[ ثبتِبیتکرارترینلحظات، درآخرینشبِ سفر! ]
شببیداری در حرم، اشک، دوستی، حرفهای فراوان و در آخر آغوش و خداحافظی : )
بهتاریخِ : بیستوششِ اردیبهشتِ چهارصفرپنج .
•
چگونه وداع بخوانم؟ وقتی تکتک سلولهایم فریاد میزنند میخواهم بمانم!
چگونه بگویم خداحافظ؟ در حالی که تمام روحم اینجا جا مانده است!
چگونه بروم و بگویم به امید دیدار؟
وقتی از همین لحظه دلتنگت هستم🥺
تو بگو چهطور از تو دل بکنم که آخرش به اشک ختم نشود؟
چهطور در آخرین لحظه، تصویری که در چشمهای تو میماند، لبخندهایم باشد، نه اشک جاری روی گونههایم ؟
عزیزِ من؛
روی قلبم دستمال نمدار بکش تا تپشهایش منظم شود و بتواند فراقت را دوام بیاورد.
گرچند میروم، اما تمامِ وجودم در حرمت میماند، تا باز برگردم : )
میروم و زیرلب میخوانم :
« وقت ورود در حرم تو، هواییام؛
وقت خروج باز زمینگیر میشوم :)) »
- گلنار .
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به یادگار، از لحظاتی که کنارِ بابارضا(ع) گذشت : )
اردیبهشت ماهِ چهارصفرپنج✨
#ولاگ .
" ناجــه "
به یادگار، از لحظاتی که کنارِ بابارضا(ع) گذشت : ) اردیبهشت ماهِ چهارصفرپنج✨ #ولاگ .
از ایتا بابت از بین رفتن کیفیت ممنونم🙏🥲
همخونهایهای من؛
چرا دارین از ناجه میرین؟
اگه چیزی هست، خوشحال میشم تو ناشناس بهم بگید🌟