eitaa logo
نمکتاب 🇮🇷
17.8هزار دنبال‌کننده
5.3هزار عکس
952 ویدیو
342 فایل
💢نمکتاب: نهضت ملی کتابخوانی💢 『ارتــــباط بــــا نمکتاب🎖』 💌- @p_namaktab 『سفارش کتاب نمکتاب』 🛒 @ketab98_99 『قیمت + موجودی کتب』 『📫- @sefaresh_namaktab 『مشاوره کتاب نمکتاب』 📞 @alonamaktab 『سایت جامع نمکتاب』 🌐- https://namaktab.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
نمکتاب 🇮🇷
♨️ شب ممکن 📚رمان: ✍نویسنده: شب خیلی خوب است. شب ها همه خوبند چون خاصیت پوشانندگی دارند. تمام آنچه که خورشید قادر است با پشتوانه نورش به رسوایی بکشد🌱، شب می تواند با خاصیت ذاتی اش در خود فرو ببرد و تو تنها تاریکی مطلق را ببینی. البته که ممکن است کسی بعدها آن چه که در شب پنهان شده بود🤭 را با قلمش هوار بکشد و نمایان سازد. و “شب ممکن” دانسته یا ندانسته می خواسته چه چیز را فریاد بزند؟ امکان داشتن بودها و نبودها. بودهای بد و هرزه ای که باید با چشم ندیدو تنها با قلمِ مظلوم می شود مقابل چشمها تماشایی اش کرد.😥 شهسواری از نوشتن این رمان چه هدفی داشته است؟🔎 می خواهد لذت های لجن را عادی سازی کند؟📊 یا غیر عرف ها را لذیذ جلوه دهد؟ از هر جهت که نگاه کنی ظلم بزرگی است. 😠 ولی یک چیز را خوب به تصویر می کشد؛ دریوزگی تمام آن هایی که خودشان را “هرز” داده اندو مثل یک کهنه پارچه گرد گیری، بی مقدارند و در به در.😔 فرقی هم نمی کند مرد و زنش، همه سرگردانند، منفعلند، بی پناهند.😰 هر چند که در ظاهر مست و سرخوشند.  شب ممکن همان بوفِ کورِ پوچِ صادق هدایت است😟 که کتاب هایش تو را سرگردان و افسرده می کند😔 و به قول بچه های دبیرستانی می مانی که با این زندگی ات چه کنی!😢 خودکشی بهترین کار است!🔪💊 هرچند که ادبیات و قدرت قلمش تو را پای کتاب بنشاند، محتوایش تو را به آخر خط می رساند و این همان “هیچ و پوچ” است.😣 داستان سه فصل دارد: شب شروع، شب واقعه، شب کوچک.🌙 شب شروع : یک خیال است، پردازشی است برای کسی که از حال امروز و الان خسته است. اصلا خیلی تنهاست و فکرش چیزی متفاوت می خواهد. پس می رود دنبالش و چون می تواند، به آن می پردازد.🍃 دختری پولدار👸🏻 و بی عار همراه مردی بی هدف، دنبال لذتی چند ساعته می روند🔥 و در نهایت به جدایی بعد از لذت می رسند. شب واقعه و شب کوچک : می خواهند به تحلیل آن دو شب گذشته و اتفاقات بعد از آن دو شب بپردازند.🍃 نویسنده، اول کتاب شعر حافظ را می نویسد که: فریب جهان قصه ی روشن است ☘    ببین تا چه زاید، شب آبستن است🍂  ۶ و فریب خوردن انسان ها (از هر دو جنس) در مقابل لذت دنیا را به تصویر می کشد. 🌅 مردمانی از هر وادی و طیف که درون و فکرشان به خاطر مبهوت شدن در برابر لذت🔥، خالی است. داستان این رمان به گونه ای است که هم خسته ات می کند و هم سر خورده و سر آخر تو می مانی و دنیایی که تو را در خود فرو می برد.🙄 هرچند که انسان ها خودشان چاقو به دست دیگران می دهند تا ذبحشان کنند.🤭 تو بسیار در اطرافت می بینی، سرهای آذین بسته شده، با موهای شینیون، که جدا شده است. این همه گردن های بریده شده که صورت های عروسکی شان چشم نواز است،☺️ این همه غیرت و حیای مُثله شده، نتیجه قصه های پر فریب دنیاست که زایش دورشدن از تمدن خود و پیوستن به تمدن غربِ بی خداست.🙄 اما نویسنده ی “شب ممکن” فهمیده یا نفهمیده هم به میخ زده و هم به نعل . خواننده باید عاقل باشد.😌 ╔ ✾" ✾ "✾ ════╗   ♨️ @namaktab_ir ╚════ ✾" ✾" ✾
نمکتاب 🇮🇷
نقد کتاب وقتی دلی #نقد_کتاب #وقتی_دلی 🌱چشاندن شیرینی #اسلام به خواننده و نمایش زشتی و تاریکی جهالت
📚کتاب: وقتی دلی ✍️نویسنده: 🔖. 🌱برگی از کتاب: اگر از هر کسی در سراسر جزیره العرب می پرسیدی زیباروترین جوان حجار کیست؟ 😧بی شک پاسخ می‌شنیدی مصعب پسر عمیر. دخترانِ جوانِ خانواده های اعیان مکه، یکایک ، هم را خبر می کردند که مصعب، جوان برازنده ی مکه از سفر 🐫تجاری باز آمده و بزودی وارد شهر می شود. همگی دل❣️ از دست داده از زیارت این جوان رعنای عرب. هر کدام به بهانه ای از خانه بیرون می زدند و راهی بازارچه که بارانداز کاروان پدر مصعب بود. شور و لوله ای در دختران برپا بود و هر یک امیدوار به ربودن دل مصعب. مصعب که هنوز دختری دلش را نلرزانده بود.💔 🙂 خانواده های تجار و اعیان با شنیدن خبر بازگشت کاروان ، به بهانه های مختلف ، دختران خود را آراسته همراه خود می کردند تا بلکه نظر مصعب، سرور جوانان عرب، معطوف دخترشان شود 🤭که در اینصورت اسباب فخر و مباهاتشان می شد. مصعب با کاروان تجاری پدر ، حامل دیبا و حریر یمنی وارد شد. 👀بهانه‌ی حضور دختران نیز مهیا بود ، خرید حریر و دیبا. ◀️ادامه معرفی در 👈🏻 سایت نمکتاب ╭┅──────┅╮ 🗓 @namaktab_ir ╰┅──────┅╯