" ناجـــه "
قابی از پاییز . . 🍁
- میگفت :« پاییز در میانهی همهی فصلهاست .
نه مطلقاً سرد ، نه مطلقاً گرم .
نه سبزِ سبز ، نه زردِ زرد !
بلکه چیزیست در میانِشان . . .
به این فکر کردم که میانه بودن زیباست.
مثل ترکیبِ زرد و سبز درختها ، مثلِ تلاقیِ ابر و خورشید ، مثل هوایِ مطلوب .
پاییز در میانهی فصلهاست و آبان در میانهی پاییز !
داشتم به پاییز فکر میکردم ،
اما ناگهان صدای درونم گفت :
« کاش مشخص کردن میانهی همهچیز ، همینقدر راحت بود! »
حق با درونم بود . گاهی تشخیص مرزها سخت میشود . . .
گاهی در میانهی راه حرکت کردن ، دشوار است .
یادِ حدیثِ خَيرُ الاُمورِ أوْسَطُها میافتم .
نگاهم هنوز خیرهی برگهایِ زرد و سبز مانده . خیرهی درختی که نیمش پاییز است و نیمش بهار ..
درختی که هم زیبایی پاییز را یادآور میشود ، هم فرحبخش بودن بهار را .
به راستی چه رازی نهفته در این میانِگی؟
چه دارد که حتی طبیعت هم آن را یادآوری میکند؟
نامهی نهجالبلاغه در ذهنم میرود روی دور تکرار :« چگونه خدا را انکار میکنید ، درحالی که خلقتهایش را میبینید؟ »
ذهنِ فلسفهپردازم گاهی همهچیز را به هم پیوند میزند و پاریوقتها خودم هم گیج میزنم و ارتباطشان را نمیفهمم .
اما میدانم این یادآوریها ، اتفاقی نیست ...
باید بیشتر فکر کنم ، به پاییز ، به آبان ، به قلبِ و میانهی همه چیز .
- گلنار .
- قلبِ پاییز :)
پادکست4_5783010826537409270.mp3
زمان:
حجم:
20M
برایِ بیستوهفتمین شبِ آبان 🍁 ؛
" ناجـــه "
برایِ بیستوهفتمین شبِ آبان 🍁 ؛
- یه طوری حرف میزنی انگاری عاشقی جرمه! همه مثل تو نیستن که دلشون رو واسه خدا خلوت کنن ...
من آدمم . یه مرد رو دوست دارم :)
تو اسم آدمها ، احساس و عاطفهشون رو بذار هوس و خیال!
#دیالوگ
" ناجـــه "
برایِ بیستوهفتمین شبِ آبان 🍁 ؛
عشق بار گندم نیست که براش چرتکه بندازی . عاشق شدن لیاقت میخواد .
نصیب هرکسی نمیشه . قدرش رو بدون :))))
#دیالوگ