" ناجـــه "
- هوایِ عصرگاهی ، تهران و کوچهپسکوچههای ولیعصر : )
درختهایی که سبزتر و آسمانی که
آبیتر از همیشه بود .
پیادهرویِ طولانی به همراه پسزمینهای از
آهنگهایِ چاووشی : )
حرفهای درگوشی ، لبخندهایِ از عمقِ
وجود و قدمهایی که خسته بود!
ناگاهِ یادِ تو در ذهنم پیچوتاب خورد .
تپشهای قلبم نوسان یافت، آهنگِ چاووشی از لبخند گفت و لبخندهایت برایم تداعی شد .
چاووشی خواند و من درست وسط تهران،
غرق شدم در خیالِ تو : )
نگذاشتم کسی بفهمد . فقط آهسته از ذهنم گذشت :
« کاش تو کنارم بودی ؛ کاش روزی برسد که با تو در جایجای تهرانِ عزیز قدم بزنم و خاطره بسازم . . و ای کاش سهم من از تو کمی بیشتر بود! »
یادت عجیب آمد، عجیب رفت و مرا در هالهای از بهت و ابهام گذاشت .
من لحظاتی به تو فکر کردم و بعد در سکوت غرق شدم .
در سکوتی که پر از صدایِ تو بود : )
سکوتی که یادت در آن قدم میزد : )
- گلنار .
- روزمرگی .
- بیستونهِ هزاروچهارصدوچهار .
" ناجـــه "
- و امّا عزیزِمن ؛
مطمئن باش آنچه برایِ تو
آفریده شده را ؛
هرگز از دست نخواهی داد ...
من این را با تمامِ وجود درک کردهام!
در تکتک ثانیههایِ زندگی ، ترسِ از دستدادن گریبانم را گرفته و تا مرزِ خفگی مرا کشانده .
اما هربار ، بعد از تمامِ شدن آن مرحله از زندگی فهمیدم آنچه قرار بوده برایِ من باشد ، مانده .
و آنچه مال من نبوده ، رفته است!
تو نمیتوانی تعیین کنی چه چیزی بماند و چه چیزی برود .
شاید آن چیزی که برایِ ماندنش میجنگی ،
ضربهای به تو بزند که جراحتش تا همیشه بماند . .
هیچکس خیر تو را بیشتر از خالقت نمیخواهد .
کسی که تو را آفریده ، تو را بیشتر از همه بلد است و صلاحت را میداند : )
پس نگران نباش و نترس . .
همهچیز را به او بسپار و به برنامهریزیاش اطمینان داشته باش✨
او خودش میداند چطور قطارِ زندگیات را جلو ببرد .
تو تنها صبر کن ؛ صبرکن و شک نداشته باش که مسیر رُشد از صبر میگذرد🌱
- گلنار .
" ناجـــه "
غزه اِی خطّهی غیرت که شدی ساحل خون ،
ماندهای با تن زخمی وسط فتنهی دون .
سرخی لاله به هر دشت تو پیداست زِ دور ،
طیّب الله به گلگونی این دشت جنون .
مردمانت همگی طالب قرصی نانند ،
قلبِ دنیا شده از مرگِ زنانت گلگون .
مثل یک مادر تنهای مصیبت دیده ،
ظرف صبرت شده لبریز و غمت روزافزون .
با زبان خودت از حجم غمَم میگویم :
ضاقَ مِن جُرحِکَ صَدری بَکَتِ الدَّمَّ عُیون .
کودکی خفته به آغوشِ پدر بینفَس است ،
یک جهان در پس چشمان پدر گشته نگون .
خواهری رو به تن سرد برادر میگفت :
ای همه دلخوشیم ! رفتهای از دست کنون .
دخترِ کوچک و موهای پریشان در باد ،
چشم در راهِ کسی مانده پُر از وهم و فتون .
سوز مظلومیتت گرچه فزونی دارد ،
ظلم را میزند از بیخ ، همین سوز درون .
صوت قرآن وسطِ شعله و آوار و عطش ،
میتَپد در دل شب مثل دعایی مَظمون .
چهرهها زرد و دل از مژدهی "قائد" سرخ است ،
رنگ رخساره ندارد خبر از سر درون .
کی رسد منجی عالم ، بزداید این غم ؟
تا به پایان برسد این شبِ تاریک و زبون .
وعدهی فتحِ تو از صبرِ شهیدان پیداست ،
یُفتَحُ الخَیبَرُ صُبحاً بِیَدِ الحیدریّون .
بمونه به یادگار ، غزلـی با همکاری
بچهـای خوش ذوق استعارهی تو 💙 .
" ناجـــه "
غزه اِی خطّهی غیرت که شدی ساحل خون ، ماندهای با تن زخمی وسط فتنهی دون . سرخی لاله به هر دشت تو
انصافاً غزل قشنگی شد :)
یکیدوتا از بیتهاشم من نوشتم ..✨
هدایت شده از رادیو هـوران ♬
زمان:
حجم:
7.8M
چهارفَصل…
|🪐🤎|
بهقلمِ ؛ بانو گُلنار
📻 RADIO HORAN
" ناجـــه "
چهارفَصل… |🪐🤎| بهقلمِ ؛ بانو گُلنار 📻 RADIO HORAN
وقتی اونقدر متنت به دلشون میشینه که تصمیم میگیرن پادکستش کنن : ))
ممنون ازت عزیزدلم🥺✨
خیلی دوسش دارم🌻