دیدی آقا ؟
دیدی حسرت دیدارت به دلم موند ؟
دیدی خوابها ، تعبیر نشد ؟
دیدی رویاها ، واقعیت نشد ؟
دیدی دیدارمون رفت به قیامت؟ : )
حتی یه یادگاری کوچیک هم ندارم ازت...
حالا تو بگو ،
من با غم نبودنت چه کنم ؟
- بسمالله✨
هرچقدر فکر کردم ، دیدم این که فقط بشینیم و غصه بخوریم کار درستی نیست.
باید یه کاری انجام بدیم ؛
هرچند کوچیک و ناچیز !
به دلم افتاد یه پادکست تولید کنم، اما نه شبیه همیشه.
اینبار با کمکِ شما : )
شما قراره توی یه صوت یکالی دو دقیقهای ، حسوحالِ امروز و خشمتون نسبت به دشمن رو بیان کنید.
اصلا مهم نیست که صدای قشنگی دارین یا نه! چون این یه کار دلیه و قشنگیش به دستهجمعی بودنشه : )
چون توی پیوی نمیشه صوت ارسال کرد، یه گروه میزنم و لینکش رو براتون میذارم.
یه یاعلی بگید. هم خودتون مشارکت کنید هم این پیام رو به دست بقیه برسونید.
اینم لینک گروه :
https://eitaa.com/joinchat/1952515383C3c36a71442
شدهام مخاطب خاص!
صخره ها را درنوردیدهام و گوشهای از غار حرا چشم دوختهام به ردای حریر و سفید جبرئیل...
تمام وجودم را آرامش میگیرد و او میگوید : بخوان فلانی ... بخوان به نام پروردگارت.
چشم شیطان کور و زبانش لال ؛ ادعای نبوت نکردهامها.
نه روحم به وسعت روح اوست
و نه رنج هایم به قد و قوارهی زمانهی او...
منتهی این روزها ، کلام وحی را جورِ دیگری میخوانم و میفهمم.
(آنگونه که بر محمدِ مصطفی نازل شد.)
شدهام تنها مخاطبِ کلامالله و هر آیه را خوانش که نه ، میبلعم!
هنوز ابتدای کارم که آیهی ۴۹ سورهی بقره ندا میدهد که آهاااای فرزندِ آدم ، به یاد آور زمانی را که تو را از چنگ فرعونیان نجات دادیم.
*وَإِذْ نَجَّيْنَٰكُم مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ...
هنوز به آخر آیه نرسیده آل فرعون را مزه مزه میکنم و چشم میدوانم روی این کلمه و با خود میاندیشم که جهان مدرن و به ظاهر رنگی من ، چه آل فرعون هایی دارد؟!
آنها که کت و شلوار به تن میکنند و کراوات میزنند
و در باطن ؟
غذایشان گوشتِ تن آدمیست و تفریحشان کودک کشی.
حالا که او را شناختهام نیمهی اول آیه را امید بخشتر و با انگیزه تر و با لبخندی که به زور کنج لب دوختهام ، دوباره و سه باره تکرار میکنم :وَإِذْ نَجَّيْنَٰكُم...وَإِذْ نَجَّيْنَٰكُم...وَإِذْ نَجَّيْنَٰكُم.
آب روی آتش است این گونه قرآن خواندن که آیهی بعد اگر مخاطب خاصِ آن باشید زل میزند در مرکزی ترین نقطهی قرنیهی چشم هایتان و میگوید :
وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ ٱلْبَحْرَ فَأَنجَيْنَٰكُمْ وَأَغْرَقْنَآ ءَالَ فِرْعَوْنَ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ(٥٠)
بهخاطر آوريد كه دريا را بهمحض ورودتان شكافته و نجاتتان داديم و فرعون و دارودستهاش را جلوى چشمتان غرق كرديم .
✍مبینا دهقانی فیروزآبادی
#روایت_توحید
#مخاطب_خاص
" ناجــه "
شدهام مخاطب خاص! صخره ها را درنوردیدهام و گوشهای از غار حرا چشم دوختهام به ردای حریر و سفید جبرئ
بهم گفت پیشنهاد من برای آرامش اطرافیانم اینه که قرآن رو به گونهای بخونید که انگار فقط و فقط برای شما نازل شده!
و بعد روایتی که نوشته بود رو برام فرستاد .
راستش حیفم اومد تنهایی ازش لذت ببرم، فرستادم که نورِ امید ، به وجود شما هم تزریق بشه : )✨
هدایت شده از اتاق ِ۴۷۰ .
454_86048081757366.mp3
زمان:
حجم:
5.2M
__ _
ریخت برهم با زمین افتادنت دنیای من ؛
دیدی آخر چشم خوردی خوش قد و بالای من؟💔
کاری از : بچههای ایران .
تقدیم به روح بلند و ملکوتی شهیدسیدعلیخامنهای🖤
@OTAGH_470 | @najjeeh
" ناجــه "
__ _ ریخت برهم با زمین افتادنت دنیای من ؛ دیدی آخر چشم خوردی خوش قد و بالای من؟💔 کاری از : بچه
اگه دوسش داشتید ، فور بزنید : )✨
هدایت شده از اتاق ِ۴۷۰ .
460_86095151112938.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
____ _
#رادیوچهارصدوهفتاد
من زندگی بدون تو را صبر میکنم ؛
باشد ولی دومرتبه برگرد با ظهور 🖤 .
با نوای ِدلنشین ِ: زینببانو .
تقدیم به روح بزرگ و ملکوتی ،
شهید سید علی خامنهای : ) .
[ @OTAGH_470 / @najjeeh ]
امشب باید آقا شب شعر میگرفتن تو بیت به رسم هر سال!🥺
بستهست بیتو دفترِ شبهای شعرِ بیت
بدرود بیتِ آخرِ شبهای شعرِ بیت...
لاادری