَرَد و فردا كه به آن نياز داری به تو باز می گرداند، كمك کردن به او را غنيمت بشمار و اگر توان مالی داری بيش از نیازش به او بخشش کن." 🎙حجت الاسلام مهدوی ارفع 🍃🌹🍃 @nahjol_balagh
🎇🎇🎇🌿🌹🌿🎇🎇🎇 💠و در جواب مردى شامى فرمود: (مرد شامى پرسيد آيا رفتن ما به شام، به قضا و قدر الهى است امام با كلمات طولانى پاسخ او را داد كه برخى از آن را برگزيديم): واى بر تو شايد قضاء لازم، و قدر حتمى را گمان كرده اى اگر چنين بود، پاداش و كيفر، بشارت و تهديد الهى، بيهوده بود. خداوند سبحان بندگان خود را فرمان داد در حالى كه اختيار دارند، و نهى فرمود تا بترسند، احكام آسانى را واجب كرد، و چيز دشوارى را تكليف نفرمود، و پاداش اعمال اندك را فراوان قرار داد، با نافرمانى بندگان مغلوب نخواهد شد، و با اكراه و اجبار اطاعت نمى شود، و پيامبران را به شوخى نفرستاد، و فرو فرستادن كتب آسمانى براى بندگان بيهوده نبود، و آسمان و زمين و آنچه را در ميانشان است بى هدف نيافريد. اين پندار كسانى است كه كافر شدند و واى از آتشى كه بر كافران است 🎇🌹🕊 🎇🌿🌹 🎇🎇🎇🎇 @nahjol_balagh
━⊰✼❆🍃🌹🍃❆✼⊱━ ✨بسم الله الرحمن الرحیم ✨ 🌹شرح 🔹 شناخت جایگاه جبر و اختیار 🔻 یکی از خیانت هایی که معاویه در شام بر امّت اسلام روا داشت، این بود که عقیده جبریه را در جامعه ترویج کرد. بسیاری از مردم معتقد بودند که همه چیز بر اساس جبر الهی انجام می شود و انسان اختیاری برای خودش ندارد. دلیل این اعتقاد و ترویج این اعتقاد توسط دستگاه بنی امیّه و معاویه این بود که مردم را به این باور برسانند که اگر معاویه حاکم شده خدا خواسته ، فردا اگر یزید شراب خوار هم حاکم بشود ، خدا خواسته . همه چیز با اراده خدا و بدون اختیار انسان انجام می شود. 🔻 بر این اساس در حکمت ۷۸ می بینیم که یک شامی ( یعنی از تربیت شدگان فرهنگ شام ) از حضرت علی (علیه السلام) می پرسد اینکه ما به سمت شام می رویم آیا به خاطر قضا و قدَر الهی است ؟ یعنی ما دیگر نمی توانیم اراده ای بر خلاف آن بکنیم ؟ مجبوریم برویم ؟ 🔻 حضرت آنجا پاسخ می دهند اصلاً اینگونه نیست. مهم ترین حجّتی که برای ردّ جبر ، حضرت بیان می کنند این است که اگر انسان در افعال خودش مجبور بود و مختار نبود ، دیگر ثواب و عقاب امکان نداشت و معنا نداشت . چرا ؟ چون ثواب یعنی آن پاداشی که انسان به خاطر کار خوب اختیاری خودش می گیرد و عقاب و عذاب ، یعنی آن جزایی که به واسطه آن کار اختیاری خودش می بیند؛ وگرنه اگر ما جبر داشته باشیم و هیچ اختیاری نداشته باشیم، امکان ندارد مجبور باشیم کاری را انجام بدهیم و بعد ما عذاب بشویم . مجبور بشویم کار خوبی را انجام بدهیم و مستحقّ ثواب باشیم. 🎙حجت الاسلام مهدوی ارفع ━⊰✼❆🍃🌹🍃❆✼⊱━ @nahjol_balagh
💢خُذِ الْحِكْمَةَ أَنَّى كَانَتْ؛ فَإِنَّ الْحِكْمَةَ تَكُونُ فِي صَدْرِ الْمُنَافِقِ، فَتَلَجْلَجُ فِي صَدْرِهِ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْكُنَ إِلَى صَوَاحِبِهَا فِي صَدْرِ الْمُؤْمِنِ.    💠حكمت را هر كجا كه باشد، فراگير، گاهى حكمت در سينه منافق است و بى تابى كند تا بيرون آمده و با همدمانش در سينه مؤمن آرام گيرد. •✾❀🕊🍀🕊❀✾• 💢الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ، فَخُذِ الْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ. 💠حکمت گمشده مومن است، حکمت را فراگیر هرچند از منافق باشد. @nahjol_balagh
═━⊰✼❆🍃🌹🍃❆✼⊱━═ ✨بسم الله الرحمن الرحیم ✨ 🌹شرح و 🔹 ارزش و اهمیّت حکمت 🔻 در حکمت ۷۹ ، امیرالمؤمنین (عليه‌السلام)، دربارهٔ "حکمت" اینگونه می‌فرمایند که: 💠 " حکمت را هر کجا که باشد فراگیر؛ گاهی حکمت در سینه منافق است و بی تابی می‌کند تا بیرون آمده و با همدمانش در سینه مؤمن آرام گیرد. " 🔻قصّه "حکمت" آنقدر اهمیت دارد که امیرالمؤمنین (عليه‌السلام) در حکمت ۸۰ می‌فرمایند: 💠 " حکمت گمشده مؤمن است؛ حکمت را فراگیر هر چند از منافقان باشد. " 🔰 " حکمت " آثار بسیار بسیار مهمی دارد، که مولا علی (علیه‌السلام) در خطبه ۱۳۳، به بخشی از این آثار اینگونه اشاره فرمودند که: « الْحِكْمَةِ حَيَاةٌ لِلْقَلْبِ الْمَيِّتِ وَ بَصَرٌ لِلْعَيْنِ الْعَمْيَاءِ وَ سَمْعٌ لِلْأُذُنِ الصَّمَّاءِ وَ رِيٌّ لِلظَّمْآنِ وَ فِيهَا الْغِنَى كُلُّهُ وَ السَّلَامَةُ » ؛   " حکمت مایه زنده شدن قلب مرده است، باعث بینایی چشم کور است، گوشی که ناشنوا شده است را شنوا می‌کند، مایه سیراب شدن تشنگان است و تمام غنا، بی نیازی و سلامت در حکمت جمع شده است. " 🔻 لذا حتّی در توصیف حضرت مهدی (ارواحنافداه)، مولا علی (علیه‌السلام) در بند پنجم از خطبه ۱۸۲ اینگونه می‌فرمایند: " او زره دانش بر تن دارد و با تمامی آداب و با توجه و معرفت کامل، آن را فرا گرفته است؛ حکمت گمشده اوست که همواره در جستجوی آن می‌باشد و نیاز اوست که برای به دست آوردنش می‌پرسد. " 🎙حجت الاسلام مهدوی ارفع ═━⊰✼❆🍃🌹🍃❆✼⊱━═ @nahjol_balagh