✨ثُمَّ أُدْرِجَ فِي أَكْفَانِهِ مُبْلِساً✨
او را در کفنها درج میکنند و این درحالیست که از او دیگر ناامید شدهاند.
او که روحش به دنبال جسمش در حرکت است. میداند که برایش بازگشتی نیست. گاهی انسان در حال حیات خواب میبیندکه از دنیا رفتهاست و او را تشییع میکنند یا به خاک میسپارند، از شدت وحشت از خواب میپرد و متوجه میشود بحمدلله مرگی درکار نیست؛ ولی به خود میلرزد که عجب! به همین راحتی میمُردم! ولی خدارا شکر میکند که باز به او حیات داده و او را به دنیا باز گردانده است.
درحقیقت هربار که ما میخوابیم و از خواب بیدار میشویم، یک نمونه کوچک از مرگ را تجربه میکنیم. اما مرگ آن خوابیاست که دیگر بیداری ندارد و انسان ناامید است (ثُمَّ أُدْرِجَ فِي أَكْفَانِهِ مُبْلِساً)
برای اینکه بهتر متوجه شوید تصورکنید کسی را میخواهید با خود به جایی ببرید، اما او نمیآید. هرچه دستش را میکشید، او خودش را محکمتر به زمین میچسباند و تکان نمیخورد. اجازه نمیدهد جابهجایش کنید؛ ولی آن زمانی که کسی از دنیا میرود و او را در کفن قرار میدهند، دیگر هیچ مقاومتی ندارد.
✨وَ جُذِبَ مُنْقَاداً سَلِساً✨
او را میکِشند، جابجا میکنند، درحالیکه کاملاً مطیع است و به راحتی اینکار را انجام میدهند؛ یعنی دیگر هیچ مقاومتی در او دیده نمیشود. خودش را به زمین نمیچسباند، سنگینی نمیکند و راحت در اختیار کسانی استکه میخواهند او را جابجا کنند. بعداز آنکه او را کفنپیچ کردند
✨ثُمَّ أُلْقِيَ عَلَى اَلْأَعْوَادِ ✨
بدن او را در تابوت قرار میدهند.
✨رَجِيعَ وَصَبٍ وَ نِضْوَ سَقَمٍ✨
بدنی که مثل رجیع خسته ، ناراحت، لاغر و آب شده است.
🔸معنای واژگان:
"رَجیع" : آن حیوان باربری که وقتی از سفرمیرسد باز بارجدیدی بر دوشش میگذارند تا مسیر را بازگردد یا سفرجدیدی برود (مجدداً او را مرجوع میکنند، رجعت میدهند) این حیوانِ خسته که نیاز به استراحت دارد؛ ولی او را برمیگردانند، و چقدرحیوان آسیب میبیند و درد و ناراحتی دارد.
🔸معنای واژگان:
"نضو" : لاغری
✨تَحْمِلُهُ حَفَدَةُ اَلْوِلْدَانِ✨
فرزندان، نوادگان و نزدیکان میآیند و تابوت را بلند میکنند.
🔸معنای واژگان:
"حَفَدة" : نوادگان
✨وَ حَشَدَةُ اَلْإِخْوَانِ إِلَى دَارِ غُرْبَتِهِ وَ مُنْقَطَعِ زَوْرَتِهِ وَ مُفْرَدِ وَحْشَتِهِ✨
دوستان و آشنایانی که برای تشییع جمع شدهاند میآیند زیر تابوت قرار میگیرند و دستبهدست تابوت را میبرند به سمت خانهای که در آن غریب است و همراهانی با او نیستند. همه قرار است او را غریب و تنها رها کنند.(چندروز اول ممکن است بر سر قبرش بیایند؛ ولی گاهی اتفاق میافتد که چندین ماه یا چندین سال میگذرد و کسی بر سر مزارش نمیآید)
(البته امروزه متاسفانه میبینیم همین مسافت را هم حاضر نیستند تشییع کنند و همه مسیر را آمبولانس باید طی کند؛ آنهم با آخرین سرعت)
چه خبراست؟!
او رفت و دیگر برنمیگردد. به زودی به خاک سپرده میشود.
دو دقیقه تحمل کنید!
پنج دقیقه او را سرِدست ببرید!
وقتی کوچک بودید، او ساعتها شما را بر دوش میکشید و در آغوش میفشرد؛ حال چندنفری حاضر نیستید تابوت او را چند متر مشایعت کنید؟!
مستحب است جسد را قبل از ورود به قبر تا سه بار برزمین بگذارند تا او با خانه جدیدش خو بگیرد. چقدر عجله میکنید؟! دیگر کسی به زیارت او نمیآید، قطع شد. او تنها وارد دنیای جدیدی شدهاست. تمام شد، رفت.
آن دیدارهای هرروزی، یا هرساعتی، این تلفنهای پیدرپی، خبرگرفتنهای آنبهآن تمام شد!
اوست و اعمالش؛ والبته اگر #موالیّکِرامی داشته باشد، او را تنها نمیگذارند، به فریادش میرسند و به دیدار او میآیند.
🔸معنای واژگان:
"حَشَدَة" : جمع حاشد به معنای جمعیتی که برای انجام کاری آمدهاند.
[#موالیّکِرام : منظور اهل بیت به ویژه امیرالمومنین علیه السلام هستند. نقل است که ایشان به حارث همدانی فرمودند یا حارث: "مَن یَمُت یَرَنی" هر کس بمیرد مرا میبیند.]
#شوقمعرفت۳
🌴🌴🌴