هَللیاَناَراکَ ؟ :)
" ناجـــه "
هَللیاَناَراکَ ؟ :)
- محبوبِ ابدیِ من ؛
سهشنبه شب که باز نگاهم ، مسجدِ فیروزهای دلربایتان را در آغوش کشید ،
تازه فهمیدم چقدر دلم برایتان تنگ شده بود ...
انگار قلبم ماهی دورافتاده از آب بود و حالا دوباره به اقیانوس خویش برگشته بود .
چشمهایم بیامان میبارید و من به حال خود رهایشان کرده بودم ،
کجا امنتر از آغوشِ پدرانهی شما ، برایِ گریستن ؟
به خلوتِ خود گریختم و ترجیح دادم دور باشم از همه و نزدیک باشم به شما : )
چه حس خوبی داشت ، نماز خواندن برایِ لبخندِ شما و چه رزق خوبی بود دعایِ توسل در صحنِ جمکران : ))
محبوبِ من ؛
ببخش که دور شده بودم ،
ببخش که حواسم نبود بودنِ شماست که جان میبخشد به ما ..
ببخش که غصهی همه را میخورم و غصهی شما را نه!
شما ببخش این همه بیمعرفتی را ...
درست است که رسم عاشقی را خوب نیاموختهام ، اما آنقدر دوستتان دارم که دلم ذرهای اندوه شما را تاب نمیآورد🥺
کاش دلتان از من نگیرد .
چشمهایتان به خاطر من بارانی نشود و
از من ناامید نشوید : )
عزیزِ قلبم ،
چقدر دیگر باید منتظر بمانم ؟
یعنی میشود شما را ببینم ؟
فقط کاش دیر نباشد ...
کاش باقی ماندهی غیبتتان را بر ما ببخشند و چشمانمان منور شود به جمالتان : )
راستی ...
اگر آمدید و من آن روز نبودم ،
بدانید خیلی آمدنتان را آرزو کردم : )
دوستتان دارم گلِ نرگسِ قلبم✨
- گلنار .