نمکتاب 🇮🇷
♨️#نقد_کتاب
شب ممکن
📚رمان:#شب_ممکن
✍نویسنده:#محمد_حسن_شهسواری
شب خیلی خوب است.
شب ها همه خوبند چون خاصیت پوشانندگی دارند.
تمام آنچه که خورشید قادر است با پشتوانه نورش به رسوایی بکشد🌱، شب می تواند با خاصیت ذاتی اش در خود فرو ببرد و تو تنها تاریکی مطلق را ببینی.
البته که ممکن است کسی بعدها آن چه که در شب پنهان شده بود🤭 را با قلمش هوار بکشد و نمایان سازد.
و “شب ممکن” دانسته یا ندانسته می خواسته چه چیز را فریاد بزند؟
امکان داشتن بودها و نبودها.
بودهای بد و هرزه ای که باید با چشم ندیدو تنها با قلمِ مظلوم می شود مقابل چشمها تماشایی اش کرد.😥
شهسواری از نوشتن این رمان چه هدفی داشته است؟🔎
می خواهد لذت های لجن را عادی سازی کند؟📊
یا غیر عرف ها را لذیذ جلوه دهد؟
از هر جهت که نگاه کنی ظلم بزرگی است. 😠
ولی یک چیز را خوب به تصویر می کشد؛
دریوزگی تمام آن هایی که خودشان را “هرز” داده اندو مثل یک کهنه پارچه گرد گیری، بی مقدارند و در به در.😔
فرقی هم نمی کند مرد و زنش،
همه سرگردانند،
منفعلند،
بی پناهند.😰
هر چند که در ظاهر مست و سرخوشند.
شب ممکن
همان بوفِ کورِ پوچِ صادق هدایت است😟
که کتاب هایش تو را سرگردان و افسرده می کند😔 و به قول بچه های دبیرستانی می مانی که با این زندگی ات چه کنی!😢
خودکشی بهترین کار است!🔪💊
هرچند که ادبیات و قدرت قلمش تو را پای کتاب بنشاند، محتوایش تو را به آخر خط می رساند و این همان “هیچ و پوچ” است.😣
داستان سه فصل دارد: شب شروع، شب واقعه، شب کوچک.🌙
شب شروع : یک خیال است، پردازشی است برای کسی که از حال امروز و الان خسته است.
اصلا خیلی تنهاست و فکرش چیزی متفاوت می خواهد.
پس می رود دنبالش و چون می تواند، به آن می پردازد.🍃
دختری پولدار👸🏻 و بی عار همراه مردی بی هدف، دنبال لذتی چند ساعته می روند🔥 و در نهایت به جدایی بعد از لذت می رسند.
شب واقعه و شب کوچک : می خواهند به تحلیل آن دو شب گذشته و اتفاقات بعد از آن دو شب بپردازند.🍃
نویسنده، اول کتاب شعر حافظ را می نویسد که:
فریب جهان قصه ی روشن است ☘
ببین تا چه زاید، شب آبستن است🍂 ۶
و فریب خوردن انسان ها (از هر دو جنس) در مقابل لذت دنیا را به تصویر می کشد. 🌅
مردمانی از هر وادی و طیف که درون و فکرشان به خاطر مبهوت شدن در برابر لذت🔥، خالی است.
داستان این رمان به گونه ای است که هم خسته ات می کند و هم سر خورده و سر آخر تو می مانی و دنیایی که تو را در خود فرو می برد.🙄
هرچند که انسان ها خودشان چاقو به دست دیگران می دهند تا ذبحشان کنند.🤭
تو بسیار در اطرافت می بینی، سرهای آذین بسته شده، با موهای شینیون، که جدا شده است.
این همه گردن های بریده شده که صورت های عروسکی شان چشم نواز است،☺️
این همه غیرت و حیای مُثله شده،
نتیجه قصه های پر فریب دنیاست که زایش دورشدن از تمدن خود و پیوستن به تمدن غربِ بی خداست.🙄
اما نویسنده ی “شب ممکن” فهمیده یا نفهمیده هم به میخ زده و هم به نعل .
خواننده باید عاقل باشد.😌
╔ ✾" ✾ "✾ ════╗
♨️ @namaktab_ir
╚════ ✾" ✾" ✾
نمکتاب 🇮🇷
نقد کتاب وقتی دلی #نقد_کتاب #وقتی_دلی 🌱چشاندن شیرینی #اسلام به خواننده و نمایش زشتی و تاریکی جهالت
📚کتاب:#وقتی_دلی
وقتی دلی
✍️نویسنده:#محمد_حسن_شهسواری
🔖#جوان. #رمان
🌱برگی از کتاب:
اگر از هر کسی در سراسر جزیره العرب می پرسیدی زیباروترین جوان حجار کیست؟
😧بی شک پاسخ میشنیدی مصعب پسر عمیر.
دخترانِ جوانِ خانواده های اعیان مکه، یکایک ، هم را خبر می کردند که مصعب، جوان برازنده ی مکه از سفر 🐫تجاری باز آمده و بزودی وارد شهر می شود.
همگی دل❣️ از دست داده از زیارت این جوان رعنای عرب.
هر کدام به بهانه ای از خانه بیرون می زدند و راهی بازارچه که بارانداز کاروان پدر مصعب بود.
شور و لوله ای در دختران برپا بود و هر یک امیدوار به ربودن دل مصعب.
مصعب که هنوز دختری دلش را نلرزانده بود.💔
🙂 خانواده های تجار و اعیان با شنیدن خبر بازگشت کاروان ، به بهانه های مختلف ، دختران خود را آراسته همراه خود می کردند تا بلکه نظر مصعب، سرور جوانان عرب، معطوف دخترشان شود 🤭که در اینصورت اسباب فخر و مباهاتشان می شد.
مصعب با کاروان تجاری پدر ، حامل دیبا و حریر یمنی وارد شد.
👀بهانهی حضور دختران نیز مهیا بود ، خرید حریر و دیبا.
◀️ادامه معرفی در 👈🏻 سایت نمکتاب
╭┅──────┅╮
🗓 @namaktab_ir
╰┅──────┅╯